زنی با چادر رنگی! جامعه گناباد هنوز برای ازدواج از هنر و فن برخی واسطه ها استفاده میکند

دسته: اجتماعي , اسلایدر
بدون دیدگاه
دوشنبه - ۱۷ خرداد ۱۳۹۵

photo_2016-06-05_21-47-46مسئله ازدواج موفق معمولا با سه حلقه تعریف میشود.

دختر و پسر در حال ازدواج – خانواده های دو طرف – حلقه اتصال یا مشاور

وقتی دو خانواده از دو جنس متفاوت میخواهند به یکدیگر نزدیک شوند معمولا یک رابط یا واسطی باید تعریف شود تا مناسک و آیین های آن را انجام دهد. این یک موضوع قدیمی و سنتی نیست بلکه کارکردهای مشاور در دنیای جدید هم دقیقا بر همین اساس است. نزدیک شدن به خصوصی ترین حریم انسان ها در خانواده آن هم برای تملک پسر یا دختر ، همیشه با اصطکاک همراه است. بنابراین مشاورین باید با تلطیف کردن فضا و ایجاد پیش شرط های اولیه هر دو طرف را برای جلسه رسمی ازدواج آماده کند.

در فضای سنتی و شهرهای کوچک این حلقه میانی زنده تر است و ما شاهد هستیم که زنان میانسال که آشنایی با دو طرف خانواده ایجاد می کنند در تسریع ایجاد رابطه و همسان سازی هنجارهای خانواده ها عمل میکنند. این زنان مانند دیپلمات ها عمل میکنند و با ایجاد نقاط مشترک بین دو طرف دنبال بازی برد –برد هستند.

متاسفانه در شهرهای بزرگ با حذف شدن این جایگاه ، عنصر مشابهی برای آن جایگزین نشده است. قرار است مشاوران خانواده به این مسیر نزدیک شوند اما چون اطمینان طرفین را به دست نمیآورند معمولا چندان موفق نیستند.

در این مصاحبه تلاش کرده ایم به روایت یک خانم موفق در ایجاد واسطه گری ازدواج در بیلند گناباد نزدیک شویم.

در این روزها رسانه ها و مردم بیشتر در خصوص آمار طلاق و دلایل طلاق در گناباد صحبت می کنند چندی پیش در جلسه شورای اداری رئیس اداره بهزیستی خبر از افزایش طلاق در گناباد نسبت به سال ۹۳ داد و بعد از آن فرماندار نشستی با رسانه ها در خصوص آسیب های اجتماعی و طلاق برگزار کرد .

در مقابل همه این آمارها اما هستند افرادی که نه سمتی دارند و نه مسئولیتی ولی نقش پر رنگی در ازدواج جوانان دارند . به همراهی دوستان خبرنگار هم صحبت خانمی شدیم که در گناباد بیش از ۷۰۰ ازدواج را به سرانجام رسانده است.

راهی منزل این خانم می شویم و از کوچه بهشت می گذریم تا به خانه این فعال در عرصه ازدواج در بیلند می رسیم خانه ای ساده و بدون از تجملات امروزی مرد و زنی با روی خوش و با خنده به خوش آمدگویی ما می آیند و ما را به داخل منزل راهنمایی می کنند .

وسایل را جهت مصاحبه تصویری آماده میکنیم دوربین ، صندلی برای نشستن و صدا در همین چند لحظه که ما آماده می شویم خانم به سرعت وسایل پذیرایی را آماده میکند و در قاب سینی میگذارد و برای ما می آورد.

مصاحبه را شروع میکنیم او خود را معرفی میکند خانم صاحب سلمانی مقدم هستم از روستای بیلند و در بیشتر مراسمات بیلند نقشی دارم .

وی ادامه می دهد ۱۵ سال است که در امر ازدواج مردم به او مراجعه میکنن و اولین ازدواجی را که درست کرده است مربوط به مردی عراقی بوده که توسط خواهرش معرفی شده بود و او مرد عراقی را در بیلند داماده کرده است.

از او می پرسیم که چطور خانواده ها به شما مراجعه میکنن و خانم سلمانی مقدم می گوید خانواده ها میدانن که من در امر ازدواح فعال هستم معمولا یا تنها و یا با پسر خود به منرل من مراجعه میکنند و می گویند قصد داریم پسرمان را داماد کنیم شما با شرایط ما کسی را می شناسید و به خواستگاری او می روید.

خانم سلمانی مقدم با خنده می گوید خودم یک کارشناسی اولیه پسر و خانواده اش را میکنم و اگر در نظر اول مشکلی نداشتند به آنها میگویم به من وقت دهید تا گزینه خوبی را پیدا کنم و در ابتدا از دور یک تحقیق اولیه میکنم که ببینم پسر و خانواده اش چطور هستند و بعد اقدام به خواستگاری رفتن میکنم.

او دلیل اول خود را در این که ازدواج هایش موفق است این می داند که در ابتدا شرایط دو طرف را به صورت کامل بیان میکند و سعی میکند چیزی را پنهان نکند و ادامه می هد مهمترین چیزی که در ازدواج مهم است دین و ایمان داشتن طرفین و پدر و مادر فهمیده ای داشتن می باشد.

خانم سلمانی مقدم در جواب خبرنگار ما که برای چه کسانی به خواستگاری نمی روید بیان میکند من برای معتاد جماعت هیچ قدمی برنمی دارم واگر کسی به من مراجعه کند و متوجه شوم معتاد است همان اول میگوم که من برای شما نمی توانم کاری بکنم.

خانم سلمانی مقدم می گویم همین دیسب ساعت های یازده شب یکی ادمه بود درب خانه ما که پسرم را داماد کن وقتی جلو در رفتم دیدم پسرش رفته زیر درخت در تاریکی ایستاده گفتم تورو نمی بینم بیا جلو ببینمت وقتی اومد جلو دیدم معتاد است از او می پرسیم از کجا می فهمی معتاد است می خندد و می گوید اوستا شدم دیگه و ادامه می دهد از روی رگ پشت دست ها و از چشم های طرف همون اول می فهمم معتاد است یا سالم

این بانوی فعال در امر ازدواج هدف از این کار را فقط بخاطر ثوابش انجام می دهد و میگوید من فقط تا زمانی که عقد میکنن همراه خانواده ها هستم و بعد دیگر کاری به آنها ندارم و در روند کار طرفین دخالتی نمیکنم.

او بهترین هدیه ای که به خاطر این کار گرفته را زمانی میداند که بعد از ازدواج و گذشت زمان زوجین به دیدن او می آیند و از او تشکر میکنن و یا زمانی که آنها را خوشحال در کنار یکدیگر می بیند.

ویژگی های خوب طرفین از منظر این خانم داشتن حجاب خانم ودین و ایمان خانواده طرفین را از اساسی ترین ویژگی ها می داند و میگویدخانواده ها از ازدواج نترسند بهترین زمان برای ازدواج پسر را ۲۰ سالگی و برای دختر را ۱۸ سالگی می داند.

در وسط مصاحبه اشاره ای به عروسش میکند که برای میهمانان چایی بیار و با خنده میگوید در قدیم دختر و پسر همدیگر را نمی دیدند و پدر ومادر آنها را برای هم انتخاب می کردند ولی حالا باید حتما همدیگر را ببیند و چند جلسه با هم صحبت کنند تا تصمیم بگیرند و این تقصیر این مد روزهاست.

خانم سلمانی می گوید جدیداً مد شده است که خانم ها میگوند ما باید درس بخوانیم و کارمند شویم تا دستمان در جیب خودمان باشد نمی دانند از آن موقع که درس بخوانند و درس تمام شود ۳۰ سال عمر میکنن و دیگر خواستگار کمتری برای آنها می آید و این اشتباه است ، هم می توان درس خواند و هم می توان شوهرداری کرد.

در هین مصاحبه شوهرش وارد می شد که خانم صاحب سلمانی مقدم تا چشمش به او می خورد نا خداگاه سلام میکند که بعد از او می پرسیم چرا وسط مصاحبه که می گوید احترام شوهرم از همه چیز واجب تر است ومن در هر حالتی احترام او را نگه می دارم چیزی که متاسفانه امروز زوج های ما به آن کم اهمیت شده اند.

از او می پرسیم در خصوص ملاک های دختر های امروزی می پرسیم آهی می کشد و می گوید دخترهای امروزی بیشتر برای آنها مد وتیپ طرف پولداری و غیر مهم است و به دین ، نماز و چیزهای دیگر اهمیت کمتری می دهند .

از او می پرسیم در خصوص دخالت خانواده در زندگی زوجین که اشاره میکند این عروس من هست من یکبار به او نگفته ام چکار کن ولی جوری رفتار کرده ام که هروقت به مشکلی می خورند و نیاز به کمک دارند خودشان به پیش من می آیند ولی امروز متاسفانه خانواده زود وارد بحث های زوجین می شوند و اولین راه را دادگاه می دانند در صورتی که باید صبر کنن زوجین خودشون مشکلات خودشون رو حل کنن و اگر نتونستن ما کمکشون کنیم.

در پایان مصاحبه رو به یکی از همراهان ما که مجرد است میکند و میگوید ازدواج کن خجالت نمی کشی مجرد راه میری و خنده ای کیند و شروع میکند به پذیرایی کردن از ما


نوشته شده توسط:خبرنگار2 - 1345 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1389
برچسب ها: