گزارش یک خبر نگار از روز پرستار

دسته: اجتماعي , دسته‌بندی نشده , مصاحبه
بدون دیدگاه
جمعه - ۱۵ بهمن ۱۳۹۵
گزارش یک خبر نگار از روز پرستار

امروز روز پرستار بود با خود گفتم حداقل خودم چندین شب را در بیمارستان به صبح رسانده ام چند شبی را هم به عنوان همراه بیمار مزاحم وقت بی وقت پرستاران محترم بوده ام "خانم پرستار این بیمار ما درد زیاد دارد یک کاری بکنید" اقای پرستار این سرم بیمار ما چنین است و چنان پس نباید لاقید و بی توجه از کنار این روزعبور بکنم

روز پرستارتازه دیالوگی  که از نظرتان گذشت  خیلی محترمانه است گاهی شده اگر خدای نکرده پرستار چند ثانیه ای دیر تر در اجرایی کردن خرده فرمایشات  عمل کرده است با مبلغی از توهین و طلبکاری روح او را نیز ازرده ام  و پرستار بزرگوارنه همه ی این ناملایمات را تحمل کرده است چرا که او  قابل دسترس ترین فرد در بیمارستان است

و حالا که چنین است بی اخلاقی است که روز پرستان پاورچین پاورپین از مقابلم عبور کند و من بی توجه از کنار ان رد شوم
خوب یک خبرنگار چگونه می تواند نسبت به یک روز بی توجه نباشد تنها کاری که از دستش برمی آید این است که برود به کسی که روز به نام اوست خسته نباشید بگوید و بعد هم از او بخواهد که هرچه دل تنگت می خواهد بگو من دلتگی هایت را به گوش مردم می رسانم
بهرحال دل به دریا زدم و  به همراه  علیرضا عرب شاهی که به دعوت حقیر لبیک  گفته بود و یکی دیگر از   خبر نگاران عزیز شهرستان روانه یکی از بیمارستان های شهر گردیدم
از یکی از پرستاران  می پرسیم از مردم چه انتظاری دارید : “فقط از مردم می خواهم که اندکی انتظارات و توقع خودشان را پایین بیاورند بعضی از  بیمارستان ها در حال حاضر ازنظر نیرو در مضیقه هستند ممکن است مثلا آمپول یک بیمار غیر اورژانسی که مثلا برای سر ماخوردگی مراجعه کرده است دو دقیقه دیر تر زده شودهمراه این بیمار نباید بیمارستان را روی سرش بگذارد که دو دقیقه امپول دیر تر زده شده است
پرستار دیگری نیز گفت : همین امروز حتی یک مراجعه کننده روز پرستار را به ما تبریک نگفت خوب انسان است انتظار دارد تشویق بشود دیده بشود این روزها را برای همین گذاشته اند
پرستار دیگری در جواب این سوال که مشکلات صنفی شما چیست گفت : طرح کارانه ما از اردیبهشت پرداخت نشده است
وی ادامه داد : طرح تحول سلامت نیز جز گرفتاری نفع دیگری برای ما نداشته است کاغذ بازی زیاد شده است و پرستار گاهی تبدیل به میرزا بنویس می شود

پرستار دیگری در خصوص وضعیت صنفی پرستاران گفت : انصافا از گذشته وضع بهتر شده است
وی در خصوص انتظارش از مردم گفت : بهر حال کسی از روی دل خوشی به بیمارستان مراجعه نمی کند یا بیمارست و یا با بیمار سر و کار دارد ممکن است انتظاراتش از حد توان ما خارج باشد که  با این وجود نیز وظیفه ما این است که تا حد توان رضایت وی را فراهم کنیم
وی در مورد مشکلات بیمارستان های گناباد گفت : با راه اندازی  بیمارستان علامه بهلول مشکلات بیماران  تا حد زیادی حل می شود
وی گفت : در حال حاضر بیماری در بیمارستان بیدخت بستری می شود سی تی اسکن و ..او باید در بیمارستان بیست و دو بهمن انجام شود که کلی مشکلات برایش فراهم می شود که با راه اندازی بیمارستان عللامه بهلول این مشکلات رفع می شود
وی با طرح پیشنهادی در مورد بیمارستان علامه بهلول گفت : یک نگرانی در مورد بیمارستان علامه بهلول وجود دارد و ان حمله و هجوم حیوانات موذی بخصوص موش می باشد
وی با تاکید بر این نکته که اطراف بیمارستان علامه بهلول زمین زراعی و محل زندگی موش می باشد گفت  : می توان با حفر یک کانال اب مرز بیمارستان را از زمین های زراعی جدا کرد
به همراه دوستان به سراغ یکی از سر پرستار ها می رویم  تا با ایشان نیز در خصوص مشکلات پرستاران و گپ و گفتی داشته باشم
خانم مسوول فرمودند: شما باید برای انجام مصاحبه قبل با روابط عمومی بیمارستان  هماهنگی می کردید کار شما درست نبوده است که بدون هماهنگی مبادرت به گفتگو با پرستاران کرده اید
به ایشان گفتم : به نظر نمی رسد که پرسیدن از وضعیت صنفی پرستاران نیاز به هماهنگی داشته باشد بله ما اگر از امار و ارقام و مسایل اداری بیمارستان اطلاعاتی خواستیم حق با شماست ولی یک پرستار باید حق داشته باشد در مورد مشکلات شغلی اش حرف بزند
و خبر نگار نیز باید بتواند برای تهیه گزارش میدانی وارد فضای بیمارستان بشود
ایشان قانع نشدند و گفتند : من کلا اعتقادی به مصاحبه با خبر نگار ندارم چون از حرف های ما تعبیر ها و بر داشت های نادرستی می شود
خلاصه اینکه ایشان موضوع را با بالادستی خود  در میان می گذارد و ایشان نیز تاکید می کنند که کار ما درست نبوده ونمی تواند ادامه داشته باشد
علیرضا عرب شاهی مفصل با مسوول روابط عمومی بیمارستان  تلفنی صحبت می کند  می کند و به. شکل های مختلف می خواهد مسوول را قانع کند که کار ما مشکلی نداشته است که فایده ای ندارد  و قرار مصاحبه ای برای  فردا ساعت دو بعد از ظهر گذاشته می شود
کار را ناتمام می گذاریم و از بیمارستان خارج می شویم

به قلم صادق ایزدی


نوشته شده توسط:خبرنگار2 - 1443 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 251
برچسب ها: