یادداشتقیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ نقطه آغاز انقلاب است

دسته: تاريخ و فرهنگ , دسته‌بندی نشده , سياسي
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۱۴ خرداد ۱۳۹۶
قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ نقطه آغاز انقلاب است

قیام پانزده خرداد 1342 نقطه آغاز انقلاب است که مبدأ آن به حوادثی همچون، کودتای 28 مرداد 1332، شهریور 1320، کودتای اسفند 1299، نهضت مشروطیت 1285 بر می گردد

15خردادقیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ نقطه آغاز انقلاب است که مبدأ آن به حوادثی همچون، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شهریور ۱۳۲۰، کودتای اسفند ۱۲۹۹، نهضت مشروطیت ۱۲۸۵ بر می گردد. و ریشه درحوادثی دارد که نتیجه  تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در مهرماه ۱۳۴۱توسط رژیم شاه است. با رحلت ایت الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰، مرجعیت عام و مطلق شیعیان بویژه ایرانیان، از میان رفت و بتدریج مقام مرجعیت یا به نجف اشرف منتقل و یا در اختیار تعدادی از مراجع محلی قم بود. شاه نیز که اصلاحات موردنظرخود را تا زمان حیات ایت الله بروجردی به تعویق انداخته بود، بلافاصله پس از رحلت ایشان،  درصدد اجرای آنها برآمد وعَلَم راکه نفوذ بی نظیری در امور کشور داشت و از نزدیکترین و مورد اعتمادترین دوستانش به شمار می رفت، مأمور اجرای اصلاحات مورد نظر کرد.علم دراولین حرکت، لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را به تصویب رساند. در این طرح حق رأی بانوان در انجمن ها تصریح گردید، قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان وانتخاب شوندگان حذف شد و در مراسم سوگند انتخاب شوندگان، ذکر «کتاب آسمانی» به جای «قرآن»، کافی دانسته شد.

امام خمینی، در این مرحله با واکنشی سریع و قاطع و دعوت ازایات عظام (شریعتمداری، گلپایگانی، مرعشی )به منزل مرحوم ایت الله حائری، موضوع را به بحث و تصمیم گیری گذاشت. و قرار شد که علاوه بر تلگرام ابراز مخالفت با شاه، علمای سراسرکشور را در جریان موضوع قرار داده و دعوت به مقابله با دولت نمایند. سرانجام با پافشاری امام خمینی و اعتراضات مستمری که در دیدار با مردم و مکاتبه با برخی از علما ابراز می شد، علم در تلگرافی به سه تن از مراجع(غیر از امام خمینی) با خواست های آنان موافقت وبا لغو رسمی تصویبنامه در آذرماه، دامنه نزاع در این مرحله فروکش می کند.در دی ماه همین سال، شاه اعلام می کند که قصد دارد اصول ششگانه ای را که بعداً از آن با عنوان «انقلاب سفید» یاد کرد، به رفراندوم بگذارد؛ الغای رژیم ارباب رعیتی، ملی کردن جنگل ها، فروش سهام کارخانجات دولتی، سهمیم کردن کارگران در منافع کارگاه های تولیدی و صنعتی و اصلاح قانون انتخابات، مفاد اصول یاد شده بود. به رغم تلاشهایی که شاه در دعوت ازمراجع و جلب نظر آنها در عدم مخالفت و ابراز حمایت از حرکت مزبور نمود.لکن موفق به جلب حمایت مراجع نشد. امام خمینی در پاسخ به استفتای جمعی مردم و بنا دلائلی  نظیر( پیش بینی نشدن آن در قانون، روشن نبودن مقام صالحه اجرای آن در قانون، کم بودن مهلت بررسی، کافی نبود معلومات رأی دهندگان برای بررسی و وجود جو زور و فشار ) آن را تحریم می کند. به دنبال انتشار اعلامیه امام خمینی و دیگر مراجع، پاره ای اغتشاشات و تظاهرات در تهران و قم رخ می دهد و شاه با هدف کنترل اوضاع به قم سفرمی کند. ولی دراین سفر با بی اعتنایی مراجع ومردم مواجه و طی یک سخنرانی روحانیت را با تعابیر موهن «ارتجاع سیاه» و بدتر از «ارتجاع سرخ» مورد حمله قرار می دهد. سرانجام در ۶ بهمن، رفراندوم انجام گردیده و اعلام می شود که اصول پیشنهادی شاهنشاه به تصویب ملت رسید.امام خمینی بعنوان اعتراض ،به علما و مراجع پیشنهاد می کند در ماه رمضان ( که از ۸ بهمن آغاز می شد) از شرکت درنماز جماعت و سخنرانی خودداری نموده، همه مساجد کشور تعطیل گردد و دلایل آن نیز به دنیای اسلام اعلام شود. به دنبال این حرکت وضعیت فوق العاده ای در کشور پدید آمده و مساجد در پاره ای از شهر ها تعطیل می گردد. امام خمینی با صدور اعلامیه ای نوروز ۱۳۴۲ را عزای عمومی اعلام می کند و در جلسه ای با مراجع و علمای قم از آنها نیز درخواست می نماید اقدام مشابهی انجام دهند که درنهایتا آیات عظام میلانی، شریعتمداری، روحانی و بهبهانی در اعلامیه های جداگانه و چهل و شش نفر از علمای سرشناس تهران در اعلامیه مشترک، عید نوروز را عزای عمومی اعلام می کنند.

عصر دوم فروردین، هنگام برگزاری مجلس سرگواری امام صادق(ع) از طرف ایت الله گلپایگانی، نیروهای شاه به مدرسه فیضیه هجوم می برند و با حمله به طلاب و به گلوله بستن مدرسه، اثاثیه حجره ها را در وسط مدرسه به آتش می کشند. در این حادثه عده ای از طلاب کشته و زخمی شدند. در همین روز حمله مشابهی نیز به مدرسه طالبیه تبریز صورت می گیرد. این واقعه طنین خود را در کشور بازیافت؛ نماز جماعت مساجد تهران و پاره ای دیگر از شهرها تا یک هفته تعطیل شد.علمای نجف، کربلا و مشهد با صدور تلگرام هایی واکنش نشان دادند و ایت الله خویی و شیرازی، شاه را عامل این جنایت تلقی نمودند و ایت الله حکیم تقاضای مهاجرت مراجع ایران به نجف به عنوان اعتراض به شاه را نمود.

امام خمینی از آغاز محرم در منزل خود مجلس روضه خوانی منعقد می کند و هر شب نیز به یکی از مجالس سوگواری محله های قم سر می زند. پیشتر به مراجع و علمای قم نیزاعلام  کرده بودند،روز عاشورا در مدرسه فیضیه سخنرانی خواهند داشت. در این زمان، غلیان و التهابی در شهر پدید آمده و بسیاری نیز از دیگر شهرها به قم آمدند. بعد از ظهر عاشورا ( ۱۳ خرداد) امام خمینی به طرف مدرسه فیضیه رهسپار شد. جمعیت بسیاری دراطراف فیضیه و در صحن حرم تجمع نمودند.امام در سخنرانی کوبنده خود، حادثه حمله به فیضیه را مورد مؤاخذه قرار می دهد، به اسرائیل و نقش او در سیاست ایران حمله می کند، و به نصیحت شاه می پردازد. صبح این روز در تهران نیز مردم به خیابان ها ریخته و در میدان بهارستان و دانشگاه تهران تجمع می کنند. روز بعد نیز تظاهرات و حرکت های خیابانی ادامه می یابد. این حرکت ها در قم در شکل دسته های عزاداری تا پاسی از شب ادامه یافت. در نیمه شب ۱۲ محرم(۱۵ خرداد) مأموران نظامی به منزل امام هجوم آورده، ایشان را دستگیر و به باشگاه افسران تهران و از آنجا به پادگان قصر منتقل می نمایند. خبر دستگیری امام به سرعت در شهر قم و مناطق اطراف پیچید. زن و مرد از روستاها و منازل خویش در شهر به سوی منزل قائد خود حرکت کردند. شعار اصلی جمعیت «یا مرگ یا خمینی» بود که از تمام فضای قم به گوش می رسید. خشم مردم آنچنان بود که ابتدا مأمورین پلیس پا به فرار گذاشتند. آنها پس از تجهیز قوا به میدان آمدند.

صبحگاه پانزده خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، مشهد، شیراز و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آورد. مردم ورامین و شهرک های اطراف به سوی تهران سرازیر شدند. تانک ها و ابزار زرهی و نیروهای نظامی برای جلوگیری از ورود معترضین به شهر در سه راهی ورامین با جمعیت درگیر شدند و جمع زیادی از راهپیمایان را به خاک و خون کشیدند. جمعیت انبوهی در حوالی بازار تهران و مرکز شهر نیز گرد آمده و با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند. از جنوب شهر تهران نیز سیل جمعیت به سمت مرکز راه افتاده بود و در پیشاپیش آنها طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی، دو تن از جوانمردان جنوب شهر تهران، با گروه خود در حرکت بودند. این دو تن بعد از چندی دستگیر و در ۱۱ آبان ۱۳۴۲ تیرباران شده و هوادارانشان به بندرعباس تبعید گردیدند.

امام خمینی در بازداشت، با استناد به اینکه استقلال قضایی در ایران وجود ندارد و قضات تحت فشارند، از پس دادن بازجویی خودداری کرد. علما و روحانیون در ایران وعراق با صدور تلگرام هایی دستگیری امام خمینی و دیگر روحانیون و کشتار مردم عزادار دوازدهم محرم را محکوم کردند. امام خمینی در ۴ تیر ماه به زندان پادگان عشرت آباد منتقل شد و ۴۰ روز در آنجا حبس گردید. در ۲۹ تیر ماه، همه روحانیون دستگیر شده به استثنای امام خمینی، شیخ بهاءالدین محلاتی و حاج آقاحسن قمی و دستغیب آزاد شدند. در ۱۱ مرداد، امام خمینی، محلاتی و قمی به یکی از منازل ساواک در داودیه تهران منتقل شدند. مردم به محض اطلاع، برای دیدار وی به محل اقامت روانه شدند و صف طویلی از دیدارکنندگان پدید آمد. از روز بعد ملاقات با امام ممنوع اعلام شد و منزل به محاصره پلیس درآمد، وی سه روز بعد به منزلی در قیطریه منتقل گردید. امام در مدت اقامت در این محل، از طریق آمد و شد نزدیکان اخبار را درمی یافت و دستورات و توصیه های خود را انتقال می داد. در ۱۵ فروردین ۱۳۴۳، پس از سالگرد واقعه فیضیه و پیش از ماه ذیحجه و محرم، امام آزاد و به منزل خود در قم منتقل شد. خبر آزادی امام موجی از شادی آفرید و دیدارکنندگان را از قم و شهرهای دیگر، به سمت منزل او روانه ساخت. دولت نیز آزادی امام را نتیجه علایق مذهبی رژیم و احترام به مقامات روحانی تفسیر نمود.

منابع: قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک‌،نهضت امام خمینی‌(سیدحمید روحانی)‌، خاطرات ۱۵ خرداد( کوشش علی باقری)، نهضت تحلیلی امام خمینی-جلد۱ کتاب شناسی ۱۵ خرداد(انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی) نهضت روحانیون ایران (علی دوانی). قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک( وزارت اطلاعات) نقش بازار در قیام پانزده خرداد (رحیم روح بخش)

ابوالقاسم شفیعی عضوهیئت علمی دانشگاه آزادگناباد


نوشته شده توسط:خبرنگار2 - 1507 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها: