شاید قشنگ ترین حال و هوای محرم برای خیلی ها شکوه عزاداری مردم باشد و آن هم فقط یک جا است که به چشم می آید . امامزاده محمد عابد!
هیئتی نیست در شهرستان که توی دهه اول محرم با همه اهالی اش پا نشود برود کاخک.
فضای سنگین امامزاده توی این روزها هر آدمی را می گیرد. جمعیتی که سیاهی یکدستشان تو را یاد سفیدی جمعیت صحرای عرفات می اندازد. هیچ کی نمی تواند بگوید در این میان فرقی می کند و یا به چشم می آید. ده ها هیئت و دسته زنجیر زنی بی اختیار و بی توجه به دیگری آرام آرام جلو می روند . ده ها بلندگو جار می زنند و حسین می خوانند این بی نظمی هارمونی دارد که جای دیگری گمان نکنم قابل تحمل باشد.
سلطان محمد هم جلوه دیگری دارد. از آن پایین می توانی گنبدش را ببینی. سلام می دهی و خود را آماده می کنی . وقتی ما بین مزار شهداء و دیوار امامزاده جا می گیری . امان یافته ای که هرگونه دلت می خواهد عاشقی کنی. میدانی امامزاده تو را می بیند و هیچ حسین حسین این گونه به دل نمی نشیند. آن گوشه کنار کال وانتی هر سال نان و شیراز می دهد. کامیون ها که گوش تا گوش آدم سوار کرده اندو فقط کله هایی در این میانه پیداست. علم ها را هم فقط کامیون ها می آورند.
به دور و برت که دقت کنی حتما چشم گریان کودکی را خواهی دید که هیئت را گم کرده و یا دست پدر و مادر را رها کرده است. جاده هم کم زیبا نیست. شلوغی جاده از سیزده بدر هم بیشتر است. نمی دانم مردم آمده اند تا چه از دل خود بیرون کنند. خستگی آن جوان هایی که شش هفت ساعته راه را پیاده آمده اند مزه دیگری دارد که این طور شیرین لبخند می زنند.
اختلافات جان می بازد . سیاهی لباس ها تو را از چهره ها غافل نمی کند .آدم هایی را می بینی که حتی اسم شان هم یادت رفته بود.
دراین میان چنار بزرگ قامت کشیده و سایبان شده است.
حال خسته شده ای ، زنجیرت را زده ای و دل را سبک کرده ای . در میان سر و صدای هیئت های دیگر که هنوز منتظرند بر می گردی. وقت بازگشت است. همین که دور می شوی و کم کم صدا ها ضعیف می شود دلت دوباره بهانه می گیرد . همین است که همه می خواهند زود ماشینی گیر بیاورند و برگردند . دل آرام نشده است. خوش به حال هیئتی که هنوز در صحن و سرای حرم است.






نظرات (۱)
سلام عزیز از اظهار لطفت به امامزاده وکاخک سپاسگزارم - یکی از اعضای شورای کاخک
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۶ بهمن ۱۳۸۶ ۲۱:۵۳