»صفحه اصلی »آرشیو »گالری عکس »اخبار خبرگزاری ها »تبلیغات »ارسال خبر »ارتباط با ما

« دهه فجر بر همه فجر آفرينان مباركباد | صفحه اصلی | شور شدن سفره هاي آب گناباد »

پرنده اختلاف روی شانه های مردم

  من علیه برادرم ، من و برادرم علیه عموزاده ام ، من وعموزده ام علیه قبیله ام ، من و قبیله ام علیه تمام دنیا !

 

   شکاف در جوامع انسانی پدیده ای است که کم وبیش در همه دوران ها وجود داشته است.بسیاری از جامعه شناسان به دنبال تبیین علل وجود شکاف و عمل آن در اجتماع بوده اند.
   نیروها و گروه های اجتماعی به صورت تصادفی پیدا نمی شوند بلکه مبتنی بر علایق گوناگونی در درون ساخت جامعه هستند. چنین علایقی معمولا در حول  شکاف های اجتماعی  شکل می گیرند. همه مکاتب نیز به منظور بررسی تاریخی اجتماعی گریزی به این تعارضات زده اند و در کوچه های نمناک تاریخ به دنبال عللش گشته اند.
   جامعه ایران چیزی از کشور 72 ملت کم ندارد و همه اوقات پر بوده است از این جریانات.
   ادوارد براون نویسنده نام آشنای تاریخ ادبیات ایران کل تاریخ ایران را مبارزه ای پایدار میان ترک زبانان شمالی و فارسی زبانان جنوبی قلمداد کرده است.
   درباره علل تعارضات نیز از زوایای مختلف اظهار نظر شده است. از تصاحب مناصب قبیله ای گرفته تا نزاع برسر چراگاه . اعتقاد رایج به عدم رشد اقتصادی پایدار این باور را تقویت کرده است که شخص فقط با محروم کردن دیگران می تواند به ثروت و دارایی دست یابد، نفع یک گروه زیان دیگری را به دنبال دارد، پس زندگی به صورت " بازی جمع جبری صفر " در می آید.
   بررسی این پدیده در منطقه ما بر مبنای روش های تحلیلی موجود با توجه به آمار اندک و زوایای پنهان نیروهای اجتماعی کار مشکلی است که سعی بسیار می خواهد.

   بر اساس تعریف دووژه اصولا شکاف اجتماعی  یک مثلث است .
1- طبقه                  2 – مذهب                3- قومیت

حال ممکن است در جامعه برخی شکاف ها فعال باشند یا غیرفعال و یا مکمل هم باشند یا خنثی کننده تاثیر یکدیگر.
1- مذهب.
    در شهرستان  ما – گناباد ، بجستان ، کاخک ، بیدخت ، یونسی- مذهب را نمی توان شکاف فعالی دانست. مردم غیر مسلمان  وجود ندارند و از فرق اهل سنت نیز  خبری نیست. تنها گروه منسجم با عقاید  متفاوت اهل تصوف هستند که باید آن را شکاف خاموش نامید. همه پذیرفته اند که بعد از انقلاب تهدید چندانی میان مردم شهرستان از این زاویه وجود نداشته است. و دراویش نتوانسته اند عامل چند دستگی مردم شوند. حوزه علمیه هم آن قدری توسعه یافته نبوده که تفکرات مختلفی مثل نعمتی - حیدری ، اصولی - اخباری ، قم - نجف را هضم کند و تعارضی ایجاد کند.

2- طبقه .
   اگر با تعریف مارکسیستی هم به طبقه نگاه کنیم. هیچ گونه تعارضی میان طبقات مختلف نخواهیم یافت. شهرستان  به نوعی اصلا هنوز طبقه ی کارگر و بورژوای ملی را هضم نکرده است. بزرگترین طبقات ما دهقان ها و خرده بورژواهایی هستند با سرمايه تجاری و نه صنعتی . از طرفی داشتن تشکیلات منسجم ، حزب و شورا از ضروریات طبقات فعال و پر مخاصمه است. ولی از آن هم خبری در شهرستان  نیست.
   تعاونی زعفران کاران که می توانست بزرگترین محفل دهقانی باشد ورشکست گردید. خانه کارگر به علت ذات سیاسی اش شکل نگرفت. جلسه بازار و خانه صنعت معدن هم به عنوان تنها تشکیلات منسجم بیشتر یک مجموعه صنفی است که به دنبال  نفوذ و اعتبار است تا اعمال مستقیم قدرت. جلسه بازار که تکاپویی است برای برگشت قدرتش در اوایل انقلاب در انتخابات شورا ها سوم تصمیمی برای ارائه لیست داشت که عملا  در نطفه خفه شد.

3 - قومیت و به اعتباری شهر و روستا. در بسیاری از مناطق ایران  قومیت های مختلف لر، کرد ، ترک ، فارس  و دیگر اقوام در کنار یکدیگر زندگی می کنند  و بالطبع تنش هایی ایجاد می کنند. منطقه ما از این نظر کاملا یکدست فارس است ولی در شکل دیگری رواج یافته است.
   جویمندی، کاخکی، بجستانی، بالا دهی ، پایین دهی ، براکوهی ، پس کلوتی تقسیمات قومیتی ما و مهمترین شکاف فعال در شهرستان است.
   انتخابات به عنوان مهمتریت محل نمایش اراده مردمی گویای احوال پریشان ما در این باره است. مرسوم نیست  مردم ما درباره کاندیدایی بپرسند مذهبش چیست،  مرام ایدئولوژیکش چیست، دهقان است یا ملّاک، کارگر است یا کارخانه دار؟ ولی اولین سوال این است، اهل کجاست؟
   فضای قومیت گرایی مخصوصا در ایام انتخابات به قدری سنگین میشود که دیگر جریانات را نیز با خود می بلعد. زیاد نباید تعجب کنیم اگر بشنویم  گروهی از روشنفکران ، بازار ، فرهنگیان، مدیران دولت ، اصلاح طلبان، اصول گرایان و حتی جمعی از روحانیت که به نظر می رسد مبانی کاملا  اقتصادی یا سیاسی یا فکری یا مذهبی دارند فقط و فقط  به علت  مسایل قومیتی انگشت اصلح را به سمت فردی از محله خود نشانه روند !
   اما هدف ما در اینجا توصیف این اختلافات نیست بلکه  می خواهیم بدانیم چرا مردم منطقه ما این گونه قومیت های جدایی هستند که تا حد قوی ترین شکاف اجتماعی که همه چیز را در خود حل می کند جلو رفته اند.


1- تمرکز گرایی :
زمانی برای توسعه مجموعه شهرستان ثبات مهمترین نیاز بود. جلب نظر سرمایه ، داشتن قدرت مانور در سطح  استان و ملی  و یافتن هویتی مشترک احتیاج به یکدستی جامعه داشت. بنابراین از هرگونه اندیشه ای که بوی جدایی یا حتی برجسته کردن منطقه ای داشت جلوگیری می شد. همه جا با نام گناباد  عمل می شد و بسیاری از نهاد ها به علت این که تمرکز را کم نکند بزرگ نشد و در سطح هم گسترش نیافت.
   اما گذر ایام نشان داد این سیاست چندان کارساز نبود و منجر به یک ناسیونالیزم و قوم گرایی خرد تر درونی شد که همه کم و کاست ها را از مرکز اصلی می دانست. مرکزی که خود نیز از این بازی چیزی زیادی نصیبش نشد و توسعه نیافته بود.
  این سیاست باید تغییر می کرد. شهرک صنعتی هم در کاخک و هم در بجستان باید زده می شد وقتی که سرمایه داران همشهری حاضر نشدند در تنها شهرک صنعتی گناباد سرمایه گذاری کنند و گرایش به ناحیه ی خودشان داشتند.
 با رفتن اهرم های بیرونی، شعار جدایی  و تکه تکه شدن گسترش یافت چنانکه بعد از شهرستان بجستان زمزمه هایی از دیگر نقاط نیز شنیده می شود.

2 -  جاده وارتباط:
   یکی از بزرگترین  عوامل ارتباط جاده ها هستند. حتی برخی تمدن را مساوی داشتن راه گرفته اند. وضعیت جادهای ارتباطی مراکز مهم شهرستان بسیار وخیم است. بیش از 20 سال است که جاده  بجستان – گناباد می خواهد دو بانده شود. جاده مهم و پر رفت و آمد کاخک- گناباد نیز  با همه تلفاتی که داده است هیچ وقت اولویت ساخت وساز نبوده است. و این ارتباط مردم را بسیار آسیب زده است.
 
   در حال حاضر رابطه گناباد با خضری و از آن طرف بجستان با فیض آباد بسیار در حال رونق است.
راحتی عبور و مرور ارتباطات فرهنگی و اقتصادی را نیز به دنبال خواهد داشت. راه به آرامی  مردمی را دوست یا دشمن هم می کند.
   کمر زیارت در شمال گناباد و روستای زیرجان در جنوب غرب گناباد هر دو زیر مجموعه شهرستان هستند. ولی فقط جاده  نامناسب باعث شده است که اکثر زائران امامزاده کمر زیارت از کاشمر و فیض آباد باشند و تمام محصولات زیرجان در بازار فردوس عرضه شود.

3 - مخالف بیرونی:
   سال های سال مردم ما با مسئله ای به نام تقسیم استان مواجه بودند و رقیب خارجی به نام بیرجند بر خود متصور می کردند. نگاه به دشمن بیرون انسان را از پرداختن به داخل بازمیدارد و قدرت تحمل نقص ها را دراو بالا می برد. جامعه سعی می کند اختلافات را کنار بگذارد و سریعا به وحدت برسد تا زمان بیشتری برای فکر کردن روی رقیب بیرونی داشته باشد. ماجرای بستن جاده سنتو و نیمچه شورش آن روزها را کمتر کسی از یاد برده است.
   با تقسیمات جدید استانی موضوع از یک امر قدسی خارج شد و تکلیف بسیاری از خط قرمز ها معین گردید. جامعه گناباد وقت آن را یافت تا به خوانش دوباره ای از خود بپردازد. مشکلات زیرخاک ، روان شد و اختلاف مردمی گسترش یافت. بیرجند دیگر نقل محافل نبود و مدیران به طرح های ایده آلی و دست نیافتنی مرکزیت استان نمی اندیشیدند. یونسی بعد از این زمان شهر شد. کاخک بخش شد. بیلند خواستار شهر شدن است و... بجستان نیز بعد از شهرستان شدن بسیاری از مشکلاتش رو شد که مهمترین آنها اعتراض مردم فخرآباد درباره تقسیمات جدید است.

عوامل زیاد دیگری همچون کاهش روابط اقتصادی، کاهش روابط خانوادگی و مشکلات مدیران منطقه با یکدیگر و... نیز  این درد اختلاف را بیشتر دامن زده اند. البته نباید هر گونه تعارضی را منفی دانست. بالاخره جوامع انسانی با تفاوت و رقابت شکل می گیرند و توسعه می یابند.
 از طرفی هنوز بسیاری از پیوند های قوی در بین مردم هست که همه را در یک خط به صف می کند نه تنها مردم منطقه ما بلکه در سراسر ایران. انتخابات ریاست جمهوری گواه بر این امر بود که مردم ایران را به راحتی نمی شود شناخت و البته مدیری موفق است که بتواند این گره های طلایی اتحاد را بیابد و برای خدمت بیشتر به این سرزمین به کار گیرد.
انتخابات مجلس هشتم محفلی مناسب برای شناخت شکاف ها در شهرستان است که نباید ازکنارش به راحتی گذشت.


منابع:

جامعه شناسی سیاسی . دکتر حسین بشیریه

ایران بین دو انقلاب . یرواند آبراهامیان

پایگاه خبری شهرستان گناباد

 

 

 

 

 

 

 

نظرات (۴)

Anonymous:

تقديم به دانسجويان عزيز:
بايد از تحليل شكاف اجتماعي كه ازمنابع علمي معتبرصورت گرفته و بخصلت صداقت دانشجو يي در آخر منابع ذكر شده بسيار تشكر كرد..
عوامل سه گانه موجب شكاف را در بسياري ازجوامع به عامل وحدت و پيوند وتكامل اجتماعي و رفاه ملي ومنطقه اي تبديل نموده اند (براي مثال اروپا با صد ها شكاف سياسي - تاريخي – جغرافيايي- قومي -زباني مذهبي- نژادي و....)
دروضع كنوني اين وحدت سازي نه از صاحبان ثروت وقدرت كه در شكل جديد خود از نهاد ها و تاحد كمي در مناطق كوچك مثل شهر ما از بازاروبعضي از افراد شناخته شده محلي و..ساخته نيست!!.
بلكه صاحبان خردوانديشه ورسانه ها شامل: نشريات محلي، وب ها و سايت ها و مس ميديا ...... رسالت پر كردن شكافها و فواصل اجتماعي را بر عهده دارند. پرداختن به سابقه موضوع .در60سال گذشته شايد مفيد باشد !!
در 30سال قبل از انقلاب رنگ كليه اختلافات محلي در قالب شريعت و طريقت بود مسائل قومي وشهري روستايي و كاخك و بجستا ني نقشي نداشت و چون خدمت در بجستان 60% مزايا داشت كارمندان زيادي با رضايت خاطر آنجا خدمت مي كرد و با داشتن جاده خاكي بسيار بد روابط بين دو شهر بسيار حسنه بوده است !!! قابل ذكر است كه رهبري اختلافات و شكاف با روحاني محترمي بود كه در مصاحبه با شما گفته اند: نذر كرده ام در سياست مداخله نكنم!! ان شاالله....
در 30 سال بعد از انقلاب آن چه به اين شكاف ها وسعت بخشيد شيوه ها وبلكه سياست هاي به اصطلاح نخبگان شهر (نماينده مجلس -- امام جمعه- فرماندار- روحا ني جاه طلب --- بازاري قدرت پرس --- گروه هاي غير مسئول و در 12 سال اخير نشريه محلي و........)
بعد از انقلاب يك واقعه تلخ كشتار چند نفر ازمردم زحمت كش كاخك بر سر حفر چاه بود كه ( در زمان خود بدون كشتار امكان پذير بود!!) اين شكاف خوني بين مركز ويك بخش!!
اما برزگان (نماينده محترم وهمان روحاني رهبر مسئله كاخك كه رابطه مريد ومراد دارند به همراه چند بازنشسته فرهنگي و پاسبان آگاهي زمان شاه و چند هو چي ودلال بازار كه از بركت وام هاي كمكي نماينده محترم صاحب سرمايه و برو بيايي شده بودند وعده اي لمپن). ذكر وفكر مردم را ازعالم وآدم و كم وكاستي ها ي داخلي متوجه بيرجند ورقابت با آن ساختند . بسيار ماهرانه مردم را از خود غافل و بديگران عالم ساختند!!.
با استان شدن بيرجند شوكه شدند. زيرا سوژه مهمي از بين رفته بود. كه شهرستان شدن بجستان بدادشان رسيد!! در كاشمر سه شهرستان ايجاد شد در تر بت پنج شهرستان در حال ايجاد است ولي مردم شهر مادر خيلي هم خوشحال اند .اما در گناباد غوغا وهياهو به پا كرده اند كه نگو!!
در اين ماجرا كه نشريات محلي مي توانست مانع ايجاد شكاف شوند ونقش خرد جمعي داشته با شند.اما با نوشته هاي تحريك كننده در قالب مقالات نفرت انگيز پيام هاي خوانندگان وطنز هاي رسواي قلم به مزد بي شخصيتي در پناه لكاته وعجوزه اي به نام عمه خانم اميد به حذف شكاف بين مركز وبجستان وبخشها نيست .!!
اما اما وبلاگ ها و سايت ها با كار مداوم وعلمي فرهنگي خود مي توانند خيلي ار خلاء ها را پركرده كدورت هارا كم رنگ و پيوند ها را محكم سازند چون هنوز آلودگي ها دامن گيرشان نشده وعشق پيرشان نجنبيده !! ومثل ورق پاره ها دكانشان ورشكسته نشده است.
بي اغراق در طول عمر نشريات محلي باهمه هيات تحريريه ومدير و سردبير نه توانسته اند مقاله محكمي مثل مقاله شما تحرير نمايند. چون 1-سوادش را ندارند 2 - ازطريق قلم باج مي گيرند ..لذا به آنها اميدي نيست مگر شما جوانان...حق يارتان

Anonymous:

گنابادوبجستان زوج یگدیگر ومکمل یگدیگرند پس به دنبال نماینده ای جوان وعدالتجو وجسور باشید تاوظایف خانوادگی راخوب بشناسد واجرا نماید وپروندهای نباشد تا اختلاف حاصل گردد

Anonymous:

بهتر است مردم به
شخصی رای دهند که دراین مدتی که سی سال ازانقلاب گذشته عملا درجبهه به ندای فرزند زهرا خمینی کبیر لبیک کفته وجان ومال خود راتقدیم انقلاب اسلامی نموده باشد ودرجهت تحکیم انقلاب قدمهایی عملی برداشته باشدودرمبانی دین باکسی سازش نکند ودست اوردهای اول انقلاب را مانند: شهید _جانباز: ولایت راتقدس شمارد ودرجهت تقویت به کوشد

Anonymous:

اين شخصيت محترم كه سي سال وايثار گر مي باشد معرفي نماييد تاماهم اداي وظيفه نمائيم

ارسال نظر

ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۱۶ بֽظֽ ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت دهه فجر بر همه فجر آفرينان مباركباد بوده است.

مطلب بعدی این سایت شور شدن سفره هاي آب گناباد است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

لینک ها




مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.

gonabad.news@yahoo.com    info@gonabadnews.com


قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...