نقدي بر مقاله ي پرنده ي اختلاف روي شانه هاي مردم!!! در آن مقاله ، نگارندهي مقاله كوشيده است اختلاف بين مردم گناباد و اطراف را صرفاً قومي و قبيلهيي وانمود سازد و از سوي ديگر ريشهي اين اختلافات را
گل از روبرو خنجر از پشت
نقدي بر مقاله ي پرنده ي اختلاف روي شانه هاي مردم!!! در آن مقاله ، نگارندهي مقاله كوشيده است اختلاف بين مردم گناباد و اطراف را صرفاً قومي و قبيلهيي وانمود سازد و از سوي ديگر ريشهي اين اختلافات را در گذشته دانسته و طرحها و برنامه هاي ارائه شده در سنوات قبل را بلندپروازانه قلمداد نموده و عواملي مثل تمركزگرايي، مخالفت بيروني را عامل تفرقه دانسته و جاده و ارتباط را چندان در شكاف بين مردم مؤثر نمي داند بلكه راههاي نبوده را عامل پيوند مردم با هم مي داند.
حال چند سئوال باقي مي ماند اگر اختلاف، ريشه در گذشته دارد و مثل آتش زير خاكستر بوده كه در دوره ي اخير خود رانشان داده است! آيا نمي توانستيم كاري كنيم كه اين آتش زير خاكستر همچنان باقي بماند، نه دود كنــد و نه اينگونه آتش افروزد؟! آيا تصور نمي شود تأكيد بر جمله ي (ايشان: نماينده ي گناباد، بجستان،كاخك، بيدخت،ديسفان و استاد است) خود فروزان كننده آتش تفرقه شده است و در واقع عملكرد امروز آقايان و سردادن شعار وحدت و نشان دادن دست گل از روبرو و پنهان كردن خنجر در پشت عاملي است براي تفرقه و بس!
جالب است نويسنده ي مقاله رقابت بين شهرهاي مختلف براي مركز استان شدن را نوعي دشمن سازي تصنعي قلمداد كرده و آنرا عاملي بازدارنده براي رسيدگي به مشكلات دروني ميداند در حالي كه رقابت خود عامل حركت است و هنوز افكار عمومي از ياد نبرده كه كارشناسان كشوري، گناباد را بهتر از هر شهري براي مركز استان شدن مي پسنديدند ولي .....شهرستان نشدن بجستان عاملي ديگر در تفرقه عنوان شده كه بايد پرسيد اگر شاخص جمعيت حذف نمي شد آيا بجستان هنوز هم شهرستان مي شد؟!!
در مقاله ي پرنده ي اختلاف روي شانه هاي مردم نگارنده سعي داشته اين پرنده را روي دوش تشكلهاي رسمي و غير رسمي از جمله اصناف، روحانيت و... بنشاند و تلوحياً آنها را عامل تفرقه در گناباد قلمداد سازد و يا آنها را تشكلهايي بي اثر بداند در حاليكه امروز مردم گناباد از نداشتن جايگاهي كه بتوانند افكار عمومي را در مسير درستش سامان دهد رنج ميبرند و اگر ذره يي هم اتحاد ديده ميشود بپاس تلاش همين تشكلهاي غير رسمي و رسمي فعال يا نيمه فعال است.
مهندس مجيد دانا
مقاله پرنده اختلاف روی شانه های مردم






نظرات (۲)
آقاي دانا خيلي كلاس بالا مطلب داده اند.درك آن براي من لاقل مشكل است. اگر روان تر ساده تر بنويسند وكمتر زبان فلسفي وايماواشارت بكار گيرند .فكركنم بهتر باشد!!
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۱۳
بجستان شهرستان شد و گذشت لطفا براي آينده با آرايش اجتماعي و جغرافيايي جديد نظر بدهيد در گذشته سير نكنيد كه شما را به عقب خواهد برد ايما و اشاره گره اي از عقده هاي تحقق نيافته حضرت عالي باز نخواهد كرد و چيزي را عوض نخواهدنمود در حال زندگي كنيد و آينده نگر باشيد آقاي مهندس
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ ۲۲:۵۴