»صفحه اصلی »آرشیو »گالری عکس »اخبار خبرگزاری ها »تبلیغات »ارسال خبر »ارتباط با ما

« مطمئن باشيد آينده، آينده آرامش است. | صفحه اصلی | سوابق و برنامه هاي آقاي صادقي »

نمايندگي به سبك پهلوي

در اين‌ بازديدها، مردم‌ گناباد درخواست‌ كردند كه‌ بايد رضا سجادي‌ نمايندة‌ ما در مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ باشد. پس‌ از پايان‌ بازديد، شاه‌ و همراهان‌ به‌ دعوت‌ اسدالله‌ علم‌ به‌ بيرجند رفتند، و من‌ در محل‌ مشغول‌ كار خودم‌ شدم‌.

 

رضا سجادي از نزديكان دربار و شهردار مشهد در سال هاي پاياني حكومت پهلوي است. او كه  در سال هاي ابتدايي دهه 30 از سوي مصدق رانده شد كم كم با نزديك شدن به فوام توانست در دولت زاهدي هم جايي براي خود پيدا كند. خاطرات زير  مربوط به دوران كاري او در زازله سال 47 گناباد است كه نكاتي ظريف از چگونگي انتخاب نمايندگي شوراي ملي بيان مي دارد.

چگونه‌ به‌ نمايندگي‌ مجلس‌ انتخاب‌ شديد؟

 چند سال‌ بعد، باقر پيرنيا به‌ سمت‌ استاندار و نايب‌التولية‌ آستان‌ قدس‌ رضوي‌ در خراسان‌ منصوب‌ شد. در سفري‌ كه‌ او به‌ خارج‌ از كشور رفته‌ بود، در شهريور 1348زلزلة‌ وحشتناكي‌ شرق‌ خراسان‌ را ويران‌ كرد و هزاران‌ كشته‌ و مجروح‌ بر جاي ‌گذاشت‌. پيرنيا كه‌ فوراً به‌ محل‌ خدمت‌ خود بازگشته‌ بود، در حالتي‌ كه‌ سخت‌ پريشان‌ وحشتزده‌ بود، از طريق‌ وزارت‌ كشور دعوت‌ كرد كه‌ ديداري‌ با او داشته‌ باشم‌.

 خوشبختانه‌ در مشهد بودم‌. به‌ ملاقاتش‌ رفتم‌. ابتدا تصور مي‌كرد بابت‌ ماجراي‌ شهرداري‌ شيراز از او گله‌ دارم‌ و از همكاري‌ خودداري‌ خواهم‌ كرد؛ در صورتي‌ كه‌ چنين‌ رويه‌اي‌ در ذات‌ من‌ نبود. در پاسخ‌ به‌ او گفتم‌: «براي‌ خدمت‌ به‌ هموطنان‌ آسيب‌ديده‌ حاضرم‌ هر مسئوليتي‌ را بپذيرم‌.
بعد هم‌ فرداي‌ آن‌ روز به‌ طرف‌ گناباد كه ‌مركز زلزله‌ بود حركت‌ كردم‌. خرابي‌ و مصيبت‌ دلخراش‌ بود. با تمام‌ توان‌، خدمت‌ خود را شروع‌ كردم‌. چند روز بعد ابلاغي‌ صادر شد تا با سمت‌ قائم‌مقام‌ استاندار خراسان‌، در مناطق‌ زلزله‌زده‌ انجام‌ وظيفه‌ كنم‌.

 بعد هم‌ هويدا نخست وزیر و سپس دکتر حسین خطیبی رئیس جمعیت شیر و خورشید سرخ سمت‌ قائم‌مقامي‌ خود را در آن‌ منطقه‌ به‌ من‌ ابلاغ‌ كردند. مدت‌ سه‌ سال‌ در منطقه‌ بودم‌ و آنچه‌ در توان‌ داشتم‌ با كمك‌ مردم‌ و ديگر مسئولان‌ در مورد ترميم‌ خرابيها و بعد هم‌ ايجاد بناهاي‌ جديد اقدام‌ كردم‌؛ تا اينكه‌ شاه‌ و مقامات‌ دولتي‌ براي‌ بازديد اوضاع‌ به‌ محل‌ آمدند. پس‌ ازچند روز، شاه‌ در حضور نخست‌وزير و ديگر مقاماتي‌ كه‌ همراه‌ بودند، از جمله‌ دكتر منوچهر اقبال‌، از خدمات‌ و زحمات‌ من‌ قدرداني‌ كرد.


در اين‌ بازديدها، مردم‌ گناباد درخواست‌ كردند كه‌ بايد رضا سجادي‌ نمايندة‌ ما در مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ باشد، مطلبي‌ كه‌ خودم‌ قبلاً از آن‌ اطلاع‌ نداشتم‌. پس‌ از پايان‌ بازديد، شاه‌ و همراهان‌ به‌ دعوت‌ اسدالله‌ علم‌ به‌ بيرجند رفتند، و من‌ در محل‌ مشغول‌ كار خودم‌ شدم‌.

فرداي‌ آن‌ روز تلفني‌ به‌ من‌ اطلاع‌ داده‌ شد كه‌ فوراً به‌ بيرجند بروم ‌چون‌ اعليحضرت‌ فرموده‌اند. ابتدا ناراحت‌ شدم‌ چون‌ فكر كردم‌ دكتر اقبال‌ از اينكه ‌مورد محبت‌ قرار گرفته‌ام‌ سعايت‌ كرده‌ است‌. علت‌ اين‌ بود كه‌ بعد از قصه‌ نخست‌وزيري‌ اقبال‌ كه‌ گفتم‌، هيچ‌گاه‌ به‌ او اعتنا نمي‌كردم‌ حتي‌ اگر دو دست‌ خود را هم‌ براي‌ دست‌ دادن‌ به‌ طرف‌ من‌ دراز مي‌كرد، هميشه‌ در پاسخ‌ به‌ او مي‌گفتم‌: «من‌ با آدمي‌ مثل‌ تو كه‌ قول‌ و فعلت‌ يكي‌ نيست‌ حرفي‌ ندارم‌.» و چون‌ اين‌ عمل‌ را در اين ‌سفر هم‌ تكرار كرده‌ بودم‌، از عكس‌العمل‌ او بيم‌ داشتم‌.

به‌ هر حال‌، ناچار بودم‌ با هليكوپتري‌ كه‌ آمده‌ بود به‌ بيرجند بروم‌ به‌ محض‌ شرفيابي‌ شاه‌ گفت‌: «به‌ علم‌ گفتم‌: اين‌ همه‌ آدم‌ بيكاره‌ را اينجا جمع‌ كرده‌اي‌ ولي‌ سجادي‌ كه‌ آن‌ همه‌ زحمت‌ كشيده‌ چرا او را دعوت‌ نكرده‌اي‌؟» اين‌ سخنان‌ برايم‌ بسيار شادي‌بخش‌ بود. بعد هم‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ قرار است‌ در ليست‌ كانديداي‌ نمايندگي‌ دوره‌ بيست‌ و سوم‌ نام‌ مرا هم‌ براي‌ گناباد بگذارند. به‌ علم‌ گفتم‌: من‌ اهل‌ كار و فعاليتم‌؛ بايد استاندار بشوم‌ وكالت‌ به‌ درد من ‌نمي‌خورد.» در پاسخ‌ گفت‌: «عجله‌ نكن‌؛ بايد منتظر باشي‌ تا آينده‌.»


به‌ هر حال‌، ليست‌ كانديداها اعلام‌ شد. و من‌ بايد به‌ گناباد براي‌ فعاليت‌ انتخاباتي‌ مي‌رفتم‌. معلوم‌ شد دكتر اقبال‌ فتنه‌ كرده‌ و براي‌ گناباد، بانو ايران‌دخت‌ اقبال‌ خواهر خود را وارد ليست‌ كرده‌ است‌؛ ولي‌ از آنجا كه‌ شاه‌ خواسته‌ بود به‌ من‌ لطفي‌ كرده‌ باشد كوشش‌ اقبال‌ به‌ جايي‌ نرسيد و من‌ در دورة‌ بيست‌ و سوم‌ از بجنورد، كه‌ آن‌ هم‌ از شهرستانهاي‌ خراسان‌ بود، نماينده‌ مجلس‌ شدم‌.


در آن‌ دوره‌، بجنورد دو نماينده‌ داشت‌: خانلر قراچورلو و من‌. در دورة‌ نمايندگي‌ هم‌ تا آنجا كه‌ شرايط‌ آن‌ ايام‌ اجازه‌ مي‌داد از خدمت‌ به‌ مردم‌ كوتاهي‌ نمي‌كردم‌ و در عمران‌ و آباداني‌ بجنورد قدمهايي‌ برداشتم‌ كه‌ در اين‌ مورد هم‌ بايد اهالي‌ بجنورد اظهارنظر كنند.

 دورة‌ بيست‌ و سوم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ از شهريور ماه‌ 1350 آغاز شد و پايان‌ دوره‌ هم‌ شهريور 1354 بود.

 

 موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران  (تاريخ شفاهي)

 

ارسال نظر

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۴۱ بֽظֽ ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت مطمئن باشيد آينده، آينده آرامش است. بوده است.

مطلب بعدی این سایت سوابق و برنامه هاي آقاي صادقي است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.

gonabad.news@yahoo.com    info@gonabadnews.com


قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...