»صفحه اصلی »آرشیو »گالری عکس »اخبار خبرگزاری ها »تبلیغات »ارسال خبر »ارتباط با ما

« کم آبی جهانی و فرهنگ مصرف منابع آبی | صفحه اصلی | بيرجندنيوز فيلتر شد! »

با فرماندار درباره آسيبهاي انتخابات

از طرفي در جامعه ما هم احزاب نقش چنداني ندارد . اين دلايلي دارد مثلا يكي از دلايل اين است كه فبل از انقلاب احزاب عمدتا وابسته به بيگانه بودند و اين در بين مردم يك بدبيني ايجاد كرده است

  

آسيبهاي انتخابات

پس از گذشت نزديك به سه دهه از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران ، برگزاري تقريبي هر ساله انتخابات و حضور گسترده و چشمگير مردم ، نشان از پايمردي ، استقامت و علاقه ملت بزرگوار ايران به نظام جمهوري اسلامي است . و به نوعي شايد بتوان برگزاري هر انتخابات را تجديد ميثاق دوباره ی مردم با نظام دانست . بنابراين اهميت برگزاري انتخابات – با هر عنواني كه باشد – برجسته تر شده و اصلاح نواقص و حركت به سمت جلو در انتخابات را ملزم مي كند . به همين مناسبت پاي صحبت فرماندار مردمي شهرستانمان ، جناب آقاي مهندس صفايي ، نشستيم و برخي آسيبهاي انتخابات را مرور كرديم :


 به عنوان شروع بحث از شما مي خواهيم كلياتي را در خصوص آسيبهاي انتخابات بيان فرماييد.
- بنده از شما تشكر مي كنم و مي دانيم كه هر چيزي يك فصلي دارد و فصل اين مسائل هم خوب بالطبع چون كه جامعه هم تشنگي دارد و در برهه مسائل انتخاباتي هستيم ، هم اكنون است . چون فضاهای اجتماعي در اين عرصه در حال آماده شدن براي دریافت و شنيدن پيام است ، لذا پیامها مخاطب دارد و اگر شما يك سال پيش اين مسائل را مطرح مي كرديد هيچ مخاطبي پيدا نمي كرديد .
اجازه بدهيد من يك مقداري بروم روي بحث مباني شيعه و از اينجا بحث را شروع كنيم كه ببينيم ما چه فاصله اي تا تحقق مباني و ايده آل خود در حوزه عمل داريم و ديدگاه شيعه در مسئله حكومت چيست . ما به عنوان شيعه اثني عشري بين فرق اسلامي يك امتياز برجسته داريم كه هيچكدام از فرق اسلامي و خصوصا فرق اهل سنت اين امتياز را در حوزه سياست و حكومت ندارند . شما ببينيد سياست و حكومت در حوزه تئوري حكومت و تئوري سياست در انديشه اهل سنت موخر بر عمل است . اولين خليفه برادران اهل سنت به روش اجماع انتخاب مي شود كه اين يك مبناي تئوريك مي شود . يعني اول اتفاقي افتاده و خليفه انتخاب شده و بعد گفته اند كه اجماع يكي از روشهاي تعيين خليفه است . به خليفه دوم كه مي رسيم استخلاف صورت مي گيرد . يعني خليفه پيشين ، خليفه بعد از خودش را تعيين مي كند . بعد مي گويند غير از اجماع، استخلاف هم جزء مباني انتخاب خليفه و امام است . به خليفه سوم كه مي رسيم نه اجماع است و نه استخلاف، بلكه كار شورايي مي شود .

 بنابراين شورا هم جزء مباني تئوريك مي شود . بعدها وقتي به معاويه و بني عباس مي رسيم كه با زور شمشير مي آيند ، استيلا هم جزء مباني مي شود . يعني اگر كسي با زور شمشير هم حاكم شد ولي امر است و تبعيت از او واجب مي شود لذا آنچه در صحنه عمل اتفاق افتاده است را تئوريزه كرده اند . به همين جهت است كه مي گوئيم تئوري سياسي برادران اهل سنت موخر بر عمل است . اما شيعه اين افتخار را دارد كه تئوريش مقدم بر عمل است . يعني مباني تئوريكش مي گويد اقامه عدل توسط امام عادل انجام مي شود و هر چيزي غير از او باطل است و جايز نيست . در ديدگاه شيعه در راس حكومت اسلامي و ديني ، امام معصوم قرار مي گيرد . انسان كامل قرار مي گيرد و در دوران غيبت تالي تلو امام معصوم قرار مي گيرد . تازه آن هم شرايطي دارد . هر كسي نمي تواند جانشين امام معصوم بشود .

بايد اتقي ، اعلم و اعدل باشد . بايد با تقواترين ، عادلترين ، عالمترين ، مديرترين و برترينها جايگزين امام معصوم بشوند . حالا ما در راس هرم سياسيمان اين انسان شايسته قرار مي گيرد. شايسته ترين انسان را داریم . پس زماني ما مي توانيم به حكومت ايده آل برسيم كه بقيه اجزاء هرم به خصوصيات راس هرم نزديكتر بشوند . مقام معظم رهبري در سال 1379 تبيين كردند كه ما بايد براي تشكيل حكومت فراگير اسلامي ، پنج گام برداريم و الان در گام سوم هستيم . گام تشكيل دولت اسلامي . هنوز هم در همان گام هستيم و ما هنوز دولت اسلامي تشكيل نداده ايم وقتي دولت اسلامي تشكيل مي شود كه همه عناصري كه در نظام ديني حضور دارند به نسبت مسئوليتشان ، يك نسبتي با راس هرم داشته باشند . هر چه مسئوليتشان سنگينتر باشد و به راس نزديكتر باشند ، بايد شرايط به راس هرم نزديكتر باشد .

 وقتي اين اتفاق افتاد ما گام سوم را برای تشكيل دولت اسلامي . با موفقيت برداشته ايم . حالا بايد ببينيم ما در حال حركت به سمت تشكيل دولت اسلامي هستيم يا نه ؟ فاصله گرفته ايم يا نزديكيم و … وقتي آگاهي اجتماعي نسبت به اين موضوع افزايش پيدا كند و همه شهروندان ما به اين موضوع واقف باشند حتما براي نزديك شدن به ايده آل و مطلوبمان كمك خواهند كرد و هر چه سطح آگاهي هاي جامعه داراي کاستی باشد و شهروندان ما نسبت به اين موضوع جاهل باشند ، براي وصول به آن مطلوب و ايده آل راه طولاني تري را طي مي كنيم .
 


• پس شما راه تشكيل دولت اسلامي را افزايش سطح آگاهي عمومي مي دانيد ؟

- يكي از راه ها آگاهي عمومي است . و نكته دوم اصلاح قوانين است . بعضی ها يك سري بحث ها مي سازند و مي گويند ما بين متعهد غير متخصص و متخصص غير متعهد كدام يك را انتخاب كنيم ؟! مي خواهيم نظام را بسازيم تخصص مهمتر است يا تعهد؟! اين از بنيان يك حرف غلطي است . چنين حرفهايي را به خورد ما مي دهند . حالا طرف تخصصي در يك حوزه دارد ولي تعهد ندارد ، بايد از او چشم پوشيد و برعكس؟ مثلا اگر كسي در حوزه علوم پزشكي هيچ تخصصي ندارد اما نماز شب مي خواند، آيا تيغ جراحي را به او مي دهيم و مي گوييم مريض را جراحي كن ؟! اين مي شود متعهد غير متخصص. يا اينكه يك پزشك بي تعهدي اگر تيغ به دستش بگيرد متخصص غير متعهد است. از منظر نظام ديني فرد بايد جامع شرايط باشد . این دو لازم و ملزم یکدیگرند . به طور مثال اگر فردی در جايگاهي قرار گيرد كه وظايفي را اجرا و ايفا كند و خودش مي داند كه نمي تواند آن كار را انجام دهد ، ادامه حضورش نشانه بي تعهدي اوست. اين جزء مولفه هاي مكتبي ماست كه اگر در جايگاهي باشيم كه كسي بهتر از ما بتواند آن را اداره كند بايد كنار برويم . مقولاتي مثل تعهد بدون تخصص يا بالعكس را براي ما ساخته اند تا چنين باورهايي داشته باشيم .


اما راه دوم كه اصلاح قوانين و نظام نامه انتخاباتي است. ببينيد غربيها نظامشان را مبتني بر نظام سرمايه داري پایه ریزی کرده اند. به همين جهت مكانيزم انتخاباتي شان را هم در همين جهت تعريف كرده اند. در مكانيزم آنها انتخابات نياز به تبليغات و رسانه دارد . تبليغات و رسانه هم پول مي خواهد و پول را هم سرمايه دار دارد پس سرمايه دار انتخاب مي شود . در آمريكا «وال استريت» تعيين مي كند كه چه كسي بر كرسي رياست جمهوري بنشيند ، چه كسي كرسي سنا را اشغال كند ، و چه كسي بر كرسي مجلس نمايندگان تكيه بزند . از منظر سرمايه داري كاملا كار عاقلانه اي مي كنند . چون دائم به باز توليد قدرت نظام سرمايه داري كمك مي كنند در اين گردونه كسي غير از جريانهاي سرمايه داري نمي تواند بيايد .


نظام سرمايه داري هم در بازتوليد قدرت دائما تقويت مي شود . حالا اگر ما هم انتخاباتمان چنين مكانيزمي داشته باشد كه پول تعيين كننده شود، دچار انحراف مي شويم . وقتي پول تعيين كننده شود ديگر نمي توانيم به آن حكومت مطلوب خود و تشكيل دولت اسلامي برسيم . به عنوان مثال در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري نگاه كنيد اگر پول تعيين كننده مي بود و رسانه ملي بالسويه برنامه تبليغاتي همه را پخش نمي كرد كسي مثل آقاي احمدي نژاد اصلا در افكار عمومي مطرح نمي شد . تا قبل از آن سنجشها هم او را در ذيل نشان مي دادند . ولي وقتي رسانه ملي در اختيار قرار مي گيرد مي تواند با جامعه ارتباط برقرار كند . اين يكي از مولفه هاي مثبت ما است كه رسانه ملي بالسويه در اختيار همه قرار گيرد چه آنكسي كه پول دارد و چه كسي كه پول ندارد . اگر چنين نمي شد نه تنها آقاي احمدي نژاد بلكه هر كسي با افكار و شخصيت او كه ثروت و قدرت و باند و جريان سياسي نداشت و هيچ جريان سرمايه اي پشت سرش نبود ، نمي توانست رئيس جمهور بشود . اين از مكانيزمهاي درست است يعني هر چه در حوزه دولت ديني، مكانيزمهاي قانوني ما و نظامنامه انتخاباتي آسيب تاثير پول بر آن وارد شود از دولت ديني دور شده ايم البته در حال حاضر پول تا حدودي تعيين كننده شده است و اين يكي از آسيبهاست كه بايد گرفته شود .

• اين آسيب به چه صورتي بايد گرفته شود ؟ آيا مردم بايد آسيب را دفع كنند يا بايد قوانين تغيير كند ؟
- هر دو. اصلا جامعه بايد داراي چنين بازخورد واقعا مثبتي شود كه روي اين موضوع دقت كند.


• آيا در حال حاضر قانوني وجود دارد كه مولفه پول و سرمايه حذف شود؟

- خير


• در جهت اصلاح قوانين انتخاباتي چه اقداماتی مي توان انجام داد ؟

- يكي از اشكالاتي كه نظام نامه انتخاباتي ما دارد اين است كه ارتباط بين انتخاب كننده و انتخاب شونده يك ارتباط مستقيم و تك خطي است . اين نوع انتخاب در دل خودش مفسده انگيز است. به عنوان مثال من مستقيما به آقاي فلاني راي مي دهم و از او توقع دارم كه به پاس اين راي پاسخ من را مستقيم بدهد . اين مثل رابطه مالي است كه بين پزشك و بيمار وجود دارد . اين رابطه مالي فساد انگيز است كه زير ميزي گرفتن يكي از موارد بارز آن است . وقتي اين مفسده حل مي شود كه رابطه مالي بين پزشك و بيمار حذف شود. در انتخابات هم همينطور است در دنيا بعد از گذشت 200 تا 300 سال تجربه دموكراسي اين رابطه مستقيم را حذف كرده اند .

 

• با توجه به اينكه مشهود ترین راه براي نشان دادن وجود دموكراسي در يك جامعه، برگزاري انتخابات است؛ بنابراين حذف انتخاب مستقيم، براي دموكراسي مشكل ايجاد مي كند .
- ببينيد انتخاب مستقيم در دل خودش فساد دارد و دليلش اين است كه وقتي من به كسي راي مي دهم در عوض يك توقع رانتي براي شخص خودم ، گروه يا حزب من ، يا شهر و روستاي خود دارم . اگر توقعات هم بالا باشد كار سخت تر مي شود . ولي طبق قانون، نمايندگی مجلس، يك وظيفه ملي است . يك نماينده در مقابل ملت مسئول است نه در مقابل مردم شهرش. حتي اگر نماينده يك شهر كوچك باشد و مثلا با 2000 راي به مجلس برود طبق قانون اساسي در مقابل ملت و هفتاد ميليون انساني كه در كشور هستند مسئول است . ولي آيا اين رعايت مي شود؟ آيا ما واقعا از نماينده مان اين توقع را داريم كه فقط در حوزه ملي ايفاي وظيفه كند ؟ يا در حوزه محلي ؟ پس محلي و منطقه اي كار كردن به خاطر همين رابطه تك خطي است. آن وقت است كه نماينده مجبور است به جاي تصميم گيري، وارد كار اجرايي شود اصلا مي شود مثل يك پيمان كار كه از او خواسته هاي محلي مثل جاده ، آب و ... را بخواهيم .

 در كلان شهري مثل تهران چون اين رابطه چهره به چهره و ارتباط مستقيم وجود ندارد ، فرصت دارند به ايفاي وظايف نمايندگي شان بپردازند. آنها اين معضل ديگران را ندارند و لذاست كه هميشه پيشگامند . اگر ما اين آسيب را بگيريم همه نمايندگان جغرافياي كشور مثل نمايندگان تهران مي شوند آنوقت مي توانند تصميم سازي و تصميم گيري درستي انجام دهند كه به نفع مصالح و منافع ملي باشد و همه بهره ببرند . ديگر جنگ همه عليه هم نمي شود كشمكش ايجاد نمي شود كه هر كسي طرف خودش باشد . بنابراين بايد با كمك مردم به اين ايده آل برسيم و اين شدني است . هنر امام خميني (ر ه) اين بود كه يك پديده نشدني را شدني كرد . امام (ر ه) اخلاق و سياست را با هم جمع كرد ، اخلاق و عرفان را با هم گره زد و گفت بياييد در مصدر امور اجتماعي ديندار هم باشيد و ديني عمل كنيد . ولي ما داريم از آن فاصله مي گيريم . براي جامعه ما هم يك نماينده ايده آل ، يك نماينده به تمام معنا سكولار مي شود بعد هم مي خواهيم برون داد و OUT  PUT ما ديني باشد كه نمي شود . اينها چالش امروز ماست . از ديگر آسيبها مي توانيم به تكثر در ثبت نام اشاره كنيم .

 اين تكثر در ثبت نام كانديداها از اشكالات نظام نامه انتخاباتي ما است . هيچ واحد سياسي در دنيا به اندازه ما اين تكثر در ثبت نام را ندارد. مثلا در انتخابات رياست جمهوري 814 نفر ثبت نام مي كنند. حتي بعضي ها شب جلوي وزارت كشور مي خوابند تا صبح اولين نفري باشند كه ثبت نام مي كنند! در كدام نظام سياسي دنيا براي انتخاب رئيس جمهور 814 نفر كانديدا شده اند؟ شما آمريكا را ببينيد. يك سال مانده به انتخابات رياست جمهوري هر حزبي در ايالتها در حال سنجش است و راي گيري هايش را انجام مي دهد و نهايتا فرد مورد نظر را انتخاب مي كنند و در پايان، رقابت انتخاباتي بين دو يا حداكثر سه نفر برگزار مي شود. آنها طبق مكانيزمها و نظامنامه انتخاباتي شان اصلا اجازه ثبت نام به اين تعداد كانديدا را نمي دهند . در فرانسه كسي كه مي خواهد براي مجلس نمايندگان فقط ثبت نام كند بايد امضاي 150 نفر از نخبگان را تحويل دهد يعني قبل از مرحله ثبت نام بايد برود و توسط آن افراد تاييد شود و سپس ثبت نام كند. در كشور ما چه ؟ فقط كپي شناسنامه و مدرك تحصيلي براي ثبت نام مي خواهند !

در همين گناباد خودمان شخصي آمده بود براي ثبت نام و خودش مي گفت من كه مي دانم فاقد صلاحيت هستم ولي دوست دارم ثبت نام كنم! رسانه هاي بيگانه هم در بوق و كرنا مي كنند كه مثلا سه هزار نفر رد صلاحيت شده اند. در گناباد كه كمترين تعداد ثبت نام كنندگان در سطح استان را داشته ايم براي انتخاب يك نماينده مجلس 8 نفر كانديدا شده اند! اين مشكل از نظام نامه انتخاباتي ما است كه بايد تعريف درستي ارائه كند در گزينشها هم آسيبهايي داريم كه بايد از بين برود . يعني صلاحيتها ، سليقه اي اعمال نشود و قانون راههاي فرار را ببندد. به صرف خوشنام بودن يا ثروت داشتن يا مدرك تحصيلي بالايي داشتن ، نبايد كسي در سبد راي مردم قرار  بگيرد. تا وقتي اين اشكالات هست ما خروجي خوبي نداريم.

 

 با اين مشكلات راه براي عوامفريبي هم باز مي شود. البته چند وقت پيش مجلس به دنبال طرحي برای استاني كردن انتخابات و در واقع حذف ارتباط مستقيم بين راي دهنده و انتخاب شونده بود. ولي به نظر مي رسد اين كار راه حل مناسبي نيست. بعلت اينكه مردم همچنان پي گير رفع مشكلات منطقه اي خود هستند كه به نوعي با توجه به رسالت نماينده كه قانون گذاري است چندان معقول نيست. نظر شما چيست؟
- استاني برگزار شدن انتخابات يك وجه مثبت آن حذف رابطه تك خطي است. ولي يك بار منفي دارد، كه كانديداها چون مي دانند ثقل راي كجاست، آنجا وقت مي گذارند. آنها ديگر به دنبال جذب آراء مثلا يك منطقه با 30 هزار راي نيستند. بلكه انرژي  خود را در جايي كه راي ميليوني دارد متمركز مي كنند. يعني وارد حاشيه مي شوند. اين آسيب را مي توان به طريقي حل كرد. به اين صورت كه ورود نمايندگان به عرصه مسائل محلي به عنوان جرم شناخته شود. 

 البته اين ممكن است خيلي غليظ باشد ولي ما چاره اي نداريم و براي اصلاح بايد اين احساس ايجاد شود كه حريم مسائل محلي يك حريم ممنوعه است و نماينده نبايد وارد آن شود. آن وقت است كه هم در بعد تصميم گيري و هم در بعد نظارتي مجلس مي تواند تصميمات درستي اتخاذ كند و هم اينكه با توجه به افزايش نظارت مجلس، دستگاهها عادلانه تر و معقول تر وظايفشان را انجام دهند البته مجلس اين كار را انجام نمي دهد گونه ای خود زنی است. مجلس عليه خودش تصميم گيري نمي كند و الا شدني است و مي شود همه اين آسيبها را گرفت. من يادم است كه در مجلس سوم يك سري رانتهايي براي نمايندگان ديده شد. يكي از آنها اين بود كه گروه حقوقي نماينده پس از اتمام دوران نمايندگي – كه براي نماينده همسطح وزرا است – حفظ شود و اين كار يكي از كارهاي ناپسند مجلس سوم بود.

 در زمان برگزاري انتخابات مجلس چهارم من در كميسيون احزاب وزارت كشور فعاليت مي كردم  پس از انتخابات و در فاصله روي كار آمدن مجلس چهارم به برخي نمايندگان كه براي مجلس چهارم انتخاب نشده بودند پيشنهاد دادم حالا كه تكليف شما تعيين شد در اين فرصت باقيمانده اين خشت بدي را كه مجلس سوم بكار زده بود برداشته و اين رانتها را حذف كنيد. يك هفته بعد ديدم در مجلس طرحي از طرف همان كساني كه عدم حضورشان در مجلس بعدي مسجل شده بود وارد صحن علني مجلس شد با عنوان «حفظ شأن و منزلت نمايندگان» كه حتي رانتهاي قبلي را غليظ تر كرده بود! البته مواردي از آن مثل داشتن گرين كارت مادام العمر براي نمايندگان مجلس از طرف شوراي نگهبان رد شد كه استدلال شوراي نگهبان هم اين بود كه اين موقعيت حتي براي وزير امور خارجه و سفرا تا زماني است كه در پستشان هستند و پس از اتمام خدمت گرين كارت آنان هم لغو مي شود. بنابراين مي شود قوانين را اصلاح كرد به شرطي كه مجلس عليه خودش تصميم گيري كند كه نمايندگان هم براي محدود كردن خودشان قانون وضع نمي كنند. مگر اينكه مجمع تشخيص مصلحت نظام اين كار را انجام دهد و راسا وارد قانون گذاري شود كه تا به حال چنين نشده است.

 

• يكي از آسيبهاي انتخاباتي كه نقش مردم در آن تعيين كننده است حضور حداقلي در انتخابات است . در اين مورد كمي توضيح دهيد .
- يكي از اشكالات ما اين است كه براي مشاركت مردم يك بعدي پالس فرستاديم يعني فقط گفتيم حضور شما در صحنه انتخابات مثلا باعث اقتدار نظام ، تكليف شرعي و ... است همه اينها درست است اما حداقل به موازات اين بعد بايد يكي از دستاوردهاي اصلي نظام سياسيمان كه همان دادن حق تعيين سرنوشت به مردم است را تبيين كنيم . شهروند ما بايد بداند با شهادتها ، رشادتها و ايثارگريها اين فرصت كه تعيين كند چه كسي وكيل يا رئيس جمهور او بشود بدست آورده است. اين يك فرصت و يك امتياز است و اگر از آن درست و عالمانه و عاقلانه استفاده كنيم در بهبود زندگيمان هم نقش ايفا كرده ايم .

بايد براي جامعه تبين شود كه اين انتخاب علاوه بر تكليف شرعي يك حقي است كه بايد از آن درست استفاده شود. قانون اساسي ما هيچ شهروندي را از امتياز و حق تعيين سرنوشت محروم نكرده است. حتي جنايتكاري كه قرار است به زودي اعدام شود حق دارد راي بدهد و در سرنوشت خودش و كشورش تصميم گيري كند. ما نبايد فقط از اين منظر نگاه كنيم كه صندوق راي را به زندان مي بريم تا مشاركت بيشتر شود بلكه بايد با اين هدف صندوق را ببريم كه شهروند از حق خودش استفاده كند

.

 مردم چگونه اصلح را تشخيص دهند ؟
- ببينيد حتي در نظامهاي سرمايه داري هم كه كانديداها با هدف انباشت سرمايه، وارد رقابت انتخاباتي مي شوند، به مردم نمي گويند كه ما آمده ايم تا مثلا فلان حزب را پولدار كنيم يا اگر مثلا تسليحات در دست فلان حزب است برنامه داريم كه بازار فروش و توليد آن رونق پيدا كند. بلكه كانديدا مي گويد من آمده ام مثلا رفاه اجتماعي را افزايش دهم، اميد به زندگي را زياد كنم، اشتغال را بيشتر كنم، مشكل مسكن را حل مي كنم و ... كانديدا پالسي به جامعه مي دهد كه جامعه آن را بپذيرد . لذا هر كدام تلاش دارد پالسهاي مثبت تري را به جامعه بفرستند. برخي هم كه محاسبه گرترند مي سنجند كه جامعه تشنه ی چيست و همان را با نام شعار مي فرستند .

 در نتیجه اين جامعه است كه بايد بررسي و تحقيق كند كه كدام يك در بيان اهداف خود صادق هستند . امروزه اگر يك شركت لوله كشي هم بخواهد كسي را استخدام كند شرايطي دارد . مثلا مي گويد دو سال سابقه كار داشته باشد ، مدرك فني مورد تاييد فني و حرفه اي داشته باشد ، بعد هم مدركت را بياور تا من تست كنم ببينم درست است يا نه، شش ماه هم آزمايشي كار كن ببينيم به درد ما مي خوري يا نه! اين فقط براي استخدام يك لوله كش است . بالاتر بياييم . كسي به خواستگاري مي رود و كار و تخصص و مدرك و ... خود را مي گويد. به صرف اين كه اينها را گفته آيا طرف مقابل قبول مي كند ؟ يا نه مي رود و تحقيق و بررسي مي كند؟ بنابراين بايد با تحقيق انتخاب كرد. عقل هم همين را حكم مي كند و معتقديم هر چه عقلي باشد شرعي هم هست.


 
• حالا مي خواهيم وارد مبحث احزاب شويم . در بحث احزاب ما دو مسئله را به عنوان چالش مطرح مي كنيم . اول اينكه در كشور ما احزاب از لحاظ سياسي و اجتماعي توسعه نيافته اند و اين توسعه نيافتگي باعث مي شود در زمانهايي همچون انتخابات با هم ائتلاف كنند . دوم اينكه بطور كلي آيا حضور گسترده احزاب در انتخابات آسيب محسوب نمي شود ؟
- در تعريف حزب بايد بگوييم كه هر حزب بايد 4 مشخصه داشته باشد .
1- قانوني باشد
2- داراي مرامنامه و اساسنامه مشخص باشد .
3- براي كسب قدرت تلاش كنند
4-  گستره سازماني داشته باشد (يعني در اقصاء نقاط كشور و جغرافياي سياسي بايد داراي حوزه بوده و عضو داشته باشد )


اگر بخواهيم چنين حزب فراگيري را در ايران نام ببريم در قبل از انقلاب فقط حزب توده بوده است . كه آن هم قانوني نبود . پس از انقلاب هم فقط حزب جمهوري اسلامي داراي چنين ويژگيهاي جامعي بود و همه مولفه ها را داشت بعد از   تعطيلي حزب جمهوري ما چنين حزبي نداشتيم . در واقع ما گروههاي سياسي يا بعضا باند سياسي داريم. احزاب حقیقی دولت ساز هستند . يعني با اتكا به حوزه اجتماعي دولت را شكل مي دهند ولي ما نمونه هايي از حزب داريم كه دولت ساخته اند نه دولت ساز . مثلا كارگزاران در قدرت و براي حفظ قدرت (در آستانه مجلس پنجم ) براي كسب اكثريت مجلس پنجم حزب تشكيل مي دهند. پس احزاب دولت ساخته داريم كه در اوج قدرت حزب درست مي كنند ولي اين احزاب پايگاه اجتماعي ندارند . اين گونه احزاب براي بهره گيري از رانت قدرت مي خواهند حفظ قدرت كنند نه اينكه با اتكاء به پايگاه اجتماعي قدرت تشكيل دهند .

همين خطا را مشاركتيها انجام دادند . حزب مشاركت وقتي تشكيل شد كه در قدرت بود . لذا چون پايگاه مردمی ندارند بعد از اينكه قدرت را از دست مي دهند ديگر حزبي وجود ندارد . الان حزب مشاركت كجاست ؟! حزب كارگزاران كجاست ؟! ديگر محلي از اعراب ندارند . در نتیجه احزاب پويا و پايا، احزابي هستند كه دولت ساز هستند و احزاب دولت ساخته فقط تا زماني كه قدرت دارند حضور دارند . اين مسئله به عنوان يك آسيب شناخته مي شود پس پاسخ شما را به اين صورت بدهم كه ما اصلا حزب به معناي كلاسيك نداريم، حزبي كه آن چهار مولفه را داشته باشد نداريم ولي گروههاي سياسي داريم . البته آسيب حضور گسترده احزاب در انتخابات در نظامهايي كه دو حزب دارند وجود ندارد . مثلا در آمريكا قدرت يا دست جمهوري خواهان است يا دموكراتها .

 اين مشكل در سيستمهايي كه نظامهاي چند حزبي دارند (مثل لبنان) و هيچ حزبي هم مسلط نيست كه راي حداكثري جامعه را داشته باشد ، وجود دارد . به همين علت در آنجا دولتها عمدتا دولتهاي ائتلافي هستند و به محض شكستن ائتلاف، دولت هم فرو مي پاشد . از طرفي در جامعه ما هم احزاب نقش چنداني ندارد . اين دلايلي دارد مثلا يكي از دلايل اين است كه فبل از انقلاب احزاب عمدتا وابسته به بيگانه بودند و اين در بين مردم يك بدبيني ايجاد كرده است . شما مي بينيم كه هر تشكلي كه پسوند مستقل را اضافه مي كند به عنوان يك مزيت اجتماعي تلقی مي شود .


سازمان توسعه فرهنگي اجتماعي شهرستان گناباد

 

 

نظرات (۹)

Anonymous:

جا دارد هر مسوولی در هر جایگاهی ابتدا به حوزه عملکرد خود بپردازد و سپس راجع به مباحث کلان تر صحبت کند.
همچنین توضیحات ایشان در مورد نحوه متعهد غیر متخصص و متخصص غیر متعهد درست است، اما هر کس بایسته ابتدا به خودش و جایگاهش بندازد و بییند خودش در جایگاه درستی قرار گرفته و سپس ارشاد کند، چون در این صورت شنونده سخن او را بهتر می پذیرد.
اشاره به احزاب دولت ساخته کارگزاران و مشارکت کاملا درست است، ولی انصاف حکم می کند که گروههایی که با اسم دولت عدالتگرا و بنحوی حمایتهای سیاسی و معنوی و خدای نکرده مادی آن هم نباید صرف نظر شود، آسیب شناسی بدون داشتن انصاف و عدالت معنا نمی دهد.

Anonymous:

برای فرماندار پر تلاش شهرم آرزوی موفقیت می کنم.ایشان تنها مسئولی است که همه دغدغه اش توسعه شهرستان در تمام زمینه هاست

نامه ای به فرماندار از طرف یک دانشجو:

با عرض خسته نباشید خدمت فرماندار محترم گناباد. اینجانب اولین بار با دیدگاه های شما آشنایی پیدا کردم و از این رو باید از بچه های گناباد نیوز تشکر کنم که با مسوولین و نخبگان گنابادی مصاخبه هایی انجام می دهند، تا ما غریبه ها که از شهرمان دورییم، با ذهنیت ها آنها، آشنا شویم.
اینجانب بعضی از دغدغه های شما را قبول دارم، اما راهکارهای شما رامتأسفانه باید بگم نه! بله من هم قبول دارم که مشکل نمایندگی در شهرستانها ارتباط خطی کاندید و مردم است، و شما هم گفته اید که کاندیدا ها و مردم اخلاقی رفتار کنند، یعنی نماینده به کارهای قانونی و ملی خودش بپردازد، صرف نظر از این که چه خواسته های منطقه ای از او دارند و مردم و اطرافیان نماینده یا کاندید هم از او درخواست منافع شخصی و منطقه ای نداشته باشند.
ولی آقای فرماندار آیا واقعیت چیز دیگری نیست! آیا صرف دادن شعارهای اخلاقی مسأله را حل می کند ، آیا ما نباید به فکر راهکار باشیم؟آیا حزب راهکار خوبی نیست؟ آیا احزاب نمی توانند کاندیداهای خودشون را تا اندازه زیادی کنترل کنند؟آیا بهتر نیست از احزاب که می توانند برنامه های ملی ارائه دهند، برای رفع این مشکل استفاده کنیم، احزاب می توانند با ارائه یک برنامه ملی از منطقه ای شدن نماینده و کاندید اها جلوگیری کنند بدین صوت که هر کاندید می تواند
نماینده یک حزب با برنامه برای کل کشور باشد و حزب اورا در همه زمینه ها حتی در مسأله فساد کنترل کند البته ما به اینکه احزاب هم نواقصی دراند آشناییم و با شما در این زمینه همسو ولی باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کرد.ادامه

Anonymous:

همچنین در مورد رسانه پول ونقشی که در انتخابات دارند و حمله ای که به نظام انتخاباتی آمریکا می کنید در این زمینه! من واقعا" متأسفم که شما اینطوری دارید یک جانبه تخریب می کنید، آیا باراک اوباما را نمی بینید که کلینتونها را با آن همه نفوذ به چه زحمتی انداخته است؟آیا آزادی بیان آمریکا و مسوولیت شهروندان در تعیین سرنوشت دروغ است؟
شاید پول ونقش آن در رسانه ها نقش مهمی را داشته باشد، من هم با شما موافقم، ولی در هر صورت، این گفتمان حاکم بر حوزه عمومی و نیازهای رأی دهندگان است، که انتخاب می کند.
رسانه های آزاد هر چند هم که در خدمت ثروتمندان باشند، که به نظر من کاملا" اینچنین نیست، برخلاف حرفهای شما از طبقات کوچک تا بالا می توانند از طریق رسانه ها حرفشان را بزنند، اگرچه شاید فرق کند و بعضی ها ابزار بیشتری در اختیار داشته باشند، ولی لاقل حرفشان را میزنند، (اینچنین نیست مثل ایران که فقط کسانی که به قول شما باند قدرت هستند حالا از هر جناح، فقط بتوانند حرف بزنند و دیگران هیچ رسانه ای نداشته باشند!)
به نظر من این یک آفت هست اما در یک جامعه آگاه که متأسفانه ما نداریم مردم می توانند با نوجه به نیازهاشون و اطلاعاتی که رسانه ها می دهند یک انتخاب درست داشته باشند

Anonymous:

و در پایان حرفهای زیاد ماند، ولی به قول شما مسوولین، ما دانشجوها فعلا" باید بریم درس یخوانیم، چون وقت کافی نداریم که خوب بنویسیم و خوب نقد کنیم. به همین دلیل من هم سخنم را کوتاه کی کنم. در هر صورت از شما و دیگر دوستان که این مطلب را می خوانند به خاطر عجله ای که داشتم معذرت می خواهم.

همراه دانشجو:

چرامعذرت دانشجوي عزيز

كاش ادامه مي دادي وقتي مسولين رده بالا دموكراسي

راباور ندارند بيش از 200حزب وگروه وجمعيت سياسي

مثل حزب موتلفه اسلامي كه46سال سابقه مبارزاتي و

انقلابي دارد بي ريشه مي دانند!!چگونه بارك حسين

اوباما يابرنامه احزاب را تصور كنند موفق باشيد.

پيش بين:

طبق گزارش فرمانداري حدود 64هزار نفر واجد راي درگناباد است اكر 65درصد درانتخابات شركت كنند .
42 هزارنفر راي دهنده مي شود. پيش بيني مي گردد!! از اين تعداد!! احتمالآ.

1- آقاي مدني بين 17 تا 19 هزار

2- آقاي مهدي زاده بين 12 تا 14هزار

3-آقاي ذبيحي "" 7 تا 9 هزار

4 آقاي صادقي "" 3 تا 5هزار
5-آقاي هجرتي "" 1500 تا 2هزار

اين فقط يك حدس است .نه بيشتر فرداشب معلوم خواهدشد ولله اعلم

اسدالله:

با سلام خدمت فرماندار شهرستان
1 - داشتن شرایط رهبر یک ویژگی برای شیعه نیست اتفاق شیعه به خاطر عدم تجربه سیاست عملی و حکومت گری بسیار در این مبانی ضعیف است و حرکات حضرت امام مانند مجمع تشخیص مصلحت و اسلام امریکایی یک نوع نوآوری و ورود به دنیایی شدن دین است وما هنوز اول کاریم
2 - حزب کارگزاران یک حزب دولتی فرمایشی است. درست اما گمان نمی کنید رایحه خوش خدمت هم از همین سنخ باشد . حزبی دولتی بدون جوشش مردمی و این مشکل چپ وراست نیست
3- کلام سید حسن خمینی درباره حضور نظامیان در سیاست را در این انتخابات چشیدیم. این یک توهین نیست. شما به عنوان یک پاسدار وارد خط ممنوعه شدید و البته بسیار ناشیانه
4 - سوال کننده در مقابل شما بسیار بی سواد نشان می دهد
5- به نظرم اختلافات جریان مذهبی در شهرستان گسترش خواهد یافت و شما از وزنه های ساخت جدید خواهید بود
خسته نباشید. مخالف آدم قوی مثل شما بودن زیباست

علي راد:

جناب اقاي فرماندار به نظر شما يك فرماندار چه وظايفي در يك انتخابات بر عهده دارد؟
امانتداري را براي مسئول برگزاري انتخابات چگونه تعريف مي نماييد؟
آيا يك فرماندار هر چند كه نظرش صحيح باشد حق دارد به انتخابات جهت دهد يا بايد فقط امانتدار مردم باشد؟

ارسال نظر

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۳۰ بֽظֽ ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت کم آبی جهانی و فرهنگ مصرف منابع آبی بوده است.

مطلب بعدی این سایت بيرجندنيوز فيلتر شد! است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.

gonabad.news@yahoo.com    info@gonabadnews.com


قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...