سنتی در شهرما بنا شده بود که کاندیداهای مطرح اگر رای نمی آوردند ماندگار نمی شدند. مجلس پنجم یادمان است که نفر دوم همان شب راهی مشهد شد و در مجلس هفتم هم همینگونه نفر دوم شبانه مسافر تهران شد.
من افتخار ميكنم كه وارد اين بازي قوم گرايي نشدم
ما انتظارمان اين بود بعد از سه دهه از انقلاب و در دولتي كه شعار عدالت محور ميدهد با كانديداها اين قدر نامهرباني نمي كردند
زنگ زدم به رياست اصناف آقاي طحان زاده ايشان پذيرفت كه رای گیری جلسه بازار خلاف بوده است و هيچ مبناي قانوني نداشته
شبنامه كه پخش شد من وقتي ديدم گفتم هيچ انسان عاقلي اين كار را نمي كند
دست كم قضيه اين است كه انتخابات گناباد با علامت سوال مواجه است
ناشرالاسلام يك ذره گلايه و شكايت از صحبتهاي من نكردند
دستگاه فرمانداري گناباد و شخص فرماندار اين آرزو را هميشه به دل خواهند داشت كه بنده از آنها شكوه و شكايتي رسمی بکنم.
حسرت يك آه را بر دل صفايي خواهم گذاشت.
سنتی در شهرما بنا شده بود که کاندیداهای مطرح اگر رای نمی آوردند ماندگار نمی شدند. مجلس پنجم یادمان است که نفر دوم همان شب راهی مشهد شد و در مجلسهفتم هم همینگونه نفر دوم شبانه مسافر تهران شد.14 روز از انتخابات گذشته است ولی هنوز محمد ذبیحی در شهر می گردد و در این مسجد و آن حسینیه با مردم صحبت می کند و به دید و بازدید و تشکر از مردم مشغول است. فرصت را غنیمت می شماریم و در منزلش مهمان می شویم . گویا یک دل پر حرف برای گفتن دارد.
آقای دکتر درباره نقد و بررسی انتخابات صحبت کنیم و سوال كلیشه ای انگیزه شما از آمدن به اتنتخابات و ماندن در ایام عید؟
من انگيزه ورودم همان محروميتهايي بود كه همه كساني كه با آنها صحبت ميكردم قبول داشتند،الان كه انتخابات تمام شد مي توان به راحتي نقد كرد بدون اينكه بهانه تخريب باشد. بخصوص در دوران 16 ساله دكتر مهديزاده كه واقعاً مي شد بسيار كار كرد. من خدمت دكتر نامه اي در آن زمان نوشتن و گفتم زماني كه شما وارد مجلس شديد ما در كل نمايندگان 16 دكتر داشتيم ولي مع الاصف آن تحول در شهرستان نبوده است.
پاي صحبت دكتر هم اگر بنشينيد حرف زياد خواهند داشت. اينكه مهلت نميدادند يا گروههاي فشار نميگذاشتند من كار كنم. خب اين هم يك نوع ضعف است نمايندهاي كه با آراء مردم انتخاب ميشود نتواند ساز و كاري داشته باشد تا گروهها را دور هم جمع كند، این نشانه ضعف و ناکارآمدی اوست.
مدتي ما را در يك رقابت نابرابر بين بيرجند و گناباد قرار دادند. و ما را از مسائل اساسي مان دور كردند. اميد دارم در اين دوران دكتر بتواند فرصت از دست رفته را جبران كند.

می گویند کارهای شما از نوع ورود ، نوع تبلبغات و نوع شعارهایتان و حتی نوع رای آوردنتان متفاوت بوده است . این را خودتان می پذیرید؟
قبول دارم ورود من متفاوت از ديگران بود. قبل از ورود به دعوت دكتر مهديزاده صحبتهايي با هم داشتيم. آنجا عزم من جدي شد تا وارد انتخابات شوم. و به تعبيري خود را از ديگران صالحتر ديدم. يك تلفن هم به آقاي خطيب داشتم و حرفهاي خود را زدم لیکن با سایر کاندیداها از جمله جناب آقای مدنی من گفتگويي نداشتم.
بله هفت يا هشت ماه قبل از انتخابات جلسهاي بود در تربيت مدرس دانشگاه قم كه قرار بود گروهي يك فعاليت فرهنگي براي گناباد شروع كنند. آنجا دكتر مدني به منگفتند كه شما بنا داريد وارد انتخابات بشوي يا نه. گفتم: تصميم من اين بوده است كه از دهه 50 عمر وارد سياست شوم ولي هنوز تصميم جدي نداشتم. ديگر صحبتي نداشتم ولي خوب شايعات زيادي بود كه شما هم شنيدهايد.
من افتخار ميكنم كه وارد اين بازي قوم گرايي نشدم و واقعاً اين را پسنديده نميدانستم نه بجستان بدون گناباد رشدي خواهد داشت و نه گناباد بدون بجستان البته گروهي اندك و شناخته شدهاي بودند كه دامن زدند و توده مردم را وارد جريان كردند. همينكه 17 هزار نفر به اين نتيجه رسيدند كه فارغ از گناباد و بجستان دنبال دريافت لياقت افراد و شايستگي آنها باشند مطلوب است .اين انديشه انديشه ترقي است.
قوم گرایی را خودتان اشاره کردید. می خواهیم بدانیم از نظر شما هدف از این دو دستگی ها چه بود؟
معلوم است جريان دو دستگي دنبال چيست.
يك روز ما رفتيم بجستان ديديم كه يكي از كانديداها چادر زده است. فورا من به مسئولين شهر اعتراض كردم. اين كار خلاف است. اگر واقعاً بجستاني ها مكاني براي تبليغات نمي دهند بايد برخورد قانوني بكنيم و اگر مي دهند، اين چه بازي است؟
همانجا يكي از آقايان شورای نظارت آمد و گفت ما از آمدن کاندیدا ها استقبال كرده ايم كه البته به خود ما و سایر کاندیداها هم نامه نوشتند و اعلام واگذاری مکان مناسب برای ستاد کردند، در عین حال جریانی که در پی تشدید تحریک عواطف بود رفتند و چادر سرپا کردند.
بعد به عنوان يك تبليغ به كار مي رود. توي يك هفته نامه عكس خيمه چاپ ميشود و سر و صدا مي كند.
يا همان شبنامه كه پخش شد. من وقتي ديدم گفتم هيچ انسان عاقلي اين كار را نمي كند. اگر هم مطالب آن شب نامه درست باشد. تكثير و توزيع اش به ضرر همهشهرستان بود و معلوم بود كه يك ستاد مشخص اين كار را مي كند. از طرفي جلوگيري از تكثير آن آسان بود. مغازهدار رسمي شهر در مغازهاش توزيع ميكرد. به نظر من نميخواستند جلوگيري كنند.
برخی معتقدند شما شب مصلا وارد خط قرمز صوفیه شدید.
من تلاش كردم گناباد و بيدخت و گناباد كاخك را به هم نزديك كنم و به نظرم موفق شدم و براي اولين بار مشاركت حداكثري در شهرستان داشتيم.
من آمدم گفتم شما اعتقاداتي داريد. ما هم اعتقاداتي. ما بايد بنشينيم و همديگر را نقد كنم و نه اينكه دعوا كنيم. جالب است ما در منبرها هميشه از وحدت مي گوييم ولي در عمل جور ديگري رفتار مي كنيم. زمان درگيري و دعوا تمام شده است. زخم زبان چيزي بدي است. . ما باید تلاش کنیم در سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است در کنار یکدیگر به فکر توسعه و پیشرفت شهرستان باشیم.
معتقدم بايد برادر وار كنار هم زندگي كنيم من خيلي روشن صحبت كردم. اما پشت سر من هزار جور حرف درآوردند كه فلاني چه و چه.
معنای وحدت این نیست که ما عقایدمان را کنار بگذاریم این بی معنا است. بلکه باید همدیگر را تحمل کنیم و در کنار هم آرام زندگی کنیم و به هم نزدیک شویم.
شما با این کار رای های سنتی خود را از دست ندادید؟
اصلاً اين گونه نيست كه رأيهاي سنتي و مذهبي من شكسته شود. خوب یک عده ای اصلا از اول هم نمی خواستند با من باشند چه با صحبت هایی که کردم چه بدون آن، و اصولا من از کسانی که بر طبل تفرقه می کوبند می پرسم. کجای این حرف اشکال دارد، اینکه در تهران در خیابان کشاورز ناقوس مسیحیت زده می شود و یا در شیراز کلیسا و مسجد و معبد یهودیها در یک خیابان وجود دارد، آیا اگر در گناباد ما دعوت به همدلی و همکاری برای پیشرفت شهرستان کرده ایم، گناه است؟ من از همه می خواهم فارغ از تعصبات در فضایی اسلامی و انسانی به همدلی و همکاری بیندیشیم.

واکنش حاج آقای مدنی ناشرالاسلام درباره صحبت های شما پیرامون صوفیه چه بود؟
حاج آقاي ناشرالاسلام به خاطر تصميمشان كه وارد انتخابات نشوند، صحبت رسمي درباره کاندیدای خاصی نكردند. چند بار بعد از انتخابات ايشان را ديدهام. يك ذره گلايه و شكايت از صحبتهاي من نداشتند. اصلاً ايشان بسيار روشن است و خودتان در مصاحبه ای که با ایشان كرده بودید، گفته بودند كارخانه شير سلطاني احداث شود. یک تعبیری ایشان داشتند که البته من زیاد نمی پسندم ولی تعبیری گویاست " یهودی هم بیاید سرمایه گذاری کند مشکلی نیست " این بیان نشان می دهد که ایشان با سرمایه گزاری در چهارچوب مصالح ملی موافقند. بسياري مي خواهند با نام ايشان كارهاي نادرست خود را توجیه کنند و به اهداف سیاسی خود برسند.
نوع تبلیغات خود را می پسندیدید؟
من معتقد بودم قفلي در شهر بوده است. و معتقدند با اين كه رأي نياوردم پيروز شدم مردم امروز ديگر مثل گذشته آرام نخواهند بود و از خواستههايشان که همان پیشرفت و توسعه شهرستان است كوتاه نميآيند. من در روستاي كلاته كلوخ از 150 رای موجود 101 رأي داشتم. در حالي كه من آنجا هم نرفتم فقط بخاطر اينكه سی دی سخنراني هاي من را گوش دادند.
الان سي دي سخنراني هاي من مثل نقل و نبات بين مردم دست به دست مي شود كه مطمئنا تاثير خود را در افكار خواهد گذاشت. چه موفقيتي بالاتر از اين.
براي اسراف انتخاباتي که برخی دوستان می گویند من خودم اولين بار پيشنهاد دادم يك دفترچه درست كنيم و همه آقايان كانديدا چند صفحه مطلب بنويسيم و از اسراف جلوگیری شود. ولي آقايان موافقت نكردند.
خب طبعاً ستاد تبليغات بگونه اي است كه خيلي نمي شود كنترل كرد. در خانه خود من سه عکس انداخته بودند. ممكن است بچه ها در برخي مناطق دو يا سه بار پوستر انداخته باشند. تبليغات من كم نبود ولي مردم هم خودشان بسياري سيدي ها را تكثير و پخش كردند.
درباره مصلا. يك حقيقتي است كه از اول دست عدهاي خاصي بوده و الان هم دارند كار ميكنند. من اگر ميخواستم صريحتر باشم بايد نامشان را هم ميگفتم
گروهی به نام دانشجویان عدالت خواه در شب مصلا سوالی از شما پرسیدند که به نوعی ورود به حریم خانوادگی شما بود. این نوع نگاه را عدالت طلبانه می بینید؟
البته "عدالت خواهي" نام خوبی است اگر به آن عمل شود آن هم به معنای واقعی اش " قرار دادن هر چیز در موضع خودش " خوب یک سوالی پرسیدند از میان هزاران سوالی که می شد درباره عدالت و نگاه عدالت محوری پرسید. سوال جهت داری که بیشتر دنبال تخریب بود. من هم جواب دادم.
ما در همین جا به عنوان چند دانشجوی گنابادی از شما به خاطر این حركت به نام دانشجويان گنابادي و عدالتخواهي عذر می خواهیم.
ما در روز قبل از انتخابات خدمت شما و دیگر کاندیداها رسیدیم. گلایه های زیادی نسبت به جريان انتخابات از طرف همه كانديدا ها مطرح شد. لطفا نمای کلی از آن را بیان کنید.
ما انتظارمان اين بود بعد از سه دهه از انقلاب در حالي كه بچه هاي مذهبي در صدر امور هستند و در دولتي كه شعار عدالت محوري ميدهد. با كانديداها به عدالت رفتار ميشد و اين قدر نامهرباني بروز نمي كرد.
رفتارهای متناقض و جهت دار از روز اول شروع شد. اول گفتند پشت شيشه مغازه ها پوستر نزنيد بعد گفتند خوب بزنيد. بنر ممنوع بود. گفتند نزنيد. بعد ديديم كه يك ستادي بنری زده كه خيابان بند آمده است. عكسهاي بزرگ و غیر قانونی زدند ، عکس های حدود 40*50 که با هیچ یک از ضوابط انتخابات سازگاری نداشت زدند و ما از همه اینها عکس و تصویر تهیه کردیم و این همه عدم رعایت قانون در حالی انجام می گرفت، که مسئولان شهر شاهد آن بودند.
آنها هي ميگفتند اين براي رونق انتخابات است. نمیدانم این ها باید تشخیص دهند چه باعث رونق انتخابات است ؟! به يك مغازه مي گفتند عكس نزنيد. در حالي كه مغازه كناري عكس كانديدا ديگري را زده بود.
جو رعب و وحشت را براي همشهري ما ايجاد كردند. من سراغ هر كسي مي رفتم صحبت مي كردم بيايند بيايند به عنوان رئیس ستاد ما فعاليت كنند. با كمال ميل قبول مي كردند. فردايش زنگ ميزدند. عذرخواهي كه ببخشيد. هيچ ترديدي نيست كه بسترسازي كردند و فشار آوردند. یک استدلالی را جا انداختند که آره ذبیحی خوب است ولی در شرایط کنونی برای این که بجستانی نشود به فلانی رای دهیم و به این ترتیب با تحریک قومیت جلوی عقلانیت را بگیرند.
دوستی به شخص من گفت: من روي برگه راي، ذال ذبيحي را نوشتم اما بعد افکار محلی گرایی سراغم آمد. خط زدم و نام فلانی را نوشتم. اما حالا فهمیدم با این همه رای که تو آوردی اشتباه کردهام و احساس معصیت می کنم
حتي در روز رأي گيري نمايندههاي سرصندوق كه انتخاب شدند جهت دار بوده است.
ما يك پارچه زديم حمايت دكتر منصوريان از ذبيحي. آمدند گفتند بايد برداريد! گفتيم سطح شهر را پر كرده ايد حاميان دكتر فلاني آن هم جلوي هر بقالي. حالا ما از يك شخصيت كشوري و ملي و حقوق دان برجسته كشور آن هم جلوي ستاد خودمان پارچه ای زده ایم. گفتند: به ما گفته شده اين را جمع كنيم، ما ماموریم و معذور.
گرو ه های اجتماعی چطور؟ نظر شما در مورد عملكرد و جهت گيريهاي آنها چيست؟
ببينيد. شما بيایید همين بحث را واكاوي كنيد. بقیه صحبت ها را رها کنید. 60 نفر را دعوت كردند در جلسهاي به نام بازار. بنده كه قريب به 17 هزار رأي داشتم در آن جمع يك رأي هم نداشتم . اگر همين 60 نفر اتفاقي و نه با دعوت قبلي ميآمدند در جلسه رأي ما چگونه ميشد؟
در این جلسه بر اساس رایي که من به دست آوردم که بیش از 16000 است، حدودا باید من هم آرا قابل توجهی در آن جلسه می داشتم در حالی که حتی یک رای هم نداشتم این نشان می دهد که آقایان با دعوت قبلی و با برنامه ای از پیش معلوم شده در آن جلسه شرکت کردند.
فرداي آن روز كه خبر شدم زنگ زدم به رياست اصناف آقاي طحان زاده. ايشان پذيرفت كه خلاف بوده است و هيچ مبناي قانوني نداشته و گفتند نمي گذاريم رسانه اي شود. ولي بعد ديديم با حمايت هاي نامرئي تبديل به اطلاعيه شد. در هفته نامه رسمي منتشر شد كه جامعه اصناف و بازار از آقاي فلاني حمايت مي كند.
ما 27 صنف داشتهايم وبیش از 2700 کاسب. من از آقایانی که در آن جلسه شرکت کردند پرسشی دارم که به مردم توضیح دهند مهر و امضا و مجوز این ها کجاست؟ این وظیفه شورای اجرایی و نظارت بر انتخابات است که پیگیری کند بر چه اساسی جمعی اندک به نام بازار اطلاعیه می دهند و کسانی که مسئول برگزاری درست انتخابات هستند تنها نظاره می کنند. الان كه انتخابات تمام شده بياييد بررسي كنيد كه قضيه چگونه هدايت مي شده است.
حتما از جریانات این روز ها و عدم تایید انتخابات آگاه شده اید. به نظر شما آخر ماجرا چه می شود؟
البته من نمی توانم چیزی بگویم . آن وظیفه شورای نگهبان است و من بی قانونی نمی کنم ولی اگر هيچ اتفاق هم نيفتد و انتخابات گناباد تأييد شود، دست كم قضيه اين است كه انتخاب گناباد با علامت سوال مواجه مي شود و همه خواهند پرسید چه شده است؟ شهرستان گنابادی که همیشه در روزهای اول انتخابات آن تایید می شده چه شده است که اکنون این چنین شده و اين مناسب حال گناباد نيست.
شما بالاخره باید راهی قم شوید. با گناباد قهر می کنید یا ؟
نه چرا باید قهر کنم. من با مردم رو راست بوده ام و جواب مثبت آن ها را هم دریافت کردم. رابطه ام را با گناباد قطع نخواهم كرد. حالا چگونه باشد معلوم نيست. بايد ببينيم چه مي شود و چه قدر همكاري و يا كارشكني خواهد بود.

و حرف آخر آقای دکتر
از همه مردم سپاسگزارم . بالاخره با همه نا مهربانی ها این یک تجربه است برای اینکه دموکراسی را نهادینه کنیم و باید با ضعف هایش بسازیم.
من گلایه بسیار دارم ولی با شهامت می گویم اين آرزو را بر دل فرمانداري و شخص فرماندار گناباد خواهم گذاشت كه بنده از آنها شكوه و شكايت رسمی بکنم و شكايت من بخواهد به دست صفايي برسد و وي آنرا پاراف كند و ارجاع دهد. چون مي دانم او همين را (شكايت من) مي خواهد.
حسرت يك آه را بر دل صفايي خواهم گذاشت.
من يك هدفي داشتم که بر اساس آن وارد انتخابات شدم و در اين هدف به نظر خودم پيروز شدهام.
با تشکر از زحمات شما دانشجویان عزیز که بدنبال روشنگری هستید.





نظرات (۴۵)
من هر روز که می گذره بیشتر افسوس می خورم که چرا به دکتر مهدی زاده رای دادم. خدا اونارو نبخشه که تو گوش ما گنابادیا خوندن ذبیحی رای نداره و اگه میخواهید مدنی نشه به مهدی زاده رای بدید.
انقدر کورکورانا می گفتیم مدنی رای نیاره حالا به این قضیه فکر نکردیم که آیا دکتر مهدی زاده می تونه در تقابل با نمایندگانی مثل قربانی و ... حق گناباد رو بگیره؟
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۰۱:۵۰
من از دکتر ذبیحی می خوام که تو این 4 سال در گناباد حضور داشته باشه تا به عنوان چهره ای فرهیخته از ایشان استفاده کنیم.
ارسال شده توسط یک فرهنگی گنابادی | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۰۲:۴۶
در سال نوآوری و شکوفایی راه یابی دکتر مهدیزاده به مجلس را برای بار پنجم!! به تمام دلسوزان گناباد تسلیت می گویم.
دکتر ذبیحی برگ دیگری از کتاب فرصتهای از دست رفته گناباد است.
از ماست که بر ماست!!
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۰۳:۳۷
ما هنوز آتش این منزل سردیم بیا
ترک این گوشه ی ویرانه نکردیم بیا
گرچه رفتند سواران و فرو خفت غبار
تا که دوری دو در این عرصه بگردیم بیا
تا مبادا شود از جوش جنون صحرا خشک
ما همان خیره سر بادیه گردیم بیا
کهنه شد قصه ی نامردی و مردی، گویند
ما ولی بر سر آنیم که مَردیم بیا
دلت ار ساغر و پیمانه ی بی دردان زد
ما که همکاسه و همکوزه ی دردیم بیا
برگ سبز غزل و خون دلی هست هنوز
گرچه با موی سپید و رخ زردیم، بیا
گو چو سیل از سر عاشق مرو ای سایه ی عمر
که به دنباله ی دامان تو گردیم؛... بیا...
ارسال شده توسط سرزمین ایزد بجستان | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۰۶:۰۶
دکتر آخرشی.
دمت گرم ونفست گرم.جلوی بعضی ها ایستادن واقعا جرات میخواد.
چون دوستان اگه منافع خودشون رادرخطرببینند هرکاری از دستشون بر بیاد انجام میدن.چادر زدن وگفتن اینکه ما ستاد نداریم ومظلوم نمائی که چیزی نیست.ماوقتی حرف های شما رو گوش میکردیم میگفتیم این چه دل و جیگری داره.فرداشاید بعضی ها خونشو آتیش بزنن.شایدم زدن و شما چیزی نمیگین.
خلاصه خیلی مردی.
دکتر آخرشی.دکتر آخرشی.دکتر آخرشی.دکتر آخرشی.دکتر آخرشی.دکتر آخرشی.دکتر آخرشی.
ارسال شده توسط مصطفی | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۰۷:۴۵
در سال نوآوری و شکوفایی راه یابی دکتر مهدیزاده به مجلس را برای بار پنجم!! به تمام دلسوزان گناباد تسلیت می گویم.
ارسال شده توسط ازرائیل | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۰۹:۱۴
جسارت شما مثال زدنی.ما به همچین نماینده ای در مجلس نیاز داشتیم تا حق ما رو با همین جسارت فریاد بزنه ولی هزاران افسوس.......
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۴۶
قبل از رای گیری می گفتن دکتر ذبیحی رای نداره.
بعد از 17000 رای آوردن گفتن که از هر وسیله ای مثل ... استفاده کرده.
چرا باید برای توجیه دروغ های قبلیتون دروغ های جدیدی بگید؟ حرف های جدید شما شرم آوره
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۱۴:۳۲
خوب برادر رأي نداشت و رأي هم نياورد شما مثل اينكه در توهم به سر ميبريد. آقاياني از بازار كه مخالف طرفداري از آقاي مهديزاده بودند وحال سنگ آقاي ذبيحي را به سينه ميزنند آن موقع طرفدار آقاي مدني بودند مثل آقايان ب و ق وا و... ولي حالا بر طبق مصالح خود به آقاي ذبيحي روي آورده اند چون ميدانند با آن سخنراني آقاي مدني در مسجد ساباط بجستان طرفداري علني از آقاي مدني منجر به انزجار مردم از آنها خواهد شد و ذبيحي بهترين گزينه است تا پشت سر او سنگر بگيرند و علي الظاهر آقاي ذبيحي هم از اين افراد دو پشمه بدش نمي آيد!!!
ارسال شده توسط رسول | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۱۵:۱۰
بابا جان رقابت تمام شد. هرچه اب به آسياب آقاي مدني ريختيد بس است ديگر!!!
ارسال شده توسط عبدالله | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۱۵:۲۵
دوستی که ادعا میکند دکتر ذبیحی سطح انتقاد پذیری اش پایین بوده شاید فراموش کرده که ایشان همیشه بیش از نیمی از وقت سخنرانی هایش را به پاسخ به سوالات حاضرین اختصاص می داد حتی در شب مصلی. این اگر نشانه انتقاد پذیری و احترام به نظر دیگران نیست پس نشانه چیست؟ و پیشنهاد مناظره که از طرف دکتر ذبیحی مطرح شد نشان اعتقاد او به فضای نقد و پرسشگری دارد.
شاید به اعتقاد دوست متعصب ما دکتر مهدیزاده که همواره از برگزاری مناظره گریخته و با دادن وقت سخنرانی اش در مصلی به دیگری از مواجه با پرسشها گریخت انتقاد پذیر است؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۲۰:۰۳
دوستان سلام
ملت بدانيد ذبيحي كسي بود كه اگر مجلس ميرفت صندلي مجلس اعتبار پيدا ميكرد نه مثل اقايان كه صندلي مجلس به انها اعتبار داد
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۲۲:۵۵
استاد خداحافظ.
گناباد به شما افتخار خواهد کرد.
به آقای مهدیزاده هم تبریک می گم.
به زودی شاهد برنامه های بی نهایت آرشیوبیتان خواهیم بود.در کل باز هم گناباد به ملکوت اعلاءاعزام شد.
از ماست که بر ماست.
ارسال شده توسط دانشجوی دکترا دانشگاه تهران | ايميل: | در ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ ۰۰:۳۳
من شک ندارم انتخاب مهدیزاده به دست مردم نبوده.
جای دستهای پنهان خالی بود.البته دیگه نیست.
هر که میخواد کار کنه این عاقبتشه.
آقای ذبیحی... 4سال دیگه نمی گذارند بیایی.
چون می خواهی و میتوانستی.
علی به همراهت.انصافا که دکتر مطهری بودی و مثل بهشتی به شما تهمت زدند.حق با شماست ....
آینده به همه خواهد گفت که شما چگونه می دیدی و و
شما که بودی.خسته نباشید قهرمان....
ارسال شده توسط ذره بین | ايميل: | در ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ ۰۰:۴۳
با سلام خدمت دست اندرکاران سایت خوب گناباد نیوز
من به عنوان شخصی که از کنار شاهد تبلیغات انتخاباتی یودم نظرم اینه که تنها نفری که در این میان مظلوم واقع شده دکتر مهدی زاده هستش. شما چطوری دکتر مهدی زاده رو زیر سوال می برین در حالی که در حال حاضر هر چی دارین از زحمات این مرده. ایشون دکتری ریاضی از یکی از بهترین دانشگاههای کشور دارن. و بجای تهمت و افترا های تعصبی و بی مورد بهتره که برای روشن شدن مطالب فقط یک نشست با ایشون داشته باشین . من در صحبتی که با ایشون داشتم خودشون از این که برخی از افراد دور و بر ایشون رو گرفتند بسیار ناراحت بودند و در زمینه تبلیغات شنیدم که گفته اند من تبلیغات نمیخوام و فقط بنویسید مهدیزاده آمد . ایشون حتی در یک سخنرانی بر خلاف خیبی ها به کسی توهین نکردند . مردم را در شب مصلا به مسخره نگرفتند و هیچ وقت ادعای قدرت نمایی نکردند و هیچ سناریویی هم از قبل ننوشتند .
هر کی معترض هستش حاضرم با اون به صورت مستدل مناظره کنم .
ارسال شده توسط یکی از دانشجویان | ايميل: saeed_morteza55555@yahoo.com | در ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ ۰۱:۳۵
با سلام خدمت دست اندرکاران سایت خوب گناباد نیوز
من به عنوان شخصی که از کنار شاهد تبلیغات انتخاباتی یودم نظرم اینه که تنها نفری که در این میان مظلوم واقع شده دکتر مهدی زاده هستش. شما چطوری دکتر مهدی زاده رو زیر سوال می برین در حالی که در حال حاضر هر چی دارین از زحمات این مرده. ایشون دکتری ریاضی از یکی از بهترین دانشگاههای کشور دارن. و بجای تهمت و افترا های تعصبی و بی مورد بهتره که برای روشن شدن مطالب فقط یک نشست با ایشون داشته باشین . من در صحبتی که با ایشون داشتم خودشون از این که برخی از افراد دور و بر ایشون رو گرفتند بسیار ناراحت بودند و در زمینه تبلیغات شنیدم که گفته اند من تبلیغات نمیخوام و فقط بنویسید مهدیزاده آمد . ایشون حتی در یک سخنرانی بر خلاف خیبی ها به کسی توهین نکردند . مردم را در شب مصلا به مسخره نگرفتند و هیچ وقت ادعای قدرت نمایی نکردند و هیچ سناریویی هم از قبل ننوشتند .
هر کی معترض هستش حاضرم با اون به صورت مستدل مناظره کنم .
ارسال شده توسط دانشجوی گنابادی | ايميل: saeed_morteza55555@yahoo.com | در ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ ۰۱:۳۷
دانشجوی گنابادی که حاضری مناظره کنی .از حرفهای خودت سوالی به ذهنم رسید:
چطور فردی که اینقدر قدرت ندارد که برخی از افرادی که دور و برش رو گرفتند و از آنها بسیار ناراحت هم هست را کنترل کند یا خودش را از آنها جدا کند می تواند از حقوق شهرستان در مجلس دفاع کند؟
دکتر مهدی زاده اینقدر ضعیف است که علی رغم اینکه می گوید من تبلیغات نمیخوام مجبورش می کنند که ستادو پوستر و... بزند؟ شاید هم ایشون از خودش اختیاری نداره و تحت کنترل افراد خاصی است؟؟
َُِّفعلاٌ همین را جواب بده تا برسیم به مناظره
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ ۰۴:۰۵
ذبيحي رقابت تمام شد. هر چه به شما گفتند رأي نداري باور نكردي حالا باور كن كه رقابت تمام شده
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ ۰۷:۵۸
دانشجوی گنابادی که حاضری مناظره کنی مثل اینکه سخنرانی های دکتر مهدی زاده رو که ازش طرفداری میکنی دنبال نکردی کی گفت که شکستن قفل کار دزدهاست؟توهین از این بدتر
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ ۱۳:۰۳
الحمدلله
آقایان لطفا از آب گل آلود ماهی نگیرید!!!
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۴۲
ما که به آقای ذبیحی دسترسی نداریم اگر شما دارید بگید به اونا حتما دوبارهکاندیدا بشند.
ارسال شده توسط امیر | ايميل: | در ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ ۱۴:۴۱
جناب آقاي مهندس مجيد دانا تحليل اوضاع گناباد بسيار موشكافانه وجالب بود .سايه شما مستدام
ارسال شده توسط فرهنگي | ايميل: | در ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ ۱۸:۲۴
آقای مهندس جمعه زاده
بدون اظهار نظر در باره تحلیل آقای دانا،این عقیده 1)آقای ذبیحی که هدف وسیله را توجیه میکند مینای تبلیغات ایشان بوده است
2)علت اصلی کاندیداتوری آقای ذبیحی استراتژی شکستن رای آقای دکتر مهدیزاده بوده است.
لذا قطعا بدانید که گناباد(بجستان،بیدخت،کاخک)ظرفیتی بالاتر از مدنی وذبیحی رامیطلبید
این تشخیص تاریخی مردم گناباد(پرانتز بالا)نقطه عطفی در فرایند اجتماعی سیاسی انتخابات بود که از نتایج آن بالاتر است
چراگرانسنگی ظرفیت ودرک اجتماعی ونه سیاسی توده مردم را درجامعه غیر حزبی مانند گناباد را نوید می دهد
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ ۱۸:۴۷
به عنوان یک بیدختی اعلام می کنم که رای من و خانواده ام به دکتر ذبیحی هرگز بر اساس آنچه آقای دانا گفته نیست. آقای دانا! نماینده بیدختی ها است که از جانب آنها حرف میزند؟
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ ۲۰:۲۲
یک چیز مشخصه.هم حاجاقای مدنی هم ذبیحی دشمن کم ندارندالان هم مساله ی اختلاف رو همین ها مطرح میکنندبرای اینکه این دو عزیز رو در گناباد بی اعتبار کنند.اگر کسی به حاجاقای مدنی احترام بگذارد از جانب حاجاقای مدنی حرف نمی زنداین توهین به ایشونه.مگه حاجاقای مدنی وکیل وصی میخواهند؟
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ ۲۱:۳۷
با این صراحت و شجاعتی که ذبیحی دارد و البته به پر خیلی ها گرفته، باید هم اینقدر تخریبش کنند. روی حمایت ما جوانان حساب کن دکتر
ارسال شده توسط حامد | ايميل: | در ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ ۰۸:۴۰
زمان بهترین قاضیست که اثبات شود دکتر ذبیحی چه ارمغانی برای گناباد داشته است.حتما او به این فکر کرده دوستانی خواهند آمد که ساز مخالفت بزنند.همیشه کارهای بزرگ نیاز به فداکاری داشته است.
نیاز به فداکاری داره تا در مقابل کسانی باستی که پنجه در استخوان مردم فرو کرده اند.وباعث تاسف که بخشی از دوستان مخالف دکتر ذبیحی با این ادبیات نادرست حرمت و ارزش یکی از فیلسوفان شهر عقب مانده خودشون رو نشانه میروند.کسانی که همچون ابوموسی اشعری تیشه در ریشه نه خود بلکه خانواده و آینده خود می زنند.واینجاست که باید گفت ازماست که بر ماست.
ببخشید که این گونه سخن میگویم ولی دکتر ذبیحی .آقای مدنی و مهدیزاده جزء ارزشهای شهر شما هستند.شما که خودتون به ارزشها لگد میزنید نباید خود را سزاوار پیشرفت بدانید.باز هم شهرهای مجاور دارند از ته دل به شماها دوستان بی ادبیات میخندند.مثل کذشته که خندیدندو همچون جت از شما سبقت پیشرفت گرفتند.من از شهر شما نیستم وشغلم عکاسیه. ولی مجبورم به شما عرض کنم فرصتی نیست و عقب ماندید.وقتی به شهرتان آمده بودم دیدم جوانان با استعداد شما که بی نهایت علاقه مند به پيشرفت در هنر بودند ابتدائی ترین اصول پیشرفت در این حوزه رانمی دانستند وداشتند شیشه مغازه پاک میکردند تا شب شرمنده خانوادشان نشوند.اما جالبه وقتی با هواپیما به بیرجند می امدم درکنارم استاد دانشگاهی نشسته بود که اهل بیرجند بود واز طرف دانشگاه بیرجند به کانادا اعزام شده بود .تا یک دوره تخصصی محیط زیست را ببیند.من قبلا فکر میکردم بیرجند ممکنه کمی بزرگتر از یک روستا باشه..اما خیلی گسترده و ایده آل شده بود.
حال قضاوت با شما.. دوستانی که در حال توهین و تهمت به ارزشهای خودتون هستند واحتمالاباز هم یک عقب ماندگی جدیدی را تجربه کنید.
مردم گناباد بیگناهند.اما شما چطور...
در پایان
به دریچه های پیشرفت لگد نزنید.لبخند بزنید.
سپاس.
ارسال شده توسط مصطفی ازتهران | ايميل: | در ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ ۲۰:۰۸
البته هر جور شد ایشون رای آورد.کارت ایرانسل بهانه بوده با مردم دیدار کنه از نزدیک.
مگه نشنیدی میگن میزان رای ملت است.
آفای مهدیزاده نون تجربشو می خوره.
این نشون میده ایشون چقدر رندو با تخربست.
پولو جای خوب خرخ کرده.
احتمالا آقایونی که از ایشون حمایت کردند هم الان دارند حالشو میبرند.
دورهای قبل که ایشون رای آورد ایرانسل نبود.وآقای مهدیزاده به مردم ساندیس مدادند. ساندس انگور و پرتقال.به به.اونم تگریشو.باید به گذشته نگاه کنیم.اگر امروز در عصر حجر زندگی نمی کنیم بخاطر تلاش این پیر مرد زحت کشه.
من از آقائی مهدیزاده یک تقاضائی دارم.
خواهش میکنم در انتخابات بدی باز هم ساندیس بدین.انگور باشه بهتره.تشکر
ارسال شده توسط سازمان غذای یونیسف | ايميل: | در ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ ۲۰:۴۴
امیرحسین پیشاهنگ:
پیش از هر چیز ناراحتی خودم را از اتفاقات روی داده در حاشیه این انتخابات ابراز میکنم.
سپس دیدگاه شخصی خودم را فارغ از تمام حواشی مطرح شده و جنجالهای پیش آمده ، درباره نتایج این انتخابات میگویم:
اولا انتظار میرفت مردم شریف گناباد به چهره های تازه ای که وارد انتخابات شده اند اعتماد کنند و انتخابی تازه تر را تجربه کنند.
البته قصدم حمایت صریح از چهره ای خاص نیست.
اما انتخاب یکنفر برای پنجمین بار نشانه ای هشدار دهنده از عدم حضور جوانان و رأی آنان در عرصه سرنوشت ساز انتخابات است.
یا به تأبیری دیگر افکار جوان در گناباد جولان نمیدهند و این برای یک جامعه یعنی رکود و خمودگی...
البته باز تأکید میکنم که منظور من تخریب چهره جناب آقای مهدیزاده نیست و من قدر زحمات ایشان را در دوره های پیشین پاس میدارم. اما معتقدم جوانان باید در عرصه حضوری فعالتر داشته باشند و انتخاب دکتر مهدیزاده خلاف آن را نشان میدهد.
اما دکتر ذبیحی از آن چهره هایی است که میتوانست انتخاب خوبی در راستای اعتمادی نو به چهره های نو باشد.
به هر حال دکتر مهدیزاده انتخاب شده اند و ما از ایشان میخواهیم همانطور که رهبر عظیم الشأن انقلاب تأکید کردند، نوآوری را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و ضمن بهرهمندی از نیروهای با تجربه در توسعه شهرستان، جوانگراییرا نیز در رأس برنامه های خود قرار دهند.
خواهش دیگری هم از جناب دکتر مهدیزاده دارم:
هرچند شایسته بود شما خود در این دوره عرصه را به چهره های جدید و جوانتر واگذار میکردید و با حمایت از چهره ای جدید هم به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میدادید و هم نیروهای تازه نفس را با تجارب خویش یاری میکردید، اما هم اکنون هم میتوانید در مسیر توسعه از توان فکری و اجرایی این عزیزان استفاده کنید و آنچه را باید در این دوره به اجرا میگذاشتید در انتخابات نهم عملی سازید.
و من الله توفیق
ارسال شده توسط امیرحسین پیشاهنگ | ايميل: amirhoseinpishahang@yahoo.com | در ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ ۰۱:۵۳
گناباد نیوز نگویید بگویید ذبیحی نیوزچون مطالب خوشایند ایشان راکه همه اش توسط خودش نوشته شده می نویسند و آنچه برای ایشان سرشکستگی دارد سانسور می کنید مثلا مطلب دکتر دانا مبلغ -/000/000/200میلون تومان هزینه تبلیغات ذبیحی چکهای پرداختی از دانشکاه قم و...راستی این مصاحبه ساختگی کار کیست وذبیحی نیوز چقدر پول به گناباد نیوز داده برای درج این مصاحبه واقعا متاسفیم
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ ۰۹:۴۰
آقاي پيشاهنگ شما كه طرفدار مدني بوديد!!! چه شده حالا زير علم ذبيحي سينه ميزنيد قصد فريب افكار عمومي را داريد؟!! يا سخنراني مدني و تهديد به قتل و عام مردم شما را به تغيير موضع آن هم بعد از انتخابات وادار كرده؟
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ ۰۹:۴۴
همشهري اتحاد اتحاد .مراقب شايعات بي اساس باش.
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ ۰۸:۲۷
سلام.مردم شريف گنابادو اقاي ذبيحي 1_دوره ي اول هم گناباد جز اخرين شهريهايي بوده كه انتخاباتش تاييد شده.2_در 16 سالي كه اقاي مهدي زاده نماينده بوده اند نفت 9دلار بود نه 99دلار واگر فراموش نكرده ايد جنگ بوده وخرابي هاي غرب كشور با تشكر
ارسال شده توسط مصطفي عبودي | ايميل: mo_ob803@yahoo.com | در ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۴۰
جناب ذبیحی : در مورد مطلبی که در خصوص اعلام نظر جلسه ی هفتگی جامعه اصناف و بازاریان گناباد در انتخابات در سایت گنابادنیوز منعکس شده بود، لازم دیدم مطالبی را جهت تنویر افکار عمومی خوانندگان محترم عرض کنم.
ادامه مطلب در سایت
www.jonbesh.net
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۳۷
باامير علي موافقم مراقب سخنان ورفتارهاي تفرقه برانگيز باشيد.برخي مي خواهند از آب گل آلود ماهي بگيرند.
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ ۱۵:۰۶
جناب آقای طحان زاده عزیز
بین آنچه شما آورده اید و آنچه دکتر ذبیحی آورده است ناسازگاری نیست. ایشان گفته اند رسانه ای کردن کار جمعی اندک از بازاریان در مسجد قضنفری به نام جامعه اصناف و بازار مجوز و مبنای قانونی ندارد از این رو مناسب بود جنابعالی به عنوان رئیس مجمع امور صنفی گناباد از آقایان می پرسیدید به چه مجوز قانونی در ویژه نامه تبلیغاتی دکتر مهدی زاده کار جمعی اندک را به نام جامعه اصناف و بازاریان قلمداد کردید؟
در پایان قصه شما و آقای ذبیحی در گناباد بیان این شعر است:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
ارسال شده توسط یکی از بازاریان گناباد | ايميل: | در ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ ۲۰:۴۲
توی روشناوند شب قبل از انتخابات متن توافق بین مهدی زاده و مهندس اخوندی توسط اقوام اقای اخوندی پخش شده بود .به همین خاطر ما خام شدیم و به اقای مهدی زاده رای دادیم.370رای هم با این وجود واسه اقای ذبیحی زیاد بود؟
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ ۰۰:۲۳
اتفاقا بنده طهانزاده رو ميشناسم و ميدونم كه جور ادميه خوبه چند ماه باهاش تو مجمع كار كردم اين به اصطلاح ادم حتي به قول خودش در قبال تعهداتي كه به دو كارمند مجمع امور صنفي كه من هم بوده عمل نكرده بود.امده بود برا خودش حقوق درست كرده بود و حق بيمه رد ميكرد.اين اقا طرفدار حزب باد بود وفقط از رياست كت وشلوار پوشيدنش رو فهميده بود ولاغير.به برخورد با ارباب و رجوع رو ياد داشت ونه برخورد با ساير همكاران.خودش رو هم خيلي مذهبي ميگرفت ولي بايد از اون پرسيد كه پور سانت هايي كه رو هر بونكر سيمان ميگرفت حلال بود؟تازه يه شاهكار هم زده بود امده بود براي خودش به نامه نوشته بود از طرف خودش.چون كه خودش هم زمان رئيس مجمع امور صنفي و صنف مصالح ساختماني بود امده بود از طرف رئيس مجمع كه خودش باشه برا رئيس صنف مصالح كه باز خودش باشه نامه نوشته بود.ببين كه اين بشر دست نوغوويها رو تو خركسي از پشت بسته.......
ارسال شده توسط مطلع | ايميل: | در ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ ۱۲:۳۶
جهت اطلاع دوستان منتقد بي انصاف
حداقل آخرت را در نظر بگيريد
ذبيحي كه گفته گناباد تاييد ميشود ولي انتخاباتش با علامت سوال مواجه شده كه ايا همين طور نيست بي انصافها
اصلا ذبيحي فرض كن امروز امده ايا بايد اگر يك فيلسوف به شهرمان خواسته باشد كمك كند اين طور با او بايد رفتار كرد؟
جالب اين جاست كه افرادي كه خود را مطلع از شهر ميدانند هميشه نه كه باعث پيشرفت نبودند بلكه عامل پسرفتند
بازاري جوان كه ميدانم نه بازاري در كارست و نه جوابيه بلكه اين كار دوستان عزيزمان در پايگاه جنبش عدالت ستيز هست بدانيد كه دريا انقدر بزرگست كه نميتوان آلودش كرد
ارسال شده توسط خدايي هم هست | ايميل: | در ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ ۱۴:۴۲
انتخابات گناباد انتخاب بين گنابادي وبجستان بود .براي ما فرقي نميكرد كه ذبيحي انتخاب شود يا مهدي زاده. ولي چون اكثريت گناباديها مايل به طرف مهديزاده بودند ما نيز به او راي داديم و گرنه شايد هم ذبيحي بهتر باشه.اقاي مدني وقتي وارد مجلس شد همه چيز را يادش رفته بود.كه چي بوده و توسط مردم كي شده.اين لباس برايش خيلي گشاد بود نبايد خودش را گم مي كرد.اين تواصيف در سخنراني هايش مشهود است .بعدشم اقاي صفايي هم نگذاشت انتخابات با چند بار راي دادن ناعادلانه بشود.و بجستان هم 16000 راي بيشتر ندارد چرا اينقدر داغ كرده ايد.
ارسال شده توسط سارا | ايميل: | در ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ ۰۰:۵۳
آقاي ذبيحي: هي نمي خوام چيزي بگم ولي مثل اينكه شما از رو نمي ري. مرد حسابي قبل از اينكه انتخابات گناباد با علامت سوال روبرو باشد كه تائيد صلاحيت شما با علامت سوال روبرو شد. گناباد نيوز هم كه اينقدر دنبال جنجال درست كردن است بهتر است جهت تنوير افكار عمومي با آقاي ذبيهي در مورد قضيه كاخك و ... مصاحبه كند همان قضيه قديمي كه تاييد صلاحيت شان را با چندين علامت سوال مواجه كرده است.
ارسال شده توسط يك مريخي | ايميل: | در ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ ۲۱:۲۷
آقاي ذبيحي: هي نمي خوام چيزي بگم ولي مثل اينكه شما از رو نمي ري. مرد حسابي قبل از اينكه انتخابات گناباد با علامت سوال روبرو باشد كه تائيد صلاحيت شما با علامت سوال روبرو شد. گناباد نيوز هم كه اينقدر دنبال جنجال درست كردن است بهتر است جهت تنوير افكار عمومي با آقاي ذبيهي در مورد قضيه كاخك و ... مصاحبه كند همان قضيه قديمي كه تاييد صلاحيت شان را با چندين علامت سوال مواجه كرده است.
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ ۲۱:۳۰
سلام بچه هاي خوب گناباد 20 سال است كه در ايران عزيز پيشرفت چشمگير شهرها و روستاها را يك به يك مشاهده ميكنم و اه سرد وچشم گريان دارم
زادگاه من گناباد هنوز ان مرد ي كه افق ديدي جهاني نفوذ و اقتداري كشوري و برنامه اي براي تحول شگرف شهرستاني داشته باشد بخود نديدهمردي به پاكي و طراوت قنوات كهن كناباد استواري مردان وزنان پاك سرشت ورنجديده شهر مان مردي از جنس مردم گناباد در انتخابات اخير اسير ديو فتنه گري و غوغاسالاري همه كانديدا ها بوديم كه عجب نا جوانمردانه بر اتحادو يك پارچگي و اخلاق انساني و اسلاميمان تاختند همه كانديداهاي اين دوره سرابي خوش اب و رنگ نشانمان دادند و بر طبل منيت و خود خواهي نواختند گناباد گنج هاي پنهان ستارگان پر فروغ و مردان اهنين كه قلبي منور به فروغ ايمان و عزمي به بلنداي دماوند داردكه تا كنون در هيچ انتخاباتي كانديد نشدهاند و در دور اينده منتظرشان باشيد شايد شهرما نيز شهد شيرين كارامدي نظام اسلامي را بجشد
ارسال شده توسط اشناي نا اشنا | ايميل: | در ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ ۱۸:۴۴
اشناي نا اشنا درست ميگه من كه به صداقت همهكانديداهاي اين دفعه شك دارم دلم ميخواد يك مرد اهنين وبا خدا در اينده پيدا بشه رو دست همه بلند بشه ولي از جنس همين مردم باشه اگه سراغ داري تو رو خدا بهش بگو بياد ما امادهايم
ارسال شده توسط زينب-ر -ديسفاني | ايميل: | در ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ ۱۸:۵۷
جناب ذبيحي سلام نقطه سر خط ميشه لطفا درباره چگونگي مجوز خود به پذيرش در دوره دكترا توضيح دهيد به زبان خودمان شما به چه شكلي بدون ازمون در دوره دكتري قبول شديد در حالي كه زرنگتر با هوش تر با استعداد تر و لايق تر از جنابعالي در گناباد و ساير شهرهاي كشورمان فراوان رد شدندايا ميدانيد كه پايمال كردن حق ديگراني كه با وجود شركت در كنكور دكتري و دريافت نمرات عالي از اين حق محروم شدند از چه كاري بد تر است
ارسال شده توسط ابراهيم دلاوري | ايميل: | در ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۷:۳۳