»صفحه اصلی »آرشیو »گالری عکس »اخبار خبرگزاری ها »تبلیغات »ارسال خبر »ارتباط با ما

« تغيير مديريت اداره تبليغات اسلامي | صفحه اصلی | کاخک شهری برای همه »

نگاه به تصوف در انتخابات

مزار بیدخت 2تصوف در بيدخت به بقاء خود انديشيد نـــه به نماينده‌ي گناباد در مجلس هشتم....

 


« آيا شما به حس مشاهده نمي‌كنيد كه خدا انواع موجوداتي كه در آسمانها و زمين است را براي شما مسخر كرده و نعمتهاي ظاهر و باطن خود را براي شما فراوان فرموده با وجود اين برخي از مردم بي‌خبر از كتاب روشن حق از روي جهل و گمراهي در دين خداي متعال مجادله مي‌كنند ...»                                                     (لقمان/20)

همانگونه كه هر كانديدايي به هدفي خاص در انتخابات شركت مي‌كند، امروز حضور مردم در انتخابات هم با اهدافي متفاوت‌تر از گذشته صورت ميگيرد. قبلاً مردم صرفاً براي اداي تكليف شرعي، لبيك به نداي رهبر و رأي به اصلح  در انتخابات شركت مي‌كردند اما امروز مردم با نيّات مختلف در عرصه‌ي انتخابات حاضر ميشوند يكي از اين حضورهاي متفاوت در اين دوره‌ي مجلس (دوره‌ي هشتم) در بيدخت گناباد بوسيله‌ي تصوف رقم خورد.


 بيدخت در ادوار قبل كمتر پيش آمده بود كه به روحاني شيعه رأي دهد و هر وقت آقاي مهديزاده بعنوان كانديدا در عرصه‌ي انتخابات حضور داشته رأي خوبي را به او داده‌اند زيرا در دوره‌هاي قبلي مجلس، تصوف و بيدختي‌ها بيشتر به عمران و آباداني بيدخت اهميت مي‌دادند، امّا در اين دوره اتفاق جالبي افتاد و آن حضور داماد مبارزترين فرد عليه تصوف در عرصه‌ي انتخابات بود.


حضور آقاي ذبيحي بعنوان يكي از كانديداها و داماد ناشرالاسلام مدني ( فرد اصلي و رهبر مبارزه عليه تصوف در گناباد) با شعار  تصور كن قفل شهر بشكنــد( شايد قفلي كه بر دروازه‌ي گناباد«بيدخت» توسط پدر خانم ايشان زده شده) و وعده‌هاي آقاي ذبيحي در جمع تصوف براي تقويت و بهبود رفتار با آنها مثل ساير اديان الهي !!! ، تصوف را به فكر واداشت!!!


آيا تصوف حرفهاي او را باور كرده بود؟! آيا آنها تصور مي‌كردند ذبيحي رأي مي‌آورد؟! بطور كلي بيدختي‌ها افرادي با فرهنگ و با سطح سواد بالايي هستند و آنچه مسلم است آنها هرگز مجذوب وعده‌هاي آقاي ذبيحي نشدند. و اگر به بيدخت نظري بيندازيم مي‌بينيم كه بيشتر عمران بيدخت توسط خود آنها انجام شده و دولت چندان نقشي در آباداني آنجا نداشته از احداث مدارس، خوابگاه، بيمارستان و...  بنابراين تجربه‌ي هفت دوره‌ي تصوف در انتخابات مجلس آنها را به يك انتخاب رساند و آن خنثي كردن و يا حداقل ضربه زدن بر بيش از 30 سال سوابق مبارزاتي ناشرالاسلام مدني با تصوف بدست يكي از اعضاء خانواده‌ي خود او.


 از طرفي آقاي ذبيحي به رأي مردم و تصوف مي‌انديشيد اما تصوف به بقاء خود انديشيد و هرچند ميدانستند آقاي ذبيحي رأي نمي‌آورد اما او را مديون خود ساختند و با رأي به او، ايشان را در مقابل اهداف ضد تصوف ناشرالاسلام مدني قرار دادند و يا حداقل مبارزات ايشان را كم اثر كردند ويك مبارزه‌ي ايدئولوژيك را به يك دعواي خانوادگي تبديل كردند و اصطلاحاً توپ را به ميدان حريف شوت كردند و تا اين توپ بخواهد فرصتي پيدا كند و در تدارك يك حمله به سمت مقابل برگردد، تصوف نفسي خواهد كشيد.

(اين نوشته صرفاً تحليل اوضاع بود و جانبداري از كسي نمي‌باشد)
                                                                                       
      مهندس مجيــد دانــا

 

 

نظرات (۲۴)

Anonymous:

تحلیل یا تخیّل؟ مسأ له این است!

نوشتار آقای دانا را که خواندم تا ساعاتی در این اندیشه بودم که باید پاسخ این مطلب را با این سطح نازل و عوامانه از تحلیل داد یا نه؟
چرا که اساسا توجه به مطالب بی پایه گاهی به ترویج آنها کمک می کند. به هر تقدیر برآن شدم که برای نخستین و آخرین بار در نقد مقالات ایشان مطلبی بنویسم شاید که موجبات ارتقاء سطح نگاه ایشان به مسائل اجتماعی و سیاسی را فراهم آورد.
1- نگارنده این ابتدایی ترین و اساسی ترین اصل نقد منصفانه را که ( ببین چه می گوید نه که می گوید) را بکلی فراموش کرده و حتی در یک جا به این موضوع اشاره نمی کند که مبانی نظری تفکر ذبیحی به عنوان یک فیلسوف مولف چیست که او این موضع را در قبال تصوف گرفته تا دست کم این مبانی را نقد کند. تنها به این بسنده می کند که ذبیحی کیست؟ داماد ناشرالاسلام مدنی است که ناشرالاسلام مخالف تصوف و ادامه داستان.
به عبارت دیگر دانا صد درصد برخلاف توصیه درخشان علی (ع) و براساس تئوریهای توطئه و دایی جان ناپلئونی ( که البته ریشه در تفکر ما جهان سومی ها دارد ) عمل می کند.
البته هر قدر که قدرت تحلیل آقای دانا از مسائل سیاسی – اجتماعی مرا ناامید می کند قدرت تخیل ایشان در ساختن داستان های شبه پلیسی خصوصا در حوزه زندگی شخصی افراد ستودنیست!

2- آقای دانا سعی کرده اظهار نظر دکتر ذبیحی در خصوص بیدخت را فقط در جهت کسب رأی تفسیر کند: « ... از طرفی ذبیحی به رأی مردم و تصوف می اندیشید.... ». در حالیکه هرکس اندک تحلیلی از چگونگی آراء در گناباد داشته باشد به خوبی می داند که اینگونه اظهار نظر صریح و علنی در خصوص بیدخت آراء منفی زیادی را نیز به دنبال دارد که اگر از آراء مثبت بیشتر نباشد قطعا کمتر نیست. خصوصا آنکه این نوع موضع گیری ها زمینه را برای هیاهو و جاروجنجال متعصبین مقدس مآب و فرصت طلبها فراهم می آورد اما حریت ذبیحی در بیان دیدگاه هایش و عدم هراس او از هزینه های سنگین این اقدام را تفسیر به جلب رأی کردن از هنرهای دیگر نویسنده است.

3- ذبیحی در دوران مدیریت 15 ساله خویش در مراکز دانشگاهی خصوصا تربیت مدرس از اساتیدی دعوت به عمل آورده که گاه از لحاظ عقیدتی و مشی فکری در نقطه تقابل کامل باهم قرار داشتند تا آنجا که از نگاهی برخی جمع کردن این افراد در یک مجموعه کاری نشدنی تلقی می شده اما اعتقاد همیشگی ذبیحی استفاده از شایستگی ها و تواناییهای علمی فارغ از اختلاف نظرهای عقیدتی و شخصی، برای رسیدن به پیشرفت بوده است.
اینگونه است که دانشجویان مرکز تربیت مدرس بیشترین آمار قبولی را در سطح دکتری در کشور داشته اند. اما نکته جالب اینجاست در راستای همان تفکر مدیریتی، در سالهای گذشته استادی که به نزدیکی با فرقه تصوف در ایران شهره است در این مرکز مشغول به تدریس بوده.
جناب آقای دانا آیا این اقدام را هم در قالب خانوادگی و جلب آراء !!! توجیه می کنید؟ بنشینید و فکر کنید شاید بتوانید داستان دیگری در تفسیر این عملکرد مدیریتی ذبیحی بسازید. گرچه سخت است اما شما علاوه بر آنکه دانائید در داستان سرایی توانائید!


4- « تصوف در بيدخت به بقاء خود انديشيد نـــه به نماينده‌ي گناباد در مجلس هشتم.... »
این جمله همانقدر بی معناست که به طور مثال بگوییم: « فلانی به رفع تشنگی می اندیشید نه خوردن آب! »
اصولا هر فرد و گروهی که در انتخابات به کاندیدایی رأی می دهد بخش عمده ای از « دلیل رأی » به منافع فرد یا گروه برمی گردد. به عبارت دیگر افراد، اصناف و گروه ها اگر برنامه ها و دیدگاه ها ی داوطلب را به خود نزدیک ببینند به او رأی خواهند داد. مگر به عنوان مثال علت رأی دادن اکثر بجستان به آقای مدنی و رأی اکثر گناباد به داوطلبین گنابادی غیر از این بوده که بجستان و گناباد – صرف نظر از درست یا غلط بودن این نگاه – بقاء خود را در داشتن نماینده ای از شهر خود می دیدند؟
پس اینکه تصوف به بقاء خود اندیشیده ( همانند تمام افراد و گروه های دیگر ) نه تنها منافاتی با انتخاب نماینده ندارد بلکه این دو مطلب کاملا در یک راستا هستند.

5- دکتر ذبیحی در جلسات آشنایی قبل از شروع تبلیغات رسمی ( بهمن ماه ) در پاسخ به پرسش های مربوط به تصوف همان اظهاراتی را بیان می کرد که در شب مصلی نیز عنوان شد. در بسیاری از آن جلسات پسران ناشرالاسلام هم حضور داشتند. بنابراین علی رغم میل برخی آقایان فرصت طلب هیچ دعوای خانوادگی به وجود نیامده تا عده ای از آب گل آلود ماهی بگیرند و تلاشها در جهت القاء وجود چنین دعوایی!! به جایی نخواهد رسید همچنانکه دکتر ذبیحی در مصاحبه اخیر خود با گناباد نیوز تصریح کرد که ناشرالاسلام ذره ای از من گلایه نکرده است.

6- در جایی می گوید: « اما تصوف به بقاء خود انديشيد و هرچند ميدانستند آقاي ذبيحي رأي نمي‌آورد اما او را مديون خود ساختند»
سوال من از آقای دانا این است که آیا گروهی که به بقای خود می اندیشیده، این فکر را نکرده با رأیی که به ذبیحی به جای مهدیزاده می دهد ممکن است به انتخاب مجدد مدنی کمک کند ( فاصله اندک مهدیزاده و مدنی در آراء نهایی احتمال وقوع این موضوع را تایید می کند ) و آنگاه از سوی افراد تندرویی که رأی به غیر مهدیزاده را خیانت قلمداد می کردند تحت فشار و تنگناهای مضاعف قرار گیرد؟
شما که ادعا می کنید « تصوف می دانست ذبیحی رأی نمی آورد » ( گویی تصوف فردی حقیقی است که شخصا نظر خود را به آقای دانا گفته!!! ) آیا آنها با رآی یکپارچه خود به مهدیزاده بهتر نمی توانستند امکان بقاء داشته باشند و نماینده را مدیون خود کنند؟

7- نویسنده متناقض گوی ما خود در نوشته اش تصریح می کند که قفلی بر بیدخت زده شده آن هم توسط ناشرالاسلام مدني. حال سؤال این است که اگر خود نویسنده به این امر معتقد است چرا بیدخت برای شکستن این قفل به ذبیحی رأی ندهد و چرا این استدلال ساده و البته کاملا منطقی در تحلیل آراء بیدخت مطرح نمی شود؟؟

8- جالب تر اینکه ایشان در ادامه تناقضاتش تصوف را متهم می کند که : « تصوف با رأي به او، ...يك مبارزه‌ي ايدئولوژيك را به يك دعواي خانوادگي تبديل كردند » حال آنکه متهم اول آقای دانا ست که در نوشتارش هیچ بحث ايدئولوژیکی در بررسی موضع ذبیحی نمی کند و تحلیل ( بهتر بگوییم تخیل) خود را یکسره بر اساس مسائل خانوادگی بنا می کند.

9- آیا بیان اینکه دو هزار نفر به ذبیحی رأی دادند تا یک دعوای خانوادگی درست کنند (دعوایی که البته درست هم نشد! ) توهین به شعوریک شهر و همشهریان نیست؟
بیدخت هیچگاه در رأی خود نگاهی به نسبت ها و روابط نداشته چه اگر اینگونه بود ( باز هم به اعتراف خود آقای دانا ) در دوره ها ی قبل به مهدیزاده که همواره در ادوار گذشته کاندیدای مورد حمایت ناشرالاسلام مدنی و به تعبیری فرزند معنوی او بوده رأی نمی داد.
اما این دوستان همچنان که در انتخابات به جای آنکه کارشناسانه و منصفانه تحلیل کنند، به هر موضوعی از دریچه گنابادی_بجستانی نگاه می کردند، در تحلیل این رویداد هم به فاکتورهای قومی و خویشاوندی رجوع کردند و متأ سفانه این نوع نگاه چنان در آقای دانا و جنبش دانشجوییان عدالتخواه رخنه کرده که آنها در شب مصلی به جای طرح سؤالی کارشناسانه از دکتر ذبیحی، عوامانه شایعه ای تخریبی و ساختگی در حوزه خانوادگی او را مطرح می کنند.


10- اما تحلیل آراء یکپارچه تصوف به ذبیحی ساده است و احتیاج به آسمان- ریسمان بافتن و توسل به تئوریهای توطئه و داستان سرایی نیست:
دکتر ذبیحی حق شهروندی آنها را به عنوان انسان و شهروند گنابادی به رسمیت شناخت و اعلام کرد که مشی و نگاهش دامن زدن به اختلافات عقیدتی نیست که اولویتش کار و آبادانی است. بیدخت نیز همچون دیگر 15 هزار رأی دهنده به ذبیحی صداقت، جسارت و دانش را در کلام او تشخیص داد و رأی خود را به صندوق ریخت.

نوشتار آقای دانا پر است از گزاره های اثبات نشده و غیر مستدل که تنها به برخی از آنها اشاره رفت و به جهت رعایت اختصار از مابقی می گذرم.

اما نکته پایانی:
گناباد سالهاست که بر پیکر نحیف خود زخم کهنه «نخبه کشی» را شاهد است. امروز ذبیحی و سایر کاندیداها بدون شک جزو نخبگان گنابادند و مقالات و اقداماتی تخریبی از این دست جز آنکه این زخم را عمیق تر و روند فرار مغزها را تسریع کند، هیچ کمکی به حال شهرستان نمی کند و اصولا اینکه چرا پس از پایان رقابت ها اینچنین تحلیل های مخربی ارائه می شود را می توان در این قالب جستجو کرد که کسب آرا بالا توسط ذبیحی در مدت حضور کوتاهش در گناباد چنان شوکی را به آقای دانا و دوستانشان وارد کرده است که از اکنون مقدمات مسموم کردن فضا را برای چهار سال آینده فراهم می آورند. (یکی دیگر از نمونه تخیلهای دقیق!! آقای دانا در حوزه سیاست ادعای محبوبیت یک و نیم درصدی! ذبیحی بوده است)
اما بدانید همچنانکه ذبیحی با وجود تقابل مبانی فکری اش به عنوان فیلسوفی شیعی با تفکر تصوف ،حقوق آنها را به عنوان شهروند گنابادی به رسمیت شناخت؛ حقوق شما و همفکرانتان را حتی اگر هم با او هم عقیده نباشید به رسمیت خواهد شناخت و اگر شایستگی داشته باشید فارغ از مسائل عقیدتی از آن بهره خواهد گرفت و شما نیز اگر ذره ای دغدغه مصالح شهرستان را داشته باشید در رویه خود تجدید نظر خواهید کرد.
مهندس جمعه زاده

بیدختی:

به عنوان یک بیدختی اعلام می کنم که رای من و خانواده ام به دکتر ذبیحی هرگز بر اساس آنچه آقای دانا گفته نبوده و دقیقا بر عکس گفته دانا ما مجذوب سخنان دکتر شدیم و همه سی دی هایشان را نگه داشتیم .
آقای دانا نماینده بیدختی ها است که از جانب آنها حرف میزند؟

Anonymous:

پس معلوم شد علت اونهمه تخریب دکتر ذبیحی توسط آقای دانا.
تا سیه روز شود هر که در او غش باشد...
مهندس!! اینقدر کینه ای نباش

Anonymous:

اقاي دانا وساير دوستانشان در جنبش دانشجويان به اصطلاح عدالتخواه بهتر است بدانند در زماني كه انها هنوز بچه بودند ودهانشان بوي شير مي داداقاي مهديزاده باحمايت روحانيت ودر راس ان حاج اقاي مدني افتخار نمايندگي گناباد را به دست مي اوردنند و اگر شما به ياد نداريد ازخود اقاي مهدي زاده بپرسيد كه در دوره دوم شخص اقاي دكتر ذبحي به خاطر تبليغ براي ايشان نزديك بود به زندان هم بيفتد درضمن خود اقاي مهدي زاده اعلام كردند كه من حامياني دارم كه دوست ندارم حامي من باشند چون به من ضربه مي زنند بي شك يكي از همين حاميان شما وچند نفر دانش جوي به اصطلاح عدالت خواه هستيد كه تعداد تان به اندازه انگشتان يك دست نيست ودر حد اين كه از طرف دانشجويان ومردم حرف بزنيد نيستيد در ضمن مردم بيدخت وتصوف نيازي به شما وامثال شما ندارند كه در باره انها نظر بديد

عبدا...:

به نام خدا
1-آقاي ذبيحي با اقداماتي كه در خصوص تصوف داشت تيشه بر ريشه خود زد ايشان به عنوان يك روحاني مگر احكام تمام مراجع و بخصوص امام راحل را در مورد صوفيها نميداند؟؟؟؟؟؟ اگر نميداند كه استاد و فيلسوفي جاهل است و اگر ميداند كه حب قدرت و مقام كورش كرده و چنين انساني بسيار خطرناك است
2-ايشان فردي بسيار منافق صفت است چون در قم عليه فرقه گنابادي بعد از تخريب حسنيه فرقه سخنراني داشته كه به زودي cd آن منتشر خواهد شد.
3- ايشان در سخنرانيهاي خوددراويش را با مسيحيت مقايسه كرده !!!!!!!!!! كه يا خود جاهل است كه همينطور است و يامردم را با شعور ندانسته. مسحيت يك دين اللهي است كه به عنوان يك مسلك مورد قبل اسلام است و عيسي ع مورد احترام همه ولكن فرقه صوفيه دردين خدا انحرافي بوجود آورده كه بايد مجازات شوند تمام مراجع نيز بر باطل بودن و حرام بودن گرايش به آن حكم داده اند. از اين متاسفم كه چنين فيلسوفان نابخردي در دانشگاها تدريس ميكنند؟؟؟؟
3-ذبيحي آرزوي مجلس را به گور خواهد بر انشاال...چون با گاف هاي كه داده دور بعد رد صلاحيت خواهد شد . اكر مصلحت انديشيهاي گچ فهمان وقيم معابان كم عغل نباشد.
4 - عمده تاسف همراهي اقا رضا مدني با اين ناداماد نابخرد است كه ممطاع دنيا را بر آبروي پدر پير خود ترجيح داده كه به حساب بچه بودنش ميگذاريم.
اميدواريم ناشرالاسلا گوشش را بتاباند كه ديگر به راه خطا نرود
از مهندس دانا متشكرم اميدوارو تحليلهايش پخته تر باشد
در خصوص ذبيحي مطلب زياد است كه در صورت درخواست منتشر خواهدشد

Anonymous:

از نویسنده محترم مطلب زیاد نمیخواهیم.اگر راست میگویید لطف کنید سی دی را منتشر کنید وگرنه اگر یک جو انصاف دارید که ندارید از انچه اورده اید عذر خواهی کنید

مصطفی از تهران:

زمان بهترین قاضیست که اثبات شود دکتر ذبیحی چه ارمغانی برای گناباد داشته است.حتما او به این فکر کرده دوستانی خواهند آمد که ساز مخالفت بزنند.همیشه کارهای بزرگ نیاز به فداکاری داشته است.
نیاز به فداکاری داره تا در مقابل کسانی باستی که پنجه در استخوان مردم فرو کرده اند.وباعث تاسف که بخشی از دوستان مخالف دکتر ذبیحی با این ادبیات نادرست حرمت و ارزش یکی از فیلسوفان شهر عقب مانده خودشون رو نشانه میروند.کسانی که همچون ابوموسی اشعری تیشه در ریشه نه خود بلکه خانواده و آینده خود می زنند.واینجاست که باید گفت ازماست که بر ماست.
ببخشید که این گونه سخن میگویم ولی دکتر ذبیحی .آقای مدنی و مهدیزاده جزء ارزشهای شهر شما هستند.شما که خودتون به ارزشها لگد میزنید نباید خود را سزاوار پیشرفت بدانید.باز هم شهرهای مجاور دارند از ته دل به شماها دوستان بی ادبیات میخندند.مثل کذشته که خندیدندو همچون جت از شما سبقت پیشرفت گرفتند.من از شهر شما نیستم وشغلم عکاسیه. ولی مجبورم به شما عرض کنم فرصتی نیست و عقب ماندید.وقتی به شهرتان آمده بودم دیدم جوانان با استعداد شما که بی نهایت علاقه مند به پيشرفت در هنر بودند ابتدائی ترین اصول پیشرفت در این حوزه رانمی دانستند وداشتند شیشه مغازه پاک میکردند تا شب شرمنده خانوادشان نشوند.اما جالبه وقتی با هواپیما به بیرجند می امدم درکنارم استاد دانشگاهی نشسته بود که اهل بیرجند بود واز طرف دانشگاه بیرجند به کانادا اعزام شده بود .تا یک دوره تخصصی محیط زیست را ببیند.من قبلا فکر میکردم بیرجند ممکنه کمی بزرگتر از یک روستا باشه..اما خیلی گسترده و ایده آل شده بود.
حال قضاوت با شما.. دوستانی که در حال توهین و تهمت به ارزشهای خودتون هستند واحتمالاباز هم یک عقب ماندگی جدیدی را تجربه کنید.
مردم گناباد بیگناهند.اما شما چطور...

در پایان
به دریچه های پیشرفت لگد نزنید.لبخند بزنید.
سپاس.

رائیس باغ وحش:

مردم بیدخت اول انسانند بعد اهل تصوفن.

تو این مملکت یهودی داره با آرامش و خوشحال زندگی میکنن.اینا که مسلمونن.امروز داشت از مارتین لوتز کینگ تو تلویزیون یاد میکرد.

تاکید میکنم.همون طور که شما انسانید آقای دانا و خانواده دارید اهل تصوف هم مثل شما انسانند.

Anonymous:

در صورتي كه اين سايت به توهينات خود ادامه دهد رسما از مديران آن شكايت خواهيم كرد. نوشتن مطلب با نام ساير نويسنده ها از مسووليت سايت نمي كاهد. درج مطلب به معني تاييد آن از طرف مديران است

همشهری:

آقای دانا
محمد علی اسلامی ندوشن می گوید:که
در همین زندگی روز مره به کسانی بر می خوریم که طبیبی برجسته،ادیبی عالیقدر یا مهندسی نام آورند،اما در نگاه آنان برق آدمیّت نیست(دکتر دانا) ،در خلق و شیوِه ی زندگی وسلوک آن نشانه ای از فرهنگ دیده نمی شود

در دنایی زندگی می کنیم که به شتاب پیش میرود و باشهرهائی همسایه ایم که سخت در اندیشه وکوششندکه قدمهایی بزرگ برای پیشرفت شهرشان بردارند اما ما....!و
کار ما نیست شناسایی رازگل سرخ
کارماشایداین است
که درافسون گل سرخ شناور باشیم

Anonymous:

چرا با جواب دادن به دانا اين بابا رو بيخود گنده مي كنين ؟

Anonymous:

آقاي دانا
همه بيدختي ها صوفي اند؟
يا همه صوفي ها بيدختي؟
شما كه همين قدر اطلاعات نداريد بهتر است سرتان به كار خودتان باشد

Anonymous:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
يا ايهاالذين آمنوا ان جائكم فاسق بنبإ فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين

آيه 6 سوره حجرات

Anonymous:

به نقل از اهل قلم شهرم بگويم(اقاي احسان) كه حرف دل من و ديگر دوستان نيز هست
برادر گرام نميتوان بگويي كه ذبيحي جزء نخبگان شهر نيست كه، درسته؟
ما در انتخابات هر دوره چندين نخبه شهرمان را از دست ميدهيم نه به خاطر شكست در انتخابات زيرا انتخاب حق يك نفراست و اين بر همه واضح و مبرهن بلكه به خاطر همين كوته فكرياست .حال جناب اقاي دانا شده با آب دهان قرقتان ميكنيم ولي ديگر نخبه نكشيم

Anonymous:

بابا این کوته فکر رو وﻟش کنید.

عجب حرف عجیبی زده ...
خوب بیچاره ها چکار کنند؟
رای ندن می فرمایی که ندادن
بدن ، می فرمایی که دادن.
{قبلاً مردم صرفاً براي اداي تكليف شرعي، لبيك به نداي رهبر و به اصلح در انتخابات شركت مي‌كردند }

اگر بحث اداي تكليف شرعي هست که خوب چرا رأي رو به کسی بدن؟ بله یا خیر کفایت می کرد!
اگر هم موضوع اصلح در میان هست، خوب هر کسی یک نظر و یک رأي دارد. نظر بیدختی ها این بوده.

اگر هم سن رهبر رو به سینه می زنی، مگر نداي رهبر این بوده که به مهدیزاده رأي بدهید که به ندای رهبر جواب نداده اند؟

اگر اینطور باشد، خود رهبر نماینده رو تعیین می کردند. مگر شما تا کنون این جمله رو نشنیدی که میزان رأي ملت است؟

هر کسی حقی و رأيی دارد و مختار است ان را به هر کس که بخواهد بدهد. حرف شما کاملا غیر منطقی است و توهین به نماینده هاست که بگویی به اصلح رای نداده اند. چرا که اگر اینطور باشد، بقیه کاندیدا ها بیهوده در انتخابات شرکت می کنند!

میزان و اصلح رأي مردم است نه هرچه تو بگویی.

Anonymous:

ذبیحی به رای مردم فکر میکرد؟مگر او چه کرد غیر اثبات توانایی هایش ولی اقایان چون توانایی نداشتن چه کردن میدانی؟
-شب نامه پخش کردن
-در بجستان چادر زدن
-اخوندی که همگان میدانند به نفع ذبیحی کنار رفته را یک روز حبس کردن و اورا به فشار مجبور به کناره گیری به نفع مهدیزاده کردن اگر شک داری برو و بپرس که 1 روز قبل تبلیغات ذبیحی و صادقی و اخوندی جلسه داشتند و این را بخصوص مردم نوده پشنگ خوب میدانند چون در انجا ان نامه خوانده شده حال اگر دنبال رای بود ایا نمی توانست این قسم جلاله اقای اخوندی را در مصلا قرائت کند برادر؟
-اوردن یک نفر که به جای خودشان در مصلا صحبت کند
-اوردن یک نفر از فردوس و کاندید کردنش و در نهایت بازی سیاسی به نفع کنار رفتن
-عکسهای چند سال قبل را زدن به خاطر کهولت سن
-زدن sms كه راي به غير مهديزاده راي به مدني هست
بازهم بگویم؟

Anonymous:

عجب خبر های دست اولی نکنه این خبر ها هم مثل امار هایی که دادید دست مردم باشه عوام فریب ها .

رضا:

اي ول مهندس جمعه زاده. خيلي زيبا و منطقي جواب دانا رو دادي.
مسئولين سايت رعايت بيطرفي را بكنند و اين مقاله را در صفحه اصلي قرار بدن

Anonymous:

منظور اين آقا از بكار بردن كلمه روحاني شيعه را نمي فهمم. آيا در شهرستان ما روحاني غير شيعه هم هست؟ يا بيدختي ها به روحاني سني راي داده اند؟

Anonymous:

آب كه سربالا بره قورباقه هم ابوعطا مي خونه

تقصير از ماست كه عرصه رو خالي كرديم كه امثال داناي جاه طلب براي ما حرف بزنند

افق:

پدر جان مشکل از سایت گناباد نیوز نیست alt+shift.روباهم فشار بده مشکلت حل میشه .حالا بیایید دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم اباد.درضمن امار شب اخر رو قفل شهر داد تازه روز انتخابات هم واسه مردم تاپای صندوق رای اس ام اس میزدند که امار به نفع قفل شهر است

Anonymous:

بنام خدا
مردم فهیم گناباد،کاخک بجستان بیدخت
دانشجویان فهیم

متاسفانه جریان بازنده انتخابات پیش از انتخابات با پیش فرضهایی در ارتباط باپیروزی حتمی ،با تلبغات منفی در ارتباط با سن آقای دکتر مهدی زاده ،شایعه بیماری وسکته مغزی ایشان با درک صحیح شماراه بجایی نبردند.
بعد ازشکست از مردم گناباد
امروز باسناریو ذبیحی وطرح بیدخت وگناباد خواهان تفرقه در گناباد وتحریک مردم برای ایجاد آشوب منطقه ای میباشد.
باروشن بینی خود این توطئه انحرافی را افشائ واز دام ایجاد شده با هوشمندی بکذارید
مردم را در جریان این ترفند تفرقه قرار دهید
جریان بازنده می خواهد شیرینی پیروزیتان را با تفرقه تلخ نماید.
هوشیار باشید معتمدین محلی ،پیشکسوتان ونخبگان گنابادی ومسولین شهری استانی وکشوری را از جریان این توطئه مطلع نمایید

سارا:

انتخابات گناباد انتخاب بين گنابادي وبجستان بود .براي ما فرقي نميكرد كه ذبيحي انتخاب شود يا مهدي زاده. ولي چون اكثريت گناباديها مايل به طرف مهديزاده بودند ما نيز به او راي داديم و گرنه شايد هم ذبيحي بهتر باشه.اقاي مدني وقتي وارد مجلس شد همه چيز را يادش رفته بود.كه چي بوده و توسط مردم كي شده.اين لباس برايش خيلي گشاد بود نبايد خودش را گم مي كرد.اين تواصيف در سخنراني هايش مشهود است .بعدشم اقاي صفايي هم نگذاشت انتخابات با چند بار راي دادن ناعادلانه بشود.و بجستان هم 16000 راي بيشتر ندارد چرا اينقدر داغ كرده ايد

سميرا !:

البته بهتر بگويم انتخابات در شهرستان گناباد برگزار نشد. بلكه يك همه پرسي بود كه "مدني آري يا نه" كه گنابادي ها براي اين كه مدني دوباره نماينده نشود، به مهديزاده و برخي هم به ذبيحي راي دادند. اكنون نيز انتخابات تاييد شده و شكر خدا همه چيز به خير گذشت.

معمولا راي هاي دوره بعد، ملاك تقريبا مناسبي براي ميزان رضات مردم از نامزدي كه براي دوره دوم در انتخابات شركت مي كند.
و مدني نيز محك خورد ...

ارسال نظر

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۴۲ قֽظֽ ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت تغيير مديريت اداره تبليغات اسلامي بوده است.

مطلب بعدی این سایت کاخک شهری برای همه است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.

gonabad.news@yahoo.com    info@gonabadnews.com


قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...