مدت ها دنبال آقای هاشمی کیا می گشتیم . وقتی فهمیدیم این استاد آواز و شاگرد استاد شجریان در گناباد است اندکی هم تامل نکردیم
مهندس هاشمي كيا از ان آدم هايي است كه سعي كرده فن و هنر را يك جورايي در زندگ
ي اش قاطي كند. دانشجوي دكتراي مهندسي صنايع است، خوشنويس ممتاز است و استاد آواز. انسان آرامي به نظر مي رسد كه برخلاف تصور پيشين ما نه موي بلند داشت و نه سبيل كلفت!
آن چه كه ما را حريص كرد تا نزد او برويم شاگردي استاد بزرگ موسيقي محمد رضا شجريان بود.
اواخر تعطيلات نوروز استاد به گناباد آمده بود و ما به همت دوست گرامي آقاي منصور مهديزاده فرصتي يافتيم تا خدمتشان برسيم.
ممنون جناب استاد ؛ در ابتدا يك مختصري از زندگي و تحصيلات خود برايمان بگوييد؟
با تبريک سال نو خدمت همه همشهري هاي عزيز و تبريک مجدد براي انتخاب احسن دکتر مهديزاده اميدوارم که آينده درخشان در پيش داشته باشند.
من سيد جمال هاشمي کيا هستم. از افتخاراتم اين است که گنابادي هستم که تحت عنوان خانواده کوچکي ها، هاشمي ها و صانعي ها شناخته شده و گنابادي الاصل هستند. متولد 1339 هستم. در مقطع کارشناسي مهندسي صنايع و در كارشناسي ارشد مديريت صنايع خواندم و به حمد ا... هم اکنون در مقطع دکترا تحصيل مي کنم. از اوايل کودکي به موسيقي بويژه آواز علاقه خاصي داشتم و از دوران دبيرستان به استاد عزيز و نابغه عصر حاضر آقاي شجريان علاقمند شدم. براي اولين بار در سال 58 در منزل پدري ايشان خدمت استاد در مشهد رسيدم.
در شهرهاس مذهبي مثل ما يا مشهد گرايش به موسيقي چندان از طرف خانواده ها مورد استقبال قرار نمي گيرد. حتما زمان شما اين قضيه شديدتر بوده است؟
من چون در خانواده سادات ، مذهبي و سنتي بدنيا آمده بودم شرايط سختي داشتم. تا سالهاي 52 که در خانواده پدري بودم امکان گوش کردن به راديو را هم نداشتم تا اينکه به مشهد آمدم و در آنجا با راديوي کوچک خودم با موسيقي آشنا شدم و شروع به كار كردم .
استاد هايتان در مشهد كي بودند؟
در مشهد استاد توانايي نبود. الان هم فرد بزرگي نداريم. آن موقع با حفظ کردن و تقليد صداي اساتيد وقت آقايان بنان و خوانساري وارد دنياي جدي موسيقي شدم. چند سالي بدون استاد و متفرقه تمرين کردم و از برنامه گلها استفاده مي کردم. از همان برنامه بود كه عاشق صداي استاد شجريان شدم و با تلاشي كه كردم در سال 58 خدمتشان رسيدم و ايشان در اولين جلسه من را پسنديدند و تائيد کردند در تهران خدمت ايشان برسيم.

به تهران رفتيد؟
بالاخره نمي توان جلوي علاقه را گرفت. در انقلاب فرهنگي که دانشگاه تعطيل شد هر وقت فرصت مي شد به تهران منطقه تهران پارس مي رفتم . يادم است با دستگاه سه گاه شروع كرديم.
بعد هم که در سربازي به منطقه مي رفتم حتماً سري به ايشان مي زدم.
در جبهه هم براي رزمنده ها مي خوانديد؟
بله با راديو اهواز همكاري داشتم. به مناسبت پيروزي بستان، شب شعري در دانشگاه اهواز بود آنجا اجرا کردم که تلويزيون دوبار پخش كرد .
يادم است در 9 فروردين سال 61 حدود 9 شهيد به گناباد آوردند و براي من توفيق شد آنجا در آن مراسم هم خواندم.
در ميانه دهه شصت كه استاد شجريان از ايران مي رود شما ادامه داديد؟
درست است ؛ سال 65 استاد از ايران رفت و تا حدود 69 خارج از کشور بودند. خوب من ادامه دادم، سال 66 من در تهران خدمت استاد صالح عظيمي رسيدم. ايشان رديف دان برجسته است و از شاگردان اقبال آذر هستند و صاحب سبک آذري بودند. مي دانيد که ما سه سبک داريم. آذري، تهران و اصفهان.
آن زمان دانشجوي پلي تکنيک بودم و به لطف خدا هم زمان دوره فوق ممتاز خوشنويسي و شکسته را هم گذراندم.
استاد حدود 69 برگشت و من دوباره ايشان را ملاقات کردم ولي ديگر نمي توانستم زياد خدمتشان بروم. آن موقع پيشنهاد دادم استاد نوار يا کتابي در باب موسيقي بنويسد. کتاب آقاي کريمي که الان موجود است، ضعف زياد دارد و هيچ کس هم به جز استاد شجريان نمي تواند بسياري از ريزه کاري ها را اجرا کند ، حتي چند ماه قبل كه خدمتشان بودم دوباره گفتم: ديگر شايد فرصتي فراهم نشود. که ايشان گفت: مشغول نوشتن هستم.
استاد دوباره در دهه 70 از ايران رفتتد. چرا؟
کم کم بحث مهاجرت استاد پيش آمد؛ معمولا استادي كه جايگاهي دارند انتظاراتي دارند كه نهاد هاي مسئول بايد مورد توجه قرار دهند. اما آن موقع قدرداني نمي شد و مشکل زيادي ايجاد مي کردند و حداقل ها هم برايشان فراهم نبود. خلاصه وقتي ايشان رفت من دوباره به مشهد آمدم.
اساتيد موجود چه رابطه اي با استاد شجريان دارند ؟
درحال حاضر هيچ خواننده اصيلي نيست که در عرصه باشد و شاگردي استاد را نکرده باشد .
از قديمي تر ها آقاي شهرام ناظري، صديق تعريف و علي جهان دار، و در مرحله بعد آقايان افتخاري، سراج و علي رستميان و در مراحل بعد جواناني مثل آقايان مختاباد، اصفهاني و... همه نزد استاد شاگردي كرده اند. من خودم اکثر آقایان را در منزل استاد دیده ام
فكر كنم دو سال پيش بود كه آقاي افتخاري گفت از موسيقي سنتي خسته شده ام و مي خواهم پاپ بخوانم كه كاست شكوه عشق ثمره همان صحبت ها بود.
بله موسيقي اصيل ايراني علاوه بر استعداد و صداي خوش حوصله زيادي هم مي خواهد. من شاگرد داشتم که چهار سال با هم کار کرديم که بعد از آن سه دستگاه را ناقص ياد گرفتند. دوره آواز براي يک هنرجوي مستعد 12 سال است، بنابراين اکثر هنرمندهاي ما به طور ناقص کار را رها مي كنند.
آقاي افتخاري کارهاي اوليه خوبي داشت آن زمان با سبک اصفهان مناسب کار مي کردند اما از ميانه دهه 70 تغيير کردند. حالا يا به علت عدم توانايي شان در ارائه مناسب دستگاه ها يا کشش بازار و تقاضاي قشر جوان، خيلي هاي ديگر هم اين گونه شدند که يا به سوي پاپ رفتند يا به سوي موسيقي سنتي بزمي مانند خواننده هاي قديمي مثل گلپايگاني. مخصوصاً تصنيف هاي اخير آقاي افتخاري اصلاً ارزش هنري ندارد. آقای اصفهانی هم این طور شد. ایشان خیلی عجله کردند و حقیقتا کار آخرشان به جز بازخوانی چند آهنگ قدیمی و آن هم با شیوه ترکیبی و الکترونیکی چیز خاصی نداشت.

استاد شجريان چيري نمي گويند؟
اتفاقاً ايشان هميشه انتقاد مي کنند همين جلسه اخير چند نقد محکم از برخي ها داشتند؛ ولي خوب انسان ها آزادند تا کار کنند.
به نظر شما كسي خواهد توانست جانشين مناسبي براي استاد باشد ؟
مرحوم بسطامي جايگاه خوبي داشت و مي توانست به جايگاه رفيعي برسد. اکنون هم اگر پسر ايشان همايون، ادامه دهد و سعي جدي نمايد در آينده مي تواند جايگزين خوبي براي پدر باشد.
چرا ما در گناباد موسيقي محلي قوي نداريم ولي در شمال خراسان موسيقي دانان بزرگي مثل حاجي بخشي داريم كه همين چند ماه قبل فوت كردند. چرا این گونه است ؟
در جنوب خراسان ضعف موسيقي مشخص است چون درصد مذهبي بودن مردم به شدت بالا است نه اينکه نيست. الان بيرجند استاد دارد اما خوب حمايت نمي شود. موسيقي خراسان در تربت جام به علت وجود استاد احمد جامي که سينه به سينه منتقل مي شده است، زنده است. آهنگ معروف نوايي مخصوصاً اين محل است ، نوايي از زيرمجموعه هاي دستگاه ترکيبي نوا است.
موسيقي ديگر کرد هاي شمال خراسان، بجنورد ، درگز، شيروان و قوچان که بر مي گردد به شعرهاي جعفرقلي و مختوم قلي. آنجا موسيقي حرايي داريم، زنگ شتر داريم،
موسيقي مقامي تابع فرد نيست بلکه نواهاي يک قوم يا ملت را مي رساند. اكنون جوان هايي هستند كه خيلي از استاد سليماني يا استاد يگانه که اصطلاحاً به آن ها بخشي مي گويند شيرين تر و کامل تر اجرا کرده اند و البته مرحوم سليماني يک مقدار به علت ويژگي هاي خاصي که داشتند وزارت ارشاد ايشان را بزرگ کرد وگرنه هستند جوان هاي گمنامي که جاي ايشان را بگيرند.
افرادي کار بزرگ کرده اند که اين موسيقي هاي بومي سراسر ايران را کنار هم قرار دادند و خانواده بزرگ موسيقي ايراني را تشکيل دادند.
موسيقي در كجاي زندگي شما است؟ آيا موسيقي و خوانندگي شغل شما است؟
من به عنوان شغل دوم هم نگاه نمي کنم. اين يک لذت و تفنن براي من است و کار اصلي من مهندس مشاور صنعتي است.
من معتقدم هنر نبايد منبع اصلي درآمد هنرمند باشد تا بازار برايش هدف نشود و تاريخ مصرف افراد کوتاه نگردد.
الان خيلي از جوان هاي شهرستان كه مي خواهند موسيقي كار كنند اجبارا رو به موسيقي بزمي و خوانندگي در عروسي ها مي آوردند و هيچ اميدي به پيشرفت و ترقي ندارند. اگر پيشنهادي داريد بفرماييد؟
اين بحث دو شق دارد. اول بايد از سوي صدا وسيما و ارشاد که حافظ ارزش هاي ملي ما هستند كاري شود . بايد به دنبال ارائه و اشاعه موسيقي اصيل ايراني باشند كه متاسفانه بيشتر فضاي صدا و سيما را موسيقي پاپ و بزمي پر كرده است
و بخش ديگر خود جوان ها هستند که انتخاب صحيح داشته باشند و ببينند روحشان چه نياز دارد و به اين پختگي برسند كه حافظ موسيقي اصيل ايراني باشند. و مهم اين كه اين حرکت دولبه اي بايد آرام جلو برود تا به رشد حقيقي خود برسد.
با عرض پوزش از مخاطبین محترم . این مصاحبه در تعطیلات عید انجام شد ولی به علت مشکلاتی تا این زمان نتوانستیم آن را در صفحه اصلی سایت قرار دهیم







نظرات (۶)
بنام خدا
دست اندرکاران محترم سایت بعد از مدتها جولان انتخاباتی برای قراردادن این گزراش ازشما ممنونم به استاد هاشمی افتخار میکنیم واز ایشان بخاطر تاخیر فراوان در ارایه این گزراش با ارزش از افتخار گناباد پوزش می خواهیم دلیش این بوده است که ایشان بعنوان یک افتخار ازانتخاب آقای دکتر مهدی زاده استقبال وتجید کردند واین باعث تاخیر در ارایه این گزارش با توجه به تعهد اخلاقی؟؟؟!!! مسولان سایت به انتخابات گناباد بوده است
به شما افتخار می کنیم به هنرتان وهویت تان وتخصص شما سرافراز وپیروز باشید استاد
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰۷:۰۲
سلام به جناب هاشمی کیا استاد محترم و عزیز
هنر نزد ایرانیان است و بس
گناباد به وجود شما افتخار میکند.
یا علی
ارسال شده توسط شلا | ايميل: | در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۶:۵۹
جناب آقاي دكتر هاشمي كيا ي عزيز
شنيده بوديم گناباد تشريف آورده ايد،اما نمي دانستيم با بچه هاي گناباد نيوز گپ وگفتگويي نيز داشته ايد،از گراميان سايت گله مند هستيم كه در هياهوي انتخابات اين گفتگورا روي سايت نياورده اند.
از اين كه به وطن خود گناباد افتخار مي كنيد،وبه مردم به خاطر انتخاب نيكشان تبريك گفته ايد ،سپاسگزاريم.
ماهم به شما افتخار مي كنيم وبرايتان آرزوي سلامتي وطول عمر با عزت مي نماييم.چراكه شما سرمايه هاي ارزشمند ما هستيد.
سايه شما مستدام
ارسال شده توسط امير علي | ايميل: | در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲۲:۳۹
چرا گناباديهاي ما اينجوريند!!!استاد مي مردند اگه در مكانهاي ديگر وشهرهاي ديگر خودرايك گنابادي معرفي ميكردند وباعث اعتبار شهرشان ميشدند.حتمن بايد زلزله شود تا مثل ايرج بسطامي ايشان هم معروف شوند!!!!!
ارسال شده توسط دوستدار گناباد | ايميل: | در ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲۱:۴۳
به به
می بینم که با هنر مندان می پرین
هنر نزد گنابادی یان است و بس
آیا می دونستید آریا یی ها اول به گناباد اومدن و تمدن ایران از گناباد شروع شد ....
ارسال شده توسط gonabad boy | ايميل: gonabad_boy_0535@yahoo.com | در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۲:۲۴
هر كسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲۲:۱۴