»صفحه اصلی »آرشیو »گالری عکس »اخبار خبرگزاری ها »تبلیغات »ارسال خبر »ارتباط با ما »ثبت نام »ورود

« زعفران حرام است! | صفحه اصلی | روز معلم گرامي باد »

گفتگو با فرماندار

بعد از گذشت روزهای سیاست زده انتخابات فرصتی شد تا از درون آرشیو خود حرف های غیر سیاسی مان با محمد صفایی را  به امید حاشیه کمتر منتشر کنیم. مطمئنا خواندنش خالی از لطف نخواهد بود!

 

 

 

اين مصاحبه يك  نشست خودماني بود كه  بر كشاورزي و صنعت  شهرستان و مختصري هم فرهنگ تكيه داشت.
روز چهارم فروردين ، ساعت 7 صبح البته ساعت جديد ، راهي فرمانداري شديم. بجز سرباز كشيك و فرماندار كسي آنجا نبود و  اين خيال ما را  از بابت طولاني شدن صحبت ها آسوده مي  ساخت. صحبت هايي كه تا اذان ظهر طول كشيد!
برخلاف آنچه دوست عدالت خواهم در نقدش گفته بود . اين سايت با  همه كانديداهاي انتخابات  بيش از  دو  بار  رودر رو  صحبت كرده است و چندين و چند بار  ارتباط تلفني داشته و  در روزهاي بعد از انتخابات نيز  پاي صحبت هاي  هيئت هاي  اجرايي و نظارت نشسته است و هر كدام كه اجازه دادند  صحبت هايش منتشر شده است.
  اصل جلسه ما با فرماندار نيز  از  اين بابت بود، كه البته ايشان  صلاح ندانست صحبت هاي سياسي اش در سايت منعكس شود و ما را حواله چند ماه ديگر داد.
البته چندين ساعت ( بدون ضبط كردن)  در اين موارد حرف زديم و ما هم  بحث و گلايه ها مان  را منتقل كرديم. چنانكه هنوز به اين رابطه ادامه داده ايم.
چون  مصاحبه  تنظيم شده كلمه اي از انتخابات نداشت  مناسب نديديم در آن فضا منتشر شود و در سايه سياست و  روزهاي آشفته نوروز  گم و گور شود !  
اكنون با تاخير يك ماهه در حاليكه  سفر رييس جمهور هم تمام شده  با پوزش و احترام تقديم مي گردد.


- با تشكر از اقاي محسن وحيدزاده به خاطر اطلاعات مفيد ارسالي كه ما را در تنظيم  متن ياري رساند –

 

..................                        ........................


محمد صفايي متولد 1340  از روستاي دلويي است. وقتي ديپلم را در گناباد مي گيرد راهي تهران مي شود تا برق بخواند.  سال هاي جنگ مي رسد و زندگي اش التقاط عجيبي با جبهه مي خورد. رشته برق را رها مي كند و خانواده اش را هم با خود به منطقه و ميانه خطر مي برد. سال 67 در كنكور شركت مي كند و با رتبه 93  رشته مورد علاقه اش،  علوم سياسي دانشگاه بهشتي را انتخاب مي كند. چند سال بعد ارشد را هم از دانشگاه آزاد واحد تهران  مي گيرد. بعد از كنكور دوباره به جبهه باز مي گردد و تا روزهاي بعد از  پذيرش قطعنامه آنجا مي ماند.
بعداز جنگ عمده فعاليت هايش در سپاه متمركز مي گردد. در دولت دوم آقاي هاشمي مدتي را در اداره چهارم سياسي  وزارت كشور خدمت مي كند.

محمد صفايي در اين باره مي گويد: " مابين سال 73 -76 در وزارت كشور بودم. بعد از آمدن دولت ششم ،آقاي تاجزاده اصرار داشت بمانم و با هم كار كنيم. حدود 4 ماه بيشتر  دوام نياوردم  و آذر 76 خارج شدم و به سپاه برگشتم"
او بعدا در كنار كارهايش  در سپاه به روزنامه نگاري هم روي آورد. در صبح صادق قلم مي زد و دبير سرويس سياسي روزنامه سياست روز شد؛ روزنامه اي كه به گفته ي خودش در سطح عموم جامعه برد وسيعي نداشت ولي در ميان نخبگان بحث هاي جديد و جالبي را رقم مي زد.
از ارتباطش با دكتر احمدي نژاد پرسيديم. " آشنايي زيادي از نرديك  نداشتم. در دوران شهرداري دو دوره نشست با ايشان داشتيم درباره  معاونت فرهنگي كه آقاي مشايي مسئولش بودند و نقد هايي را آنجا مطرح كرديم "
بعد از انتخابات براي فرمانداري شهرستان چند گزينه مطرح مي شود. از طريق برادر در ماه رمضان اولين بار درخواست گروه هايي از شهرستان به او مي رسد. كم كم حمايت ها بيشتر مي شود و بزرگان هم در نامه اي رسمي از او دعوت به همكاري مي كنند. اين در حالي است كه در دكتراي علوم استراتژيك دانشگاه دفاع ملي پذيرفته شده و رايزنان دولت جديد او را براي معاونت سياسي دفتر دكتر الهام پسنديده بودند. فروردين 85 وقتي كه دكتر الهام او  را در سفر رياست جمهوري در گناباد مي بيند، با خنده مي گويد :  دهاتي تصميم دهاتي مي گيرد !
صفايي با مدني و محمد زاده جلسات جداگانه اي مي گذارد و از سوي آنها هم پذيرفته مي شود. نزديكي به پدر و مادر هم مزيد علت شده و در بهمن ماه 84  در حالي كه آخرين پستش ، معاونت نيروي زميني سپاه با جايگاه 18 ، را تحويل مي دهد  با حكم ماموريت در وزارت كشور راهي گناباد مي شود.
 

 

 

 


به عنوان اولين سوال مي خواستم نگاه كلان شما را به مجموعه شهرستان بدانم. اصلا تا كنون مانند يك مورد علمي چشم اندازي براي شهرستان نوشته ايد؟
 هر مجموعه اي که مي خواهد کار کند بايد يک چشم اندازي براي خود ترسيم کند. ما يک کلياتي از سند توسعه شهرستان تنظيم کرده ايم ،نمي خواهم بگويم يک مطالعه عميق انجام شده ، به طور مثال اينكه ما چه پتانسيل ها و ظرفيت هايي داريم. يکي از مهمترين بحث هاي ما پرورش نيروي انساني بود ما اگر اين را داشته باشيم ساير قابليت ها مي تواند رشد کند.يك تلاش هايي شد، در اين راستا بنياد نخبگان گناباد را داريم تاسيس مي کنيم به تاسي از بنياد نخبگان کشور که مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.


جواب هم گرفته ايد؟
يک جاهايي به ميزاني که برنامه ريزي کرديم نتيجه گرفتيم. سال گذشته شما مستحضريد ما در کنکور رتبه اول استان را در 49 منطقه خراسان آورديم و در کشور سوم شديم. و حتماً مي توانيم در کشور اول بشويم. حال اين نيرو در شهرستان بماند يا بيرون برود مهم نيست . من اين ديد تنگ نظرانه را قبول نداريم که فقط در اين منطقه جغرافيايي بايد بماند، هرجا برود موفقيت ماست.


خارج ار نيروي انساني نگاه كنيم هر شهري بايد تكليف خود را با اين سوال كلي روشن كند. آيا مي خواهد در يك نگاه بلند مدت توسعه را بر اساس كشاورزي پايه گذاري كند ياصنعت .شما به عنوان  فرماندار گناباد چه جوابي به اين سوال مي دهيد؟
مطمئناً شرايط اقليمي و آب و هواي مان و کمبود آب در راس آن ما را به عنوان يک مرکز توسعه کشاوري در نخواهد آورد. مي دانيد که در بين استان هاي كشور کم آب ترين استان يزد است. ما از استان يزد هم کم آب تريم. معدل بارندگي ما در سال حدود 150 ميلي ليتر است. با اين محدوديت  ما بايد به سراغ کشت کم آب برويم همانند گذشتگانمان كه همين کار را مي کردند. چرا سراغ زعفران رفتند چون کم آب است. آن هم در فصلي که آب فراوان داريم. اين امر تا آنجا مي رود که توجيه اقتصادي دارد ما با تانکر زمين ها را آبياري کنيم. ديدگاه مان است که بايد با افزايش بهره بري از آب آن را منتقل کنيم به بخش صنعت. چون ما منابع آبي جديد که نداريم بايد با همين منابع کار کنيم. پروژه فاضلاب  با همين نگاه است. ما آب قنات را براي شرب استفاده کنيم و در پايين دست با تصفيه، آب به مصرف کشاورزي برود. پس به طور کلي ديدگاه کلان ما کشاورزي نخواهد بود بلکه صنعت است.


فعلا وارد صنعت نشويم. همه ما قبول داريم كه در سرمين كم آبي مثل ما قنات اصلي ترين منبع آب است اما هر ساله در زمستان ميليون ها ليتر آب به راحتي در بيابان ها هدر مي رود. نمي خواهد كاري بشود؟ 
اين که تنبلي کشاورزان ما است! در گذشته اين گونه نبوده  آب زمستان را كه نياز نداشتند در مادر چاه ها جلويش را سد مي کرده اند الان اين کار را انجام نمي دهند. هزينه اش را حاضريم بدهيم  ولي كسي جلو نمي آيد. ما پيشنهاد داديم در اين فصل وارد آب شرب شود و مشکل شرعي هم نداشت رضايت ندادند. دوباره پشنهاد شد هنگامي که آب نياز نيست برود بريزد داخل مخزن که ما آب چاه هايمان ذخيره شود. باز مخالفت کردند. نگرانند که نکند سيستم دولتي  مالک شود.

اين طرح ها و مخالفت ها از زماني كه يادم مي آيد بوده است. در ماجراي كاخك در اول انقلاب و آب شيريني كه از خواف آمد همين مسئله مطرح شد ولي بي نتيجه. كي مي خواهد تكليف مشخص شود؟  بد نيست از اين يك ميلياردي هم كه جذب شد براي حل اين مشكل فرهنگي استفاده شود و فقط براي لايروبي خرج نشود !
 
اين يك مشكل اجتماعي دارد كه آن را بايد حل كرد. آب ما مالکيت متعدد دارد. بيش از 700 فنجان از آب قنات خشويي که به نام حصار مي نامند وقف شرب است. الان که حوض انبار نيست مي شود وارد لوله ها شود. مولفين قنات را دعوت کرديم، قبول نمي کنند و الان در کشاورزي مصرف مي شود. اما امسال  بالاخره قرار کرديم در مسير حوضچه هايي بزنيم و از آنجا بفرستيم داخل مخزن. ان شاء ا... که با اين يکي مخالفت نشود.

البته امسال كه تمام شد ان شاء الله سال بعد. يادم است يك موقعي با دكتر مهديزاده صحبت مي كرديم در همين موضوع ايشان مي گفت من از ابتدا مخالف  اين بودم كه آب قنوات وارد سيستم آب شرب بشود. چون آب قنوات آخرين امتياز ما است براي جذب سرمايه دار. از اين بابت كه دلهره اي براي كمبود آب صنعتي نداشته باشد.
من اين را نشنيده ام

 

 


 خوب. براي كشاورزي مدرن يا صنعتي طرح اميدوار كننده اي داريد يا نه؟

 ببينيد يک زماني ما متمرکز شديم روي کشت گلخانه اي ولي بعد به سرعت خودمان جلوگيري کرديم. به نظر من باتوجه به افزايش قيمت سوخت و آزاد سازي آن اصلا مقرون به صرفه نيست.  يک مقداري بايد به سمت آبياري تحت فشار و قطره اي حرکت کنيم.


شوري آب را چه مي كنيد؟ كارشناسان مي گويند مشكل جدي داريم .
توي آب قنات جواب مي دهد آن در آب چاه است كه به خاطر شوري مشکل دارد. البته قبول دارم، حرکت مي کنيم ولي شتاب ما کند است.


يك مشكلي كه ما داريم اختلاط زمين هاي كشاورزي با ساخت هاي مسكوني است. الان بكترين ونابترين  زمين هاي ما براي كشاورزي در منطقه كوي شرقي و نوغاب است و مهمترين تاسيسات شهري ما از قديم در آن منطقه متمركز است. به نظر مي رسد براي تداوم اندك كشاورزي موجود بايد جمعيت را به اين سو كه زمين هاي محكمتري هم  براي ساخت و ساز دارد هدايت كرد؟
 
 بله، البته توسعه شهرستان بعد از انقلاب کاملاً به سمت غرب بوده است. شما يادتان نبست آن موقع بعد از ميدان آزادگان جايي نبود. الان ثقل جمعيتي سمت غرب شهر است. از طرفي براي طرح مسکن 99 ساله كه دنبال زمين هستيم به اين سمت گرايش است.

اصلا ما يك مديريت جامع شهري داريم كه اين گونه معضلات را در شهر گناباد پيگيري كند؟
اين بر مي گردد به حوزه شورا و اختيارات آنها. شورا قدرت زيادي دارد تنها ارگاني است که بودجه را خودش تعيين مي کند و هزينه ها را هم خودش تعريف مي کند. از آنها  بپرسيد

 


 اگر اجازه بديد گوشه چشمي هم به صنعت داشته باشيم. شما كه نماينده دولت در شهرستان ما هستيد قاعدتا بايد وضعيت را متحول از گذشته ببينيد. درست است ؟
دولت نهم يک نگاه ويژه به توسعه دارد به اين معني که فقط توجيه اقتصادي ملاک نيست بلکه توسعه متوازن و توجه به مناطق کم تر برخوردار را يک اصل مي داند و اين فرصتي طلايي ايجاد کرده است. ما هم سعي کرديم حداکثر بهره برداري را داشته باشيم. الان مجموعه سيستم اداري براي اين کار روان شده است.

اول اين را روشن كنيد ، چه پروژه هايي را شما مي توانيد تاييد نهايي كنيد و چه پروژه هايي را استان و كدام ها را تهران مجور مي دهد؟
يك روند مشخص است.بانک ها تا سقف 100 ميليون تفويض اختيار کرده اند به خود شهرستان ها. سقف بانک استان تا 2 ميليارد تومان است. اگر بيشتر باشد مي رود تهران تا آنجا هم تصويب شود اگر پذيرفتند به استان اعلام مي شود تا عقد قرارداد شود.

در مجموع چه درصدي از پروژه هاي ما به نتيجه رسيده است؟
ما کار گروهمان جزو فعال ترين کار گروههاي استان بوده است.  پروژه هايي که در شهرستان تعريف شده  کاملاً ‌تصويب شده است مگر اينکه مشکل از سرمايه گذار بوده است.
ببينيد دولت نهم گفته است 10 درصد آورده بقيه را ما وام مي دهيم. کسي که اين را هم نداشته است قاعدتاً ‌رد شده است پروژه هايي که سقف استان داشته است همه به نتيجه رسيده  و معطل نشده است. اما پروژه ملي مشكل تر است، از پروژه هاي بالاي 2 ميليارد  تنها پروژه هتل آقاي صدوقي حل شده است به ميزان تسهيلات 6 ميليارد و 100 ميليون تومان . آن هم به خاطر اينکه نياز به حمايت سازمان گردشگري کشور داشت كه ما رابطه برقرار کرديم و حل شد.
 پروژه سيمان سفيد و پروژه تراکتور رفت تهران و آنجا متوقف شد  بقيه پروژه ها هم نرسيد.

 

 


 گفتيد كار گروه فعال. چه جوري است كه يك گروه موفق تر شناخته مي شود و يكي نه؟
مثلاً در ‌پروژه سيمان ما طرف 48 ساعت واگذاري زمين داشتيم خوب در مرحله بعد بايد توي استان  برود در کميسيون ماده 5- آنجا استاندار، رئيس سازمان مسکن، رئيس سازمان جهاد کشاوري ، صنايع و ... عضو هستند. اگر برگشت بخورد مي رود تا 2 ماه ديگر که دوباره نوبتش شود.  ما آمديم دست گردش قضيه را جلو برديم. تک تک پيگيري کرديم و تائيديه آقايان را گرفتيم.


 يك موقع پروژه سيمان حرف اول شهرستان شده بود بعد يكباره ايرنا خبر زد پروژه مشمول وام نمي شود. گير كار كجا بود؟
 سيمان وقتي زمينش را گرفتيم چون بالاي 2 ميليارد بود راهي تهران شد، رفت بانک ملت زير دست دکتر ديوان دري. خواستيم كار تندتر راه بيافتد نامه اي از استاندار برديم آنجا.  بانك زياد همكاري نمي كرد که بعد  هم خورد به سياست هاي انقباضي بانک مرکزي. شوراي اقتصاد هم يک مصوبه گذراند پروژه هاي سيماني که وام نگرفته اند فعلاً‌ مسکوت بمانند. بانك هم از خدا خواست . ولي ما پيگيري ها را انجام مي دهيم. قطعاً يک گشايشي خواهد شد.


مردم ما از مجموعه نخ ريسي آقاي رمضاني خاطره خوشي ندارند و خيلي ها مي گويند تراكتور سرنوشت بهتري نخواهد داشت.

 موضوع تراکتور سازي کمي متفاوت است مي گويند مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد مي ترسد ايشان به خاطر مسائل قبلي که در گناباد داشتند، ريسك نمي كند.
ايشان  مي خواهد تسهيلات زير کليد بگيرد! زير کليد يعني بدون وثيقه تسهيلات ارزي بگيرد و بانك از ورود به کشور تا توليد به معاملات نظارت کند. اين خيلي سخت است و بانک به راحتي قبول نمي کند. به همين خاطر سه تا بانک عوض کرده اند. الان هم در بانک کشاورزي است. البته خبر خوش اينكه سه هفته قبل تصويب شد 10 ميليارد تسهيلات ارزي ايشان را بدهند به شرطي كه بين 40 تا 60 درصد  وثيقه بدهد که آقاي رمضاني تقريبا قبول کردند.

 

نوع كارشان هم خيلي عجيب است. ايشان گفته اول بازار سفارش دهد بعد من مي آورم و مونتاژ مي كنم و آن خبر افتتاح كارخانه يك تبليغ براي بازاريابي بيشتر نبود؟
شما مي دانيد بزرگترين كارخانه تراکتور سازي ايران دولتي است . سال 85 اين كارخانه  100 ميليارد تومان يارانه گرفتند که تراکتور ارزان و زير قيمت به کشاورز برساند. اين سرمايه گذار خصوصي را مي ترساند. ايشان هم چند مورد را سراغ داشت كه ورشكست شده بودند. اين موضوع در سال 86 البته حل شد و يارانه را مستقيم به کشاورز دادند تا بخش خصوصي هم وارد رقابت شود.


از آقاي ايماني خبري نشد؟

 با آقاي ايماني سه جلسه داشتيم که استاندار هم در يکي از جلسات حضور داشت و قرار بر اين است که ايشان سه واحد صنعتي چيني بهداشتي، سنگ معدني و سراميک را راه اندازي كند كه مصوبه کار گروه استان را در اين باره گرفتيم.

يك نگاه منفي نسبت به برخي از سرمايه گذاران ديده مي شود. نمي خواهم بدبين باشم. اينكه برخي آقايان سرمايه گذار شركت هايي كه الان دارند مشكل دارد و اگر هم وامشان جور شود به زخم هاي خود خواهند زد و براي مردم ما چيزي نخواهد ماند؟ 
 
ما با سرمايه گذار نمي توانم اين طور رفتار کنيم. ما يک پالس منفي هم به اين ها نداده ايم. سرمايه گذار بايد اطمينان يابد که حامي اش هستيم. ولي خب ما هم با دقت بايد جلو برويم سرمايه گذار همه هستي اش سرمايه اش است. اين ها كارشان را خوب بلدند.


خوب شايد كارشان چيز ديگري ايست! اينكه بيايند وام بگيرند و زمين را صاحب بشوند و بروند را خوب بلدند!
يادم هست يك زماني همه مسئولين بسيج شده بودند توي شهرستان دنبال زمين مناسب براي پروژه هاي صنعتي مي گشتند.اما مردم زياد همكاري نمي كردند و كار گير مي كرد
 متاسفانه همشهري هاي ما دغدغه توسعه گناباد را دارند ولي موقعي که مي خواهند پاي کار بيايند خيلي سخت مي گيرند . چاهي را همين اطراف ديديم صاحبش يک ميليارد و دويست ميليون تومان قيمت کرد. آمد همين جا به او گفتم الان اگر اين سرمايه گذار برود در دشت فيض آباد ؛ بهترين چاه با 4 برابر آب چاه شما آن هم آب شيرين  با يک ميليارد به او نمي دهند؟ گفت: چرا. حالا اين مرد از سينه چاکان توسعه هم بود. اين تناقض ها را در شهرستان زياد داريم.

زياد طول ندهيم؛ از بقيه پروژه ها هم مختصري بگوييد.

 3714 پرونده داشتيم. عمده اش خود اشتغالي بوده است. در حال حاضر مجموعه نخ ريسي آقاي لطفي ماشين آلات را وارد کرده است که تا 150 نفر اشتغال خواهد داشت.
آقاي چوپان کاره 5/1 ميليارد تسهيلات خواهد داشت. دستگاه هاي ايشان وارد بندر شده و پيش بيني مي شود تا اواخر ارديبهشت راه اندازي شود. كارخانه آقاي محتشمي براي توليد سرم راه اندازي شده و الان توليد دارد.
مدير نورد بجستان هنوز نيامده است. آقاي تقي زاده شخصا کارآفرين است، ايشان يک سرمايه گذار پيدا کرده است ، ما هم  آماده ايم ولي الان پيگير نيستند.

 


هماهنگي فرماندار با نماينده در اين موارد خيلي مهم است . شما چگونه با هم كار مي كرديد؟
اين را بگذاريد براي يک وقت ديگر!

سوال سياسي نپرسيديم كاملا اقتصادي است و ربطي به انتخابات هم ندارد.
باشه، بهتر است باشد براي يك دو ماه ديگر


 ما با اين محروميت چه كار مي خواهيم بكنيم؟ دكتر مهديزاده در مصاحبه به ما گفت  آن زمان  يك پله بالا آمده بوديم بنابراين شاخص محروميت را از ما برداشتند. نظر شما چيست؟
 يک سري شاخص هاي سازمان مديريت سابق داشته است مانند برخورداري از آب بهداشتي ، خانه بهداشت، سواد و...  حدود 50 شاخص مي شد .  توي آن مقطع ما برخوردار شناخته شديم. البته اين يکي از درخواست هاي ما در سفر رئيس جمهوري است که چند شهر من جمله گناباد از امتيازات محروميت مانند معافيت مالياتي استفاده کنند.


دولت چند وقت قبل ديداري  با آقا داشتند. ايشان  از عملكرد فرهنگي دولت رضايت نداشتند. اخيرا دكتر افروغ هم در مصاحبه اي گفته بود دولت در اين دو سال يك لايحه فرهنگي به مجلس نياورده است بلكه لايحه حريم خصوصي دولت خاتمي را هم پس گرفته است!

ببينيد در دوم خرداد تمرکز روي توسعه سياسي رفت و از توسعه اقتصادي غافل شدند و بايد بگويم اقتصاد رسماً تعطيل شد . خب لشکر بي کاران راه افتاد و پشت سرش فساد و مشکلات اجتماعي؛ دولت نهم اهم تلاش را روي اقتصاد گذاشت. و اجباراً روي اين کار تمرکز کرد و قاعدتاً ‌از فرهنگ کمي غافل شد.

خود شما هم اوايل مي گفتيد قرار بود حدود 30 درصد وقتتان براي فرهنگ برود ولي كارهاي اجرايي بسيار زياد است. از طرفي هيچ گروه فعال دانشجويي هم در شهرستان نيست و در اين مدت هم ايجاد نشده است؟ شما براي ايجاد گروه هاي فعال فرهنگي و حمايت از انها چه اقداماتي داشته ايد؟
 قبول دارم؛ در شهرستان همينطور است. اينجا شايد 90 درصد وقت ما به کارهاي اجرايي مي رود و نمي رسيم روي فرهنگ کار کنيم. از طرفي مشکل نيروي انساني کارآمد هم داريم که بتواند خوب فعاليت کند.

 چند ماه سازمان ملي جوانان كه وظيفه حمايت از گروه هاي فعال جوانان را دارد در گير و دار انتخاب مسئول بود. برخي گفتند شايد فرماندار اين نوع فعاليت سازماني را نمي پسندد؟
نخير، سازمان ملي جوانان را قبول داريم ولي مشکل اصلي مديريت هست.
 ببينيد من اگر تيمي از بچه هاي جوان بيايند حداقل تشويق مي کنم يا سعي كردم مطبوعات را زنده نگه دارم. اول كه آمدم يك عده اي گفتند اولين كارت تعطيل كردن اين هفته نامه باشد در حالي كه ما حمايت كرديم! يا مثلاً ‌خانه صنعت و معدن تكاپويي ندارد، انتظار ما اين است با وجود سرمايه گذاران جديد و کارآفرين رونق بيشتري بيابد. كارهاي زيادي بايد بشود.

از حمايت از نيرو هاي فرهنگي گفتيد. حادثه آتش سوزي نامه گناباد در دوران مديريت شما نبود؟
چرا، اما حادثه مهمي نبود. يك صندلي بيشتر نسوخت اين قدر بزرگ شد.

همين كه يك عده جرات كردند و دست به آتش سوزي  زدند كم كاري نيست.
بله ، ولي آن قدرهم قضيه جدي نبود و حل شد.
در هر صورت كار فرهنگي زيادي لازم داريم  و هنوز  اول راه هستيم و خيلي بايد كار شود.


از مسئله سازمان جوانان بحث به مديريت ها رسيد. چرا بسياري از ادارات ما بدون مديريت و با سرپرست اداره مي شوند؟
اينگونه نيست. فقط چند اداره هستند كه مدير ندارند كه در آنها هم مسائل ديگري پشت پرده بود.

در اين جا وارد مباحث سياسي شديم و ضبط هم خاموش شد.
با تشكر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات (۲۵)

امير علي:

چه عجب !از بچه هاي گناباد نيوز بعيد است اين كار ها!جاي بسي تعجب است كه بالاًخره شما فهميديد انتخابات تمام شده است !!!!
ما همه مخلص فرماندار مردمي ومتواضع گناباد هستيم.

Anonymous:

حیف وقت آدم نیست؟ که با همچین انسان هایی صحبت کند؟

شلا:

فرماندار دوست داريم

حمیدرضا:

به همه خدمتگزاران صدیق به مردم درود می فرستیم وبرای فرماندار پرتلاش وعزیزمان آرزوی توفیق وسلامتی داریم.
ازمتصدیان سایت هم که دست ازتخریب ف...ون...برداشتندتشکر مینماییم.
دست در دست هم دهیم به مهر
میهن خویش راکنیم آباد

حاج حسين:

حاج احمد متشكريم از طرف صنف زود باوران

حسين:

جناب آقاي فرماندار حرف ته دل اكثريت مردم است دوستت داريم و براي سلامت سعادت و توفيقت دراداره امور شهرمان دعا ميكنيم عامه مردم خيلي خوب مي فهمند و هميشه قدر شناس هستند و كار واقعي را هميشه بياد دارند

Anonymous:

این همه چرخش در موضعگیری گناباد نیوز قابل تامل است .از قدیم گفتن زمستان میره اما روسیاهیش برای ذغال میمونه.

پيام نوري:

فقط چند اداره.
پيام نور كه نه رئيس داره نه سر پرست نه ...
و نه در و پيكر

Anonymous:

لازم نیست بنیاد نخبگان راه بندازند.چند کلاس سواد برای همکارای نزدیکش تو فرمانداری بذاره.

يك همكار:

اقاي فرماندار به حكم چند ماه جبهت مهندس شدي و بعد هم مثل بقيه سپاه پاسداري ها در دولت به اصطلاح عدالت پرور احمدي نژاد فرماندار ولي نه از عدالت بويي بردي نه از شهرستانداري باش تا صبح دولتت بدمت كارهايي كه كردي از چشم من و ديگران مخفي است از چشم خدا چي

Anonymous:

همه توان گناباد در معادن ـآن می باشد {چرا} آقای

فرماندار تو ضیح لازم نداده وجراشما عزیزان سایت.

به آن نپرداخته اید؟؟ از کاربران آگاه کمک خواسته تا اطلاعات لازم درج کنند!1

تواب ساباط:

نویسندهinfo@aassak
من هم برای تو از خدا تقاضای ببخش می کنم چرا که گمراهان جز ببخش از خداراهی دیگر ندارند

تواب ساباط

Anonymous:

ا افتضاحي كه در انتخابات به بار اوردي حرفي هم براي گفتن مانده؟رورو برم

'گمنام:

سلام فرماندار جان اخرش مردم گناباد یک فرماندار ابو اعتبار دار اما مسافر را دیدند اقای فرماندار چرا از پشت میزتان برنمیخیزید یک دور در ادارات بزنید باور کنید بعضی از مدیران پوسیدند وکسی انها را عوض نکرد شما که خود را پاسدار قلمداد کردهاید چرابه وصیت امام مل نمیکنید که فرمودند نگذاریدانقلاب به دست نااهلان بیفتد راستی روسای انتصابی حزب مشارکتی بی تعهد در ادارات دولتی مهم چه میکنند ایا هر رئیسی که چاخان شما کند لایق است

Anonymous:


لبیک به پیام جوینده اطلاعات درمورد معادن گناباد!

درگذشته مردم یامنطقه ای را که تهدید می کردند می گفتند خاک آنجارا با توبره خواهیم برد!!اکنون خاک گناباد را با تریلی می برن کسی هم قدرت جلو گیری ندارد!! به زبان امروزی مافیای معادن در گناباد حکم میراند! فرماندار برایشان وام جور می کند اداره صنایع کارچاق کنی می کند اداره کار جرات مداخله درامورشان را ندارد !زیراحتی کارگران خود را از بیرون می آورندواعتنایی به آن ندارند تامن اجتماعی که حرفش نبايد زد درآستانداری نفوذ داشته سازمان صنایع مشهد را به جنوب آسیا وگاه به اروپا برای تفریح وخوش گذرانی می فرستند!! اینا که هستند وچه موادی بی سرو صدا خارج می کند؟؟ : کائو لن را پس از شستشو درتربت حیدریه **** و شرکایش بهرکشوری که بخواهند بنتونیت(کل سفید )که ماده پاک کننده و قیمتی است برادران **** سنکهای معدنی وساختمانی ****ها **** وبقیه... آنهم بصورت قله خلاصه بی سروصدا ازفلورین تا سنگ لاشه بدون اینک برای گناباد و گنابادی نفعی داشته باشد معادن آن بغارت میرود اکر مدیران سایت گزارش میدانی نه ازقول مسئولین گناباد تهیه وگزارش کنند معلوم خواهد شد بخشی که میتوانست اشتغال زا و توسعه دهنده گناباد باشد چه برباد می رود وفقط چند نفر را میلیاردر دلاری کرده است؟!!

گمنام:

درارتباط با جوابیه برادر عزیزی که به استخراج معادن اعتراض کردند میگویم ای اقا یا خانم اگر خبر نداری بدان که همین تو و امثال تو سرمایه گذاران را با حرفهایتان از گناباد فراری مدهید اخر مرد حسابی لا اقل یکبار تا سر همین معادن رفته ای ببینی چندین نفر گنابادی در ان بعنوان کارگر راننده کارمند و مشقول بکارند یا اصلا سرت میشود معدن داری چقدر کار سخت و پول خوری است محض ابرو شهرستان بیایید دست از این فکرهای کوتاه بینانه دست بردارید

Anonymous:


ملیاردر کمنام نام آشنا اکرنویسنده ازجریان معادن خبر نداشت که با ید ازاسامی ونوع فعالیت وحتی سفر تشویقی جناب احمدی وکارشناسان سازمان
صنایع با هزینه شما بزرگاواران به دور دنیاهم بی خبر بود!!!
اسامی کارگران گنابادی وتعداد آنان اکرباشد بفرمایید اداره کار یا صنایع یا تامین اجتماعی اعلام کند!!! شما حتی بار به کامیون های گنابادی
نمی دهید!! عوارض ومالیات که جای خود دارد!! شما
اگر راست می فرمایید .بهمین بچه های سایت اجازه فرمایید تایک گزارش واقعی تهیه کنند تا سیه روی شود هرکه دراو غش باشد.

دار دار:

ازتلاش آقاي فرمان دار براي بستن گناباد نيوز تشكر

بسيار مي شود !! ورچپه

Anonymous:


جناب

آقای سید حسین پورهاشمی پیشا پیش فرمانداری

شهرستان گناباد بر شما مبارک باشد. جون

شایسته اید.

محسن:

ما هم منتظر دو ماه ديگر هستيم تا ببينيم مشكل اين اقا با نماينده چي بوده .حتما پيگيري كنيد.

همکار:

سایتی های عزیز مگر خبر دروغ است ؟که آقای حسین صفایی برادر محترم جناب فرماندار ذر جهاد کشاورزی

ازهمه مسئو لیت ها بر کنار شده که آنرا حذف کردید؟

جقدر شما مدیون اقای فرماندار هستید؟؟؟

lk:

گناباد یکی از دورانهای ضعیف مدیریت خود را سپری می کند خدا به داد ما برسد . بی نظمی ، پاسخگویی ضعیف در ادارات ، اختلاف درون سازمانی ، تلاش برای حفظ میز و....بیداد می کند .
بهتر است آقای فرماندار روحیه چاپلوسی را نپذیرد بویژه از روسای مدافع میز مثل...

Anonymous:


اگر اين اين فرماندار از همه لايق تر نمي بود كه رئيس جمهور به ايشان وخانمش حج جايزه نمي داد
به كوري چشم حسودان

Anonymous:

شما را به خدا دست از سر شهرستان بردارید من که میدانم خود اقای پورهاشمی این مسئله را مطرح می نماید ایشان همان کسی است که در زمان خاتمی ریشش را تا ته می تراشید و حالا

نیما:

ازآقای فرمانبرداربه خاطرتمام زحمات خداپسندانه شان تشکرمیکنم

ارسال نظر

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۴۰ بֽظֽ ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت زعفران حرام است! بوده است.

مطلب بعدی این سایت روز معلم گرامي باد است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.

gonabad.news@yahoo.com    info@gonabadnews.com


قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...