شاهكار مال شاه است و اين قانون سلاطين است و ما رعيت هاي تاريخ هستيم كه بايد اين را بسازيم تا شاه را خوش آيد. گريه شريعتي بر سر چاهي بلند بود ...
هر تمدن بزرگي يادگاري در تاريخ به جاي گذاشته است. يادگارهايي كه از اسرار آنها بگويد و از آنچه در گنجينه خود داشته اند. اما اين زيبايي هاي شگفت برانگيز هميشه قابل تحسين نيستند. وقتي دكتر شريعتي در كنار اهرام مصر ناليد آن موقعي كه انگشتان تعجب بر دهان همه خشك شده بود. آن هنگامي كه كسي نبود كه آفرين بر اين خلقت انساني نگويد . چرا دكتر گريه كرد. او از مردمي ناليد كه بر خشت هاي اين اهرام جان دادند. نسل هايي كه آمدند و اين هنر انساني را برپا كردند ولي خود لحظه اي خوش در آن نگذراندند. اصلا قراري نبوده است كه اين بنا كيفي در كوك آنها باشد.
شاهكار مال شاه است و اين قانون سلاطين است و ما رعيت هاي تاريخ هستيم كه بايد اين را بسازيم تا شاه را خوش آيد. گريه شريعتي بر سر چاهي بلند بود كه جنازه هاي كارگران اهرام را در آن مي ريختند. كارگراني كه تا آخرين توان مجبور به طاعت امر مولا بودند. و اين قصه پر غصه همه تمدن ها بوده است. ديوار چين جسم سازندگانش را در خود مي بلعيد وتخت جمشيد ما قصري براي هخامنشياني بود كه خداوندگاران مردم بودند. اين كاخ و اين شاهكار ايرانيان ساخته شد كه اليت هاي سياسي و حاملان ثروت در آن خانه كنند و ما اكنون به آن افتخار كنيم ! افتخار به جان هاي گرفته شده و خون هاي ريخته شده در راهروهاي پر نقش ونگارش و پول خرج كنيم تا پوستر زيبا از پاسارگاد يا مجسمه اي از سرباز آريايي بر طاقچه خانه كوچكمان به غرور نصب كنيم.

خروجی قنات - عکس از داخل
خدا را شكر مي كنم براي شاهكار شهر كوچك خودمان. قنات قصبه حقيقتا يك شاهكار جهاني است . تلاش انساني است زير لايه هاي پنهان زمين. 27 كيلومتر در 2500 سال پيش به دستان مردم همين سرزمين به احسن طرق و بهترين ظرافت كنده شده است. و چه خوب گفته اند كه اينجا تخت جمشيد درون زمين است.
ولي اين كجا و آن كجا؟!
اينجا نيز بسياري جان باخته اند . درون خاموشي زمين بي نفس افتاده اند و يا خاك ها بر سرشان فرود آمده و زنده بگور شده اند. قطعا شاهي كه ميلش بر آن گشته تا اين را بسازد و اثر بديلي به نام خود ثبت نمايد ظلم ها كرده و خون ها ريخته است! پس فرق اين با اهرام مصر و ديوار چين و هزارن بناي ظلم در طول تاريخ چيست؟
قنات آب است و آب آباداني است و آباداني زندگي است. هياهوي شاهانه زود پايان مي گيرد. هخامنشيان ورافتادند و اسكندر تخت جمشيد را به آتش كشيد. بدخواهان چين بالاخره از ديوار گذشتند و آن را فتح كردند و فرعون در آب خفه شد و كاخ ها به جا ماندند و مردم از دور همه چيز را ديدند. قنات ولي از ابتدا از آن شاه نبود. مردم بودند كه در اين كاخ زيستند با آبش كشاورزي كردند و تمدن بپا كردند. خشكسالي ها را به راحتي طي كردند و صدها حلقه مشابهش را ساختند.
اينجا چاهي است كه شاهي ساخته و مردم بسياري برآن جان داده اند ولي ديگر شريعتي نمي تواند از دوستانش فرار كند و بر سر چاه آن درآيد و زار زار با برادرانش در طول تاريخ گريه كند. آري اين از آن ضعيف ترين مردم تاريخ بوده است كه هنوز هم همين گونه است و باعث افتخار.
آري اينچنين است برادر...








نظرات (۱)
با تشكر از متن زيبايتان
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در August ۱, ۲۰۰۸ ۱۴:۰۸