اما در این میانه اعتکاف جور دیگری است. وقتی از مردم و زندگی روزانه ات خسته می شوی که انگار یک چیز کم دارد پس همه چیز کم دارد. و این کمبود نه از جنس...
آیا به گوشه ای خزیدن و از جمع گریزان بودند از برای خستگی است یا خواستن تنهایی یا برای فراموشی؟سال ها ست که استحبابی آرام آرام در میان جوانان خزیدن گرفته و حال این چنینی تشنگان را به وجوب در خود هضم می کند. میانه رجب برای خیلی خواستنی است.در این سه روز چه جمعیت که آمده اند و دیده اند چگونه عده ای که اکثرهم شباب در مسجد بساط کرده اند و فهم نکرده اند کار این ها را و رفتند . چرا این جمعیت آمده اند؟این گونه سوالات برایمان تکراری شده است . هم از آن موقع که کاروان پیاده در گرمای تابستان، سفید پوشیده آرام آرام در کنار آسفالت داغ و سیاه می رفتند و مردمی را خنده آمد که چرا چنین؟ ویا آن هنگامی که بسلط اردوی جهادی بود در روستاهای دور که چه فایده ؟
اما اعتکاف با همه شباهت هایش به آن دو یک تفاوت ظریف با خود دارد و آن فرار از مردم به میانه مردم است!

اما در این میانه اعتکاف جور دیگری است. وقتی از مردم و زندگی روزانه ات خسته می شوی که انگار یک چیز کم دارد پس همه چیز کم دارد. و این کمبود نه از جنس آن کمبودی است که دعوای دیرینه مدرن و سنت است و این چنین نیست که آفت دنیای جدید و آخرالزمان باشد که تا بوده همینگونه بوده که خانه و شهر و ده و مردمانش در مرحله ای می ایستند و عقب می مانند از انسان .
اگرچه آسایش دارد ولی آرامشت را کامل نمی کند. اینجاست که یکی بهانه سفر می آورد و دیگری عمیق تر به دنبال خلوت و کاروان پیاده و اعتکاف است. اما اعتکاف تفاوت نازکتری دارد. اعتکاف فرار از مردم به میانه مردم است.سبک سری نیست اگر بگویم خلوت نیست هان که جلوت است!

از این ها هم که بگذری کم نیستند مسئولین و بزرگان که می خواهند به رسم ادب بیایند و جمع عشاق را ببینند تا بدین وسیله بهره ای از ثواب ببرند و شاهد این بازار باشند. این آمدن های تشریفاتی کار را باز سخت تر می کند. پتو و ملافه و کتاب را باید جمع کرد لباس مناسب پوشید و از خواب زد. و گاهی دوست داری فریاد بزنی که خلوتم را بر هم مزن بگذار تا راحت باشم.
صد رحمت بر همان کاروان پیاده و اردو جهادی که زمان مال خودت بود و مکان هم. کسی را تحمل آن نبود که پا به پایت کار کند و یا در جاده ها به دنبالت راه بیافتد که خلوتت را بر هم بزند. تو بودی و تو . دنیای از ذکر و دعا که می رسیدی همه را هم بخوانی و ندای یا مهدی یا حسین که شیپور حرکت بود و گاه از تنهایی دنبال آدمی می گشتی که سری به تو بزند و تو برایش سخن بگویی! برخی نمی توانند این متناقض نما را تحمل کنند و استفاده چندانی از روزهای سفید رجب نمی برند اما نمی دانم چه سری است که هر سال استقبال دو چندان است و مساجدند که گوش تا گوش معتکف دارند و امسال روستاها نیز فرصتی یافتند تا مردمشان را جلب کنند ومطمئنا سال دیگر دو چندان شود.امید دارم تا طعم این در میان جمعیت بودن و پریشان شدن را خدا بر مذاقمان بچشاند که کار، کار بزرگی است.



... [



















نظرات (۱)
التماس دعا
ارسال شده توسط آشنا | ايميل: | در July ۲۲, ۲۰۰۸ ۱۵:۴۰