به ياد داشتم چون به درخت گل رسم دامني پر كنم از براي دوستان...گزارشي از اردوي جهادي رد پاي يار شهريور 87 شهرستان گناباد روستا هاي بيمرغ، گيسور و رحمت آباد
.
.
ازمدت ها قبل بحث برگزاري اردوي جهادي شروع شده بود. هر چند كه پس از اردوي سال قبل مدتي پيگيري بحث به فراموشي سپرده شده بود. جلسات متعددي براي برگزاري دومين اردو برگزار شد و اجراي آن به بازگشت بعضي از دوستان از سفر حج موكول شد.
اردو شروع شده بود و از من هم براي شركت در آن دعوت شده بود اما يك ماموريت نيمه تمام بعلاوه خستگي مفرط چند روزه كار را سخت كرده بود. بعد از يك روز تاخير (يا در واقع دودركردن!) براي شركت در اردو به راه افتادم.
اردو ي جهادي هر چند شايد خستگي جسمي داشته باشد اما خستگي روحي و بي حوصلگي هاي ناشي از زندگي روزمره شهري را از بين مي برد.بايد حركت كرد تا روحي تازه از نو در بدن دميده شود...
به آقاي باقري تماس گرفتم كه اگر ماشيني به سمت گيسور حركت مي كند من هم راهي شوم.مثل اينكه بعد از ظهر امام جمعه و بخشدار براي بازديد از اردو به راه مي افتند. به دفتر امام جمعه تماس گرفتم تا ببينم جا دارند يا نه خود حاج آقا با صداي گرم خودگوشي را برداشتند.
قرار حركت ما ساعت 4 بعد از ظهر بود درب دفتر امام جمعه. وقتي رسيدم حاج آقا هم منتظر آقاي محمدي بخشدار مركزي بودند. ده دقيقه بعد با تويوتاي فرمانداري به سمت گيسور حركت كرديم.
ميانه راه فرصت خوبي بود براي سوال يك دانشجواز مسئولين. اولين سوال اين بود كه آيا در بخش مركزي ايجاد شهر جديد مثلا درروستا هاي دور و بر شهر گناباد وجود ندارد؟ "چرا براي بيلند اگر بتواند مثلا با باغ آسيا كنار بيايد و به جمعيتي بالاي 5000 نفر برسد مي شود كاري كرد. اما مسئله مهم اينست كه بعد از ارتقا به شهر شهرداري هاي جديد درآمدي هم داشته باشند."
ايا بحث ارتقاي منطقه پسكلوت به بخش وجود ندارد؟ "جمعيت 8 الي 9 هزار نفره اين قسمت كفاف ارتقا به بخش را نمي دهد"
در وسط راه در بيمرغ ايستاديم تا خداقوتي به جوانان بيمرغي بگوييم كه در حال ايجاد مكاني براي پايگاه و كانون فرهنگي مذهبي خود بودند. اگر جوانان هر روستايي خود فعال باشند ديگر نيازي به اردوي جهادي هم ندارند.

معادن اين منطقه آيا نفع مستقيمي هم به روستا ها مي رسانند؟
جناب آقاي صادقي:"قبلا معادن و صنايع عوارض رابه منطقه خود پرداخت مي كردند كه بالطبع استان هاي برخوردار مثل تهران پول زيادي دريافت ميكردند ولي گناباد كمتر و باز در گناباد مثلا كاخك خيلي كم درآمد داشت. الحمد لله الانه با قانون تجميع عوارض همه اين موارد به حساب خزانه پرداخت مي شود و از آنجا بين مناطق كشور به طور عادلانه تقسيم مي شود."
جناب آقاي محمدي:" الحمد لله الان وضع روستاها از لحاظ بودجه خوب است البته به ميزان فعال بودن دهيار و شورا ها بستگي دارد. هر ساله شورا و دهيار بايد بودجه اي براي روستا طرح و تصويب كنند و به ميزان اين بودجه و البته فعاليت و پيگيريشان پول مي گيرند. بعضي از روستاهاي اين منطقه الان 15 ميليون تومان در حساب خود پول دارند"
صحرا خشك بود وتشنه رحمتي الهي كه امسال نيز از آن محروم شده بود . حاج آقاي صادقي مي گفت يك سال از اين منطقه شير سرخ رنگ اوردند وقتي از كشاورزان پرسيديم گفتند از بس كه اين گوسفندان شقايق خورده اند!
جناب آقاي صادقي:"قبلا معادن و صنايع عوارض رابه منطقه خود پرداخت مي كردند كه بالطبع استان هاي برخوردار مثل تهران پول زيادي دريافت ميكردند ولي گناباد كمتر و باز در گناباد مثلا كاخك خيلي كم درآمد داشت. الحمد لله الانه با قانون تجميع عوارض همه اين موارد به حساب خزانه پرداخت مي شود و از آنجا بين مناطق كشور به طور عادلانه تقسيم مي شود."
جناب آقاي محمدي:" الحمد لله الان وضع روستاها از لحاظ بودجه خوب است البته به ميزان فعال بودن دهيار و شورا ها بستگي دارد. هر ساله شورا و دهيار بايد بودجه اي براي روستا طرح و تصويب كنند و به ميزان اين بودجه و البته فعاليت و پيگيريشان پول مي گيرند. بعضي از روستاهاي اين منطقه الان 15 ميليون تومان در حساب خود پول دارند"
صحرا خشك بود وتشنه رحمتي الهي كه امسال نيز از آن محروم شده بود . حاج آقاي صادقي مي گفت يك سال از اين منطقه شير سرخ رنگ اوردند وقتي از كشاورزان پرسيديم گفتند از بس كه اين گوسفندان شقايق خورده اند!

جناب اقاي محمدي بخشدار بخش مركزي شهرستان و يكي از مسئولان پرتلاش است. اين مسئله را از نوع رابطه صميمي ايشان با مردم در طول چند روزه اردو به وضوح مي شد فهميد. از تمامي مسائل روستاهاي بخش خود مطلع بود و انصافا براي تهيه و تجهيز اردوي جهادي نيز بسيار تلاش كرد
در گيسور بچه ها مشغول سنگفرش كردن صحن مسجد بودند. يك پيمانكار هم مشغول اسفالت خيابان هاي روستا بود. چند تا از دانشجو ها هم هر روزه به رحمت آباد مي رفتند تا در توسعه مسجد آنجا به اهالي كمك كنند. خواهران هم كه كار خود را مي كردند رسيدگي به مسائل بهداشتي و برگزاري كلاس هاي مختلف آموزشي. امروز كه من به كار كردن نرسيدم...

...امروز قرار بود مسئولين به اينجا بيايند براي كار كردن در بين مردم و دانشجويان. مردم روستا ها هم به استقبال آمده بودند. فرماندار و امام جمعه به همراه هم به جمع مردم آمدند و بي معطلي بيل ها را بدست گرفتند و مشغول تهيه ملات شدند. و جدا هم مشغول شدند حداقل يكي دو ساعتي به سختي مشغول بودند. اين كار بعضي افراد ديگر را هم مجبور كرده بود واردكار شوند و براي رضاي خدا هم كه شده دستي به بيل بزنند.

انقدر مسئولين مختلف صبح و بعد از ظهر به همراه ما به روستا ها آمدند كه با خود گفتم مگر در اين شهرستان كار ديگري نيست كه اين افراد آن را رها كرده اند و هر دقيقه دنبال ما مياند اينجا! خدايا مرا ببخش بر اين گمان ناروا!
در اين بين تلاش مردم هم جالب و ديدني بود مردمي كه تلاش مسئولان خود را مي ديدند شوقي ديگر براي كار كردن مي يافتند. جواني كه سنگي را برداشته بود كه مطمئن بود ديگري نمي تواند آن را بلند كند و عليلي كه هر چند به سختي راه مي رفت اما با برداشتن چند سنگ مي خواست خود را در اين كار الهي شريك كند و مطمئنا او براي چشم فرماندار و امام جمعه اين كار را نمي كرد ...
چيزي كه در روستا زياد است نيروي انساني! است نيرويي كه مطمئنا از دانشجويان بهتر كار مي كنند. مردم روستا مطمئنا به كار دانشجويان نياز ندارند. اما اردوي جهادي به اين مردم دوباره انرزي مي دهد تا براي اعتلاي روستاي خويش كار كنند...
يكي از مهمترين مراحل يك اردوي جهادي بعد از برگزاري خود اردو است و آن برقراري ارتباط مستمر دانشجويان با روستا ها و پيگيري رفع مشكلات انهاست. اصلا وظيفه اصلي دانشجويان شناخت مشكلات مناطق محروم و پيگيري آنها در نزد مسئولان است. اين نكته را به فرماندار گفتم وي نظر ديگري داشت "مسئولان از مشكلات روستاها مطلعند هدف ما از برگزاري اردوهاي جهادي ايجاد روحيه كار و تلاش در بين مردم است."
اردوي جهادي فقط بيل زدن چند دانشجو نيست فوايد متعددي دارد.
از جمله فوايد اردوي جهادي براي دانشجو:
- با محيط خود آشنا مي شود وضعيت شهرستان خودش را، روستاها و مردم آنرا و وضع زندگي فرهنگ و معيشت انها را خود به عينه لمس مي كند.
- كمي از زندگي روزمره خودش فاصله مي گيرد. از خستگي ها از تنش ها از استرس هاي زندگي شهري و دانشجوي و فرصتي است تا دوباره بيانديشد...
- دوستاني پيدا مي كند كه هر جايي پيدا نمي شوند. اصلا يكي از مهمترين فوايد اين اردو براي شهرستان اينست كه جوانان فعال شهرستان حال از هر طيف و از هر فكري با همديگر آشنا مي شوند كه بعد از اردو بسيار مي توانند به يكديگر كمك كنند.
- با كار و فرهنگ تلاش انس بيشتري مي گيرند
و از جمله فوايد اردوي جهادي براي روستا:
- چند مشكل كوچك عمراني روستا رفع مي شود.
- مقدار زيادي بودجه علي الخصوص مصالح ساختماني در اختيار روستا قرار مي گيرد كه اگر دانشجويان هم كار زيادي نكنند به تنهايي دعاي خير را بدرقه آنها مي كند.
- هر چند كه مسئولين ارتباط خوبي با روستا ها دارند اما اين ارتباط بيشتر مي شود و (براي چشم دانشجويان هم كه شده) در حل مشكلات آن بيش از پيش مصمم مي شوند.
گيسور با رحمت اباد بسيار تفاوت مي كرد. گيسور يك روستاي برخوردار است با جمعيت زياد بيش از 1500 نفري و مهاجرت كم، خانه هاي نوساز و خيابان هاي وسيع حتي وسيع تر از گناباد. قابل ذكر است كه گيسور طي چهل سال گذشته دوبار كاملا از نو بازسازي شده يكبار قبل انقلاب بعد زلزله و بك بار هم بعد انقلاب و در ضمن قبل از آن هم بدليل خوش فكر بودن خان گيسور خياباني صد متري داشته! برق، تلفن، همراه، خانه بهداشت همچنين مركز درماني در دست ساخت و پست بانك و البته چاه هاي بسيار كشاورزي. آب لوله كشي شور و براي شرب هم آب شيرين گناباد از نوع خالص نه غش دار! تنها مشكل قابل ذكر كه به سمع مسئولين رسيد مشكلاتي در گرمابه عمومي و نبود فضاي سبز بود. بهتر است گيسور را يك شهرك روبراه از شهر گناباد بدانيم چيزي مثل شهرك هاي دور و بر تهران.
اردوي جهادي فقط بيل زدن چند دانشجو نيست فوايد متعددي دارد.
از جمله فوايد اردوي جهادي براي دانشجو:
- با محيط خود آشنا مي شود وضعيت شهرستان خودش را، روستاها و مردم آنرا و وضع زندگي فرهنگ و معيشت انها را خود به عينه لمس مي كند.
- كمي از زندگي روزمره خودش فاصله مي گيرد. از خستگي ها از تنش ها از استرس هاي زندگي شهري و دانشجوي و فرصتي است تا دوباره بيانديشد...
- دوستاني پيدا مي كند كه هر جايي پيدا نمي شوند. اصلا يكي از مهمترين فوايد اين اردو براي شهرستان اينست كه جوانان فعال شهرستان حال از هر طيف و از هر فكري با همديگر آشنا مي شوند كه بعد از اردو بسيار مي توانند به يكديگر كمك كنند.
- با كار و فرهنگ تلاش انس بيشتري مي گيرند
و از جمله فوايد اردوي جهادي براي روستا:
- چند مشكل كوچك عمراني روستا رفع مي شود.
- مقدار زيادي بودجه علي الخصوص مصالح ساختماني در اختيار روستا قرار مي گيرد كه اگر دانشجويان هم كار زيادي نكنند به تنهايي دعاي خير را بدرقه آنها مي كند.
- هر چند كه مسئولين ارتباط خوبي با روستا ها دارند اما اين ارتباط بيشتر مي شود و (براي چشم دانشجويان هم كه شده) در حل مشكلات آن بيش از پيش مصمم مي شوند.
گيسور با رحمت اباد بسيار تفاوت مي كرد. گيسور يك روستاي برخوردار است با جمعيت زياد بيش از 1500 نفري و مهاجرت كم، خانه هاي نوساز و خيابان هاي وسيع حتي وسيع تر از گناباد. قابل ذكر است كه گيسور طي چهل سال گذشته دوبار كاملا از نو بازسازي شده يكبار قبل انقلاب بعد زلزله و بك بار هم بعد انقلاب و در ضمن قبل از آن هم بدليل خوش فكر بودن خان گيسور خياباني صد متري داشته! برق، تلفن، همراه، خانه بهداشت همچنين مركز درماني در دست ساخت و پست بانك و البته چاه هاي بسيار كشاورزي. آب لوله كشي شور و براي شرب هم آب شيرين گناباد از نوع خالص نه غش دار! تنها مشكل قابل ذكر كه به سمع مسئولين رسيد مشكلاتي در گرمابه عمومي و نبود فضاي سبز بود. بهتر است گيسور را يك شهرك روبراه از شهر گناباد بدانيم چيزي مثل شهرك هاي دور و بر تهران.

و اما رحمت آباد، دور افتاده ترين روستاي شهرستان، نزديك به مرز، محروم و خشك به حدي كه آب شرب خود را با تانكر تامين مي كند. چشمه روستا تقريبا خشك است اما مي گويند اندازه يك بند انگشت آب دارد كه البته بايد تمام نياز مردم روستا را براي شست و شوي لباس و ظروف تامين كند. استحمام هم كه كلا منتفي است! اين روستا در 150 خانوار خود 1200 نفر جمعيت دارد. مردمي مهربان و سخت كوش و قانع كه به آرد و آبي كه دولت برايشان مي فرستند راضي هستند.

.
خانه بهداشتي كه دو ماه است به دليلي درگيري هاي درون روستا تعطيل است. و مدرسه اي كه فعال ترين بخش روستا است لبريز از بچه هاي سرو نيم قد. مشكل اصلي اين روستا رشد بسيار بالاي جمعيت آن است كه وضعيتي اسفناك به روستا داده است. و ديگر غضبي كه خدا بر اين مردم گرفته و رحمت خود، آب را دريغ كرده است كه حتي دست پرتوان مسئولان نظام را نيز ناتوان ساخته است.
گوسفندان نيز از اين روستا قهر كرده اند و بجز سگان و الاغان كمتر گوسفندي را در روستا مشاهده مي كني. پيرمردي مي گفت كه گوسفندان خود را به خضري فرستاده ام تا زنده بمانند هر گوسفندي برايم ده هزار تومان خرج برداشته ولي حالا كه رفته ام مي بينم اصلا چاق نشده اند و ده هزار تومانم هم ضرر شده است كاش همه شان را مي فروختم.
ما عادت كرده ايم كه راه حل تمام مشكلات خود را از مسئولان بخواهيم اما مسئولان نظام هر چند خدوم باشند و متعهد وپر تلاش در مقابل امر خدا چاره تسليم و ادب تمكين است. فرماندار مي گفت يزد خشك ترين استان كشور است اما بارندگي شهرستان گناباد از يزد هم كمتر است. در 15 كيلومتري همين روستاي رحمت آباد روستا هاي قاين آب لوله كشي دارند و وضعشان بهتر است يا آن طرف روستا هاي خواف نيز همينطور. هر چه در رحمت آباد چاه مي زنند به آب نمي رسد. مسئولان مي توانند با تانكر آب بياورند اما هر چه كنند آيا باران خواهد باريد؟ سرد ترين سرماي زمستان پارسال كشور و يكي از شديد ترين خشكسالي هاي امسال كشور در شهرستان گناباد بوده. خدايا اين عذاب خشكسالي را از مردم شهرستان بردار و ديدگان ما را به رحمت ولطفت تر ساز.
گوسفندان نيز از اين روستا قهر كرده اند و بجز سگان و الاغان كمتر گوسفندي را در روستا مشاهده مي كني. پيرمردي مي گفت كه گوسفندان خود را به خضري فرستاده ام تا زنده بمانند هر گوسفندي برايم ده هزار تومان خرج برداشته ولي حالا كه رفته ام مي بينم اصلا چاق نشده اند و ده هزار تومانم هم ضرر شده است كاش همه شان را مي فروختم.
ما عادت كرده ايم كه راه حل تمام مشكلات خود را از مسئولان بخواهيم اما مسئولان نظام هر چند خدوم باشند و متعهد وپر تلاش در مقابل امر خدا چاره تسليم و ادب تمكين است. فرماندار مي گفت يزد خشك ترين استان كشور است اما بارندگي شهرستان گناباد از يزد هم كمتر است. در 15 كيلومتري همين روستاي رحمت آباد روستا هاي قاين آب لوله كشي دارند و وضعشان بهتر است يا آن طرف روستا هاي خواف نيز همينطور. هر چه در رحمت آباد چاه مي زنند به آب نمي رسد. مسئولان مي توانند با تانكر آب بياورند اما هر چه كنند آيا باران خواهد باريد؟ سرد ترين سرماي زمستان پارسال كشور و يكي از شديد ترين خشكسالي هاي امسال كشور در شهرستان گناباد بوده. خدايا اين عذاب خشكسالي را از مردم شهرستان بردار و ديدگان ما را به رحمت ولطفت تر ساز.
شايد جالب باشد كه اين روستا ها را از لحاظ بچه هايشان مقايسه كنيم. بيمرغ روستايي است كه بدليل مهاجرت زياد تقريبا كودك و نوجواني در آن ديده نميشود. بخشدار مي گفت تصميم گرفته شده بود دبستان، راهنمايي و دبيرستان اين روستا را مختلط كنيم! كه مردم اعتراض كردند پسران دبستاني اين روستا فقط سه چهار نفر هستند كه مي خواهيم آنها را نيز براي تحصيل به گناباد بياوريم.
گيسور با اينكه فاصله بيشتري از مركز شهرستان دارد مهاجرت كمتري دارد و جوانان اقبال بهتري به آن نشان داده اند. روز اول كه به مسجد روستا رفتم، مسجد براي كلاس هاي خواهران اردو پر بود از بچه هاي كوچك و بزرگ، پسر و دختر كه با نشاط و سر و صدا مشغول بازي بودند. سالم تميز و با لباس هاي زيبا و نو كه حتي برايم عجيب بود چونكه بيشتر از اينكه به بچه هاي روستا بمانند ماشاالله شبيه بچه هاي برخوردار شهري بودند.
و اما رحمت آباد مملو از بچه ها، تنها چيزي كه در اين روستا جلوه مي كرد! به نسبت جمعيت گيسور و رحمت اباد تعداد بچه هاي رحمت آباد بسياز زيادتر بود. در مسجد كه كار مي كرديم اصلا كاري براي ما نمي گذاشتند براي بلند كردن يك دلو ده بچه ريز و پيز رويش مي ريختند. سر هر مسئله اي هم از سر و كول يكديگر بالا مي رفتند. بچه هايي با لباس هاي كثيف و مو هاي بلند و سر ورويي كه معلوم بود مدت هاست استحمام نكرده اند. از يكي از مردان روستا پرسيدم چند بچه داري گفت: هشت تا، زياد كه نيست؟ گفتم نه تا دوازده تا جا داره! گفت چكار كنيم بيكاريم!

در گيسور كه بوديم وضعيت مردم را كه ديدم خيلي خوشحال شدم اصلا گفتم اردوي جهادي چرا آمده اينجا! اما رحمت آباد فقط جاي غصه داشت. چون كه هيچ راه چاره اي در كوتاه مدت براي مردمانش نمي ديدم و در توان خود نيز ياراي كمكي نبود. تنها خواسته ام اين بودكه هر چه زودتر فرار كنم.
ببچه كه بوديم براي ايجاد احساس امنيت در ما علي الخصوص آن موقع كه اشرار 400 اسير داشتند مي گفتند كه گناباد 400 كيلومتر از مرز فاصله دارد. اما حالا كه حساب مي كنم تا گيسور 50 كيلومتر و از انجا تا رحمت آباد هم 25 كيلومتر اينجا هم كه مي گويند حدود 70 كيلومتر تا مرز فاصله دارد. اين كه سر جمع 150 كيلومتر بيشتر نمي شود. نگو كه منظورشان فاصله جاده اي تا مرز تايباد بود نه مستقيم! (اين هم يكي از مواردي است كه تاثير اختلاف منظر را در مورد يك موضوع در گفتمان هاي گوناگون نشان مي دهد چون آنها كه مي گفتند فاصله 400 كيلومتر است نمي دانستند كه براي اشرار جاده معنا ندارد!)
شايد اول كه اين متن را در مورد اردوي جهادي خوانديد فكر مي كرديد از معنويت مي نويسم و از نماز شب و عرق ريختن خالصانه بچه ها. خودم هم نميدانم چرا اينجوري شد. خلوص بود معنويت هم بود اما آن ماند براي خود بچه هاي اردو . بايد شما هم آنجا مي بوديد تا آن را با جانتان احساس مي كرديد. آنچه را كه براي شما مي توان گفت قصه مردمي است كه نبايد آنها را فراموش كرد و وظيفه اي كه نبايد بر روي زمين بماند...
ببچه كه بوديم براي ايجاد احساس امنيت در ما علي الخصوص آن موقع كه اشرار 400 اسير داشتند مي گفتند كه گناباد 400 كيلومتر از مرز فاصله دارد. اما حالا كه حساب مي كنم تا گيسور 50 كيلومتر و از انجا تا رحمت آباد هم 25 كيلومتر اينجا هم كه مي گويند حدود 70 كيلومتر تا مرز فاصله دارد. اين كه سر جمع 150 كيلومتر بيشتر نمي شود. نگو كه منظورشان فاصله جاده اي تا مرز تايباد بود نه مستقيم! (اين هم يكي از مواردي است كه تاثير اختلاف منظر را در مورد يك موضوع در گفتمان هاي گوناگون نشان مي دهد چون آنها كه مي گفتند فاصله 400 كيلومتر است نمي دانستند كه براي اشرار جاده معنا ندارد!)
شايد اول كه اين متن را در مورد اردوي جهادي خوانديد فكر مي كرديد از معنويت مي نويسم و از نماز شب و عرق ريختن خالصانه بچه ها. خودم هم نميدانم چرا اينجوري شد. خلوص بود معنويت هم بود اما آن ماند براي خود بچه هاي اردو . بايد شما هم آنجا مي بوديد تا آن را با جانتان احساس مي كرديد. آنچه را كه براي شما مي توان گفت قصه مردمي است كه نبايد آنها را فراموش كرد و وظيفه اي كه نبايد بر روي زمين بماند...








نظرات (۵)
باسلام
ضمن قبولی عبادات در ماه رمضان از نویسنده گزارش که گزارشی کامل از این سفر را ارائه نمود و از تمامی دانشجویان و مسئولین عزیز گروه جهادی و مسئولین عزیز شهرستان که دغدغه نسبت به حل مشکلات مردم بخصوص نقاط محروم شهرستان داند تشکر می نمایم.
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در September ۶, ۲۰۰۸ ۰۹:۳۵
hi. how are you? this not was very fine and good. tank you.im from gaysure and i became very happy than your idea about gaysure village.but i shuld tell you population of gaysure in 1387 year is 1505 person and you wrote 3000 person please change that. and in end tank you again than this note about calture of gaysure village. bye
ارسال شده توسط mr | ايميل: | در September ۱۲, ۲۰۰۸ ۱۹:۱۹
hi how are you? why you dident change number of gaysure person. i told you number of gaysure village person is 1505.. sorry your information this page is not curect. tank you bye
ارسال شده توسط mr | ايميل: arsalan_bavafa_20@yahoo.com | در September ۱۳, ۲۰۰۸ ۱۹:۴۵
با سلام
جمعيت گيسور قريب به 1500 نفر مي باشد.
با تشكر از دوستي كه در مورد وجود اشتباه در اين مطلب به ما تذكر دادند. اين اشتباه تصحيح شد.
موفق و سلامت باشيد
و ما را از نظرات خود محروم نسازيد
ارسال شده توسط مديريت پايگاه خبري شهرستان | ايميل: gonabad.news@yahoo.com | در September ۱۷, ۲۰۰۸ ۰۶:۴۸
Hello to management of gonabadnews. How are you? Tank you than you for to take consideration my view.(about change of population gaysure village) I hope that you be successful in always. bye
ارسال شده توسط mr | ايميل: arsalan_bavafa_20@yahoo.com | در September ۱۹, ۲۰۰۸ ۲۳:۲۳