ابوالفضل حسینی
دعوت به نوشتن يادداشتي درباره ي تنها سامانه ي خبرگزاري الكترونيكي شهرستان گناباد از آن دست مسايلي است كه نمي توان آن را بي پاسخ گذاشت ولو كه پاسخ اندكي دير باشد .
گناباد نيوز براي من از چند ديدگاه ارزش مند و مهم است :
يكم- اين كه انديشه ي جواني در پشت آن نهفته است . در جايي خواندم كه ميانگين سن مديران در كشور ما نزديك به شصت سال است . اساسن وقتي يك ارگانيسم يا يك موجود زنده پا به سن مي گذارد و اصطلاحن پير مي شود در برخي از سطوح ذهني-جسمي و احساسي دچار خسته گي ، ضعف ، كندي و ركود و از دست دادن توان سازگاري و انعطاف مي شود . خوب مي دانيم آن چه انسان را از ميان ميلياردها موجود زنده در كوران ناملايمات جوي و محيطي تا به اين جا آورده ، ميزان سازگاري او با عوامل محيطي بوده است . هم چنان كه در گذر ساليان ، تجربه ي شخص رو به افزايش مي گذارد ، ابتكار عمل و قدرت او براي رويارويي با موقعيت هاي تازه كم مي شود . شايد ديده باشيد بعضن افراد پير چه قدر از تغيير برنامه يا جابه جا شدن و مسافرت و يا همين تغيير ساعت رسمي كشور بيزار و هراسناكند . هر تغييري مثبت يا منفي مي تواند ايشان را دچار تشويش و اضطراب كند و اين به دليل خو گرفتن به فضا و ساختار زنده گي روزمره و كم شدن ميزان انعطاف در برابر تغييرات است . حال تصور كنيد ديدگاه و تصميمات و سخن يك پيكره ي مديريتي 60 ساله تا چه اندازه مي تواند با افكار و خواسته هاي لايه هاي جوان تر تناسب داشته باشد و پاسخگوي نياز ايشان باشد؟ افراد مسن به دليل پايگاه ها و اعتباري كه در طي ساليان بر اساس روابط و مناسبات خود با ساير آدم ها به دست آورده اند ، در تمام سطوح ملاحظه كار و محافظه كار مي شوند ؛
پس از اين همه ، لحظه يي به حال و روز وب سايتي بينديشيد كه با ادعاي داشتن رويكردي انتقادي ، بخواهد هزاران تعارف و ملاحظه و مصلحت و اما و اگر را بسنجد و رعايت كند ، طبيعتن نخواهد توانست نقد كند يعني اصلاح كند يعني بسازد.
ديم -نفس يك خبرگزاري الكترونيكي به دليل ماهيت سخت افزاري آن ، طيف مخاطبان خاصي را مي طلبد كه معمولن از قشر تحصيل كرده ، جوانان تا دانشجويان و گاهي مديران متغير است . البته اين مساله الزامن يك نقطه ي قوت نيست چرا كه اطلاع رساني مداوم به توده ي مردم ( اصطلاحن عوام ) و آگاه ساختن آن ها يكي از مهمترين و موثرترين روش هاي دگرگوني و اصلاح جامعه است . اما معمولن كار در اين حوزه موانع بسياري دارد از جمله وجود جريان هاي حاشيه يي و حركات عوامفريبانه ، نداشتن آگاهي هاي اجتماعي لازم در زمان تصميم گيري و انتخاب، رفتارهاي هيجان زده از روي احساسات و غريزه ها ، عمل كردن بر اساس اطلاعات نادرست يا تحريف شده و ... . تمام اين ها و عوامل فرهنگي- اجتماعي تاريخي بسياري باعث مي شود توده ي مردم در كشورهاي گسترش نيافته و دنياي سومي نتوانند در موقعيت هاي حساس به خوبي داوري كنند و تصميم هاي عقلاني و دورانديشانه بگيرند . از اين ديدگاه شايد بتوان به نيروهاي تحصيل كرده و قشر جوان و صاحب انديشه اميدواري بيشتري داشت تا در معادلات اجتماعي نقش تاثير گذاري ايفا كنند و بتوانند با اثرگذاري در دايره ي نفوذ خود ، منشا تغيير و اصلاح در سطح جامعه باشند . هر چند كه اين نيز يك قاعده سليم نيست و شواهدي وجود دارد كه در تاريخ اجتماعي- فرهنگي ايران بارها همين گروه خواص به دلايل مختلف دچار اشتباهات مهلك شده اند .
باري به هر روي دست كم اين است كه با ابزاري كه مخاطب خاص دارد بهتر مي توان مباحث نظري و تخصصي و انتقادي را مطرح كرد بدون اين كه شايبه ي عوام زده گي ، قضاوت ها و برخوردهاي احساسي و سطحي و متعصبانه پيش بيايد و دست و پاي توسن انديشه را ببندد؛
شايد شايد شايد در اين صورت بهتر بتوان راستي ها و كاستي ها و كژي ها را شناخت و راهي براي بهتر شدن پيش نهاد ، شايد !
سيم- معمولن جوان تر ها از ديگران چشمداشت رعايت منافع و مصالح كمتري دارند . انگيزش ها و سايقه ها در جوانان كمتر بر محور ماديات استوار است و بيشتر در جهت اثبات توانايي ها و كسب احترام و اعتبار شخصي يا هويت گروهي است . لذا جوانان به جهت اثبات وجود خويشتن هم كه شده در بسياري از جاها بي توجه به مصلحت انديشي هاي دست و پا گير و رعايت توقعات و انتظارات رنگ به رنگ ، مي توانند ايفاي نقش كنند .
ظاهرن اين گروه خبرگزاران جوان هم داعيه ي چنين رفتاري دارند و انصافن در بسياري از موارد نيز بدون جانبداري از جريان ها و تفكراتي كه هر كدام مي توانسته اند در حكم يك سايه ي سر يا عافيت گاهي براي شان باشند ، بر روش و منش عقلاني و خردورزانه ي خود تكيه كرده و داعيه ي استقلال فكري و خود باوري و خرد پيشه گي داشته اند . ( البته نبايد از ياد برد كه اين عزيزان دانشجويان دانشگاه امام صادق هستند و خود اين مساله در جامعه ي امروز ما نوعي مصونيت و اعتماد به نفس به ايشان مي بخشد و چه بسا اگر چنين نبود تا اين اندازه داراي ابتكار عمل نمي بودند . در هر حال زهي سعادت براي گناباد و ما چرا كه دايره ي فعاليت هاي اينان در حكم يك بارقه ي اميد است ) .
واقعيت اين است كه جامعه ي ما در حال حاضر به خرد و عقلانيت بيش از هر چيزي نياز دارد . زماني كه انسان انديشه مند خود را از سايه ي الگوها و گفتمان هاي موروثي و سنتي ترديد ناپذير رها كند ، شايد تنها ابزار قابل اتكا خرد و عقلانيت باشد . اين كه چه قدر گناباد نيوز توانسته است عقلانيت و خرد را سرلوحه ي كار و حركت خود قرار دهد جاي بررسي دارد اما همين كه ضرورت خردگرايي را درك كرده ارزشمند و ارجمند است .
چهارم- حوزه ي مطبوعات و قلم و نوشتار در كشور ما جغرافياي غريب و شلخته يي دارد . از سويي عده يي از نويسنده گان و هنر مندان و روشنفكران قانون همه يا هيچ را برگزيده اند و معتقدند اگر سره از ناسره قابل تشخيص و تميز نباشد همان بهتر كه گوهر خود را به بازار نبرند. اين ها يا دچار انزوا و انفعال مي شوند و يا اين كه براي مخاطبان صاحب فهم و اندك خود( كه يا خيالي هستند و يا در آينده زنده گي مي كنند ) كار مي كنند و دايره ي اثر و انديشه شان در عصر حاضر محدود است .
ديگراني هستند كه سايه ي عافيت را برگزيده اند و معتقدند توليد و نشر آن چه برخي از هنجارهاي غالب و عمومي و سطحي جامعه مي پسندد، كار آسان و كم هزينه و پر منفعتي است ، پس چرا سر بي درد را به درد آوريم و در پي گوهر كمياب و بي ارج باشيم .
عده يي ديگر هم كه همان قانون طلايي حد وسط را در پيش گرفته و چنان با همه چيز و همه كس مي سازند كه سلامت و استقلال انديشه برايشان بي معنا مي شود شايد اين ها با تكيه به تئوري هاي نسبيت و برداشت ديگرگونه از نسبي بودن امور ، خود را مدرن و پست مدرن هم بدانند !
عده يي هم در اين ميان بدون شناخت و آگاهي ، هر جرياني كه بيايد ( هر چه مبهم تر و ظاهرمند تر ، بهتر ) فكر مي كنند آخرش است و در ميان اين امواج پر تلاطم و بي مقصد سرگردانند.
جامعه ي ما از دير باز در نظام پادشاهي قبل از اسلام و پس از آن در سلسله هاي تركان سلجوقي و غزنوي و مغولان و ... به خوبي ياد گرفته است كه براي اين كه سالم و ايمن بماند بايستي بلند بالاترين سلام ها و تعظيم ها و مدح ها را نثار كند و محتاطانه ترين سكوت ها را در پيش گيرد و... كافي است نگاهي به تعارفات بي پايه و اساس و دروغين مان بيندازيم . به نقل از حسن نراقي در كتاب «جامعه شناسي خودماني» ما ايراني ها بهترين اتاق منزل و بهترين ميوه هاي مان را براي مهمان نگه مي داريم و خودمان را مجاز به استفاده از آن نمي دانيم . اين درحكم مهمان نوازي نيست بلكه نوعي تلون و دروغ است كه شايد ريشه در رفتار پدران ما داشته باشد؛ درست همان جا كه از هراس اقوام مهاجم يا آدم هاي ارباب ستمگر يا داروغه و دم و دستگاه ناعادل حكومتي ، بارها و بارها هر چه داشته اند در رنگين ترين طبق ها با تعظيم و تكريم فراوان تقديم مي كرده اند. ما عادت كرده ايم بهترين كلمات قربانت گردم و فداي شما و كوچك شما و زير سايه ي شما و ... را بگوييم در حالي كه ذره يي به واقعيت آن نمي انديشيم و بدان اعتقاد و باور نداريم .
دور نشوم از بحث كه در چنين فضاي عجيبي معلوم نيست آن كه بيشتر بينديشد و راست تر بگويد ، بيشتر بيابد بلكه شايد برعكس باشد . حالا تصور كنيد كه چند نفر جوان بيايند و بدون اين كه دنباله يي متصل به آن جاي گاه هاي مستحكم داشته باشند بخواهند ادعاي راست انديشي ( و اصلن انديشه ) و راست گويي و راست نمايي كنند ( فارغ از اين كه چه قدر موفق باشند ) ! چه كار پر خطر و بي حاصلي شروع كرده اند ! عمومن در هنجارهاي حاكم بر جامعه ي ما ، دستاوردها و امتيازها با مقياس هاي مادي مثل ماشين و مسكن و زمين و ميز و كيف و كت و شلوار و چه و چه سنجيده مي شوند.
اگر مردم احساس كنند كه يكي در زنده گي روزمره مشغول به حقه بازي و دروغگويي و دلال بازي و دو دره بازي و جيم شدن و ... نيست يا از قضا اين فنون را ياد نگرفته ، او را آدم ساده و بي دست و پا و خل و چلي مي دانند و اگر دقت كرده باشيم در گفتار خودمان هم معمولن به حال كسي كه روي اين گونه نمودارها پيشرفتي نكرده باشد دل مي سوزانيم و دوستانه او را طفلك خطاب مي كنيم ؛ طفلكي كه معناي دقيق اش همان آدم ساده و اهل انديشه ها و ايده آل ها ي دست نيافتني است .
پس از اين منظر كار بچه هاي گناباد نيوز حتمن بايد ساده گي محض باشد و بايد براي شان اساسي دل سوزاند و به شان طفلك خطاب كرد چرا كه طفلكي ها از اول تا انتهاي كارشان ( كه نمي دانم تا كي انرژي براي ادامه دادن آن خواهند داشت ) تنها نصيبي كه خواهند برد ، توقعات و گلايه ها و منت هاي بي شمار ديگران است . دريغ از آفريني يا دستي به ياري يا حتا يك ثبت نظر در فضاي مجازي !
در چنين شرايطي دريايي از انرژي هم رو به تمامي خواهد بود و كوه صبر و پايمردي شان فرسايش خواهد يافت . اين ها بايد مدام حرف ها و اهداف ايده آليستي را به ياد خود بياورند و بارها با خود مرور كنند كه ما نه به خاطر خوشامد و سپاس بلكه به خاطر اهداف والاتري كار مي كنيم و پاي وظيفه يي الهي يا انساني يا اخلاقي يا تفكر اصالت درد و رنج را به ميان بكشانند ؛ چيزي كه به عقيده ي من دوران آن گذشته است و اساسن در پيش گرفتن اين ديدگاه ها در مسايل اجتماعي ناشي از نوعي پاتولوژي است و نهايتن به شكست مي انجامد و يا اين كه آدم هايي حساس و زودرنج و متوقع از جامعه بار مي آورد . با همه ي احترامي كه براي اين انديشه ها قايل هستم معتقدم اين ها براي به ثمر رسيدن يك پروژه ي فرهنگي- اجتماعي مثل همين وبسايت يا خبرنگاري يا روزنامه نگاري يا هنر يا معلمي و يا ... كافي نيستند. مگر تا چه زماني آدم مي تواند بدون خسته گي بر سبيل علاقه و عشق كار كند ؟ گيرم كه خسته نشود بالاخره به واسطه ي برخي دشواري ها و ناكامي ها- كه در مسير اين گونه كارها كم هم نيستند - ميزاني از سركوب در سطح ذهن ناهشيار فرد ايجاد مي شود كه باعث مي شود در درازمدت از كارايي و اعتدال و درستي تشخيص و داوري او كاسته شود .
گمان مي كنم در حالت بهينه اگر كسي در جامعه ( يا حتا براي شخص خودش ) گام مثبتي برمي دارد كه دايره ي اثر آن در كوتاه يا دراز مدت به ديگران نيز مي رسد ، حتمن بايد بازخورد عيني آن را ببيند چرا كه سيستم تنبيه - پاداش ذهن( كه يكي از مهمترين مكانيسم ها در تربيت انسان است ) بر همين اصل استوار است يعني پاداش باعث شكوفايي يك رفتار و نهادينه شدن آن و تنبيه باعث سركوب و حذف شدن آن رفتار مي شود .
آيا بي اعتنايي ، خرده گيري ، داشتن توقعات بي مورد و رفتارهايي از اين دست در برابر يك گروه چند نفره كه به تنهايي باري به اندازه ي سنگيني تمام خواب و فراموشي مردم يك شهر را بر دوش مي كشند، در حكم بدترين و سركوب گرانه ترين تنبيه ها نيست ؟!
تلاش دوستان عزيزم را مي ستايم و از ايشان سپاس گزاري مي كنم . كاش زمان بيشتر ي مي داشتم تا مي توانستم بيشتر همراهي شان كنم اما به هر روي با متن خسته گي و مشكلاتشان آشنايم و مخاطب هميشه گي وبسايت خودمان هستم . واقعيت اين است كه اين وب سايت خيلي بيشتر از آن چه به گرداننده گان آن تعلق داشته باشد ، به مخاطبان خود تعلق دارد و اين جا هم يكي ديگر از ارج ها و ارزش هاي كار بچه هاي گناباد نيوز معلوم مي شود چرا كه چيزي بنا كرده اند تا مال ديگران باشد نه مال خودشان و زيباتر اين كه آن را براي ديگران مي پيرايند و به پيش مي برند .
دست آخر بايد دو ساله گي گناباد نيوزمان را جشن گرفت و شادباش گفت . به ديگران هم بايد بگويم اين گناباد نيوز ماست نه گناباد نيوز يوسفي يا راه نشين يا ديگري پس كمي دست ها را از جيب ها در بياوريم و دست به سينه حرف نزنيم و پا روي پاي خود نيندازيم و دريابيم گناباد نيوز مان را !
اما چند سخن با گناباد نيوز :
پس از اين همه حرف ها اگر بخواهم چيزي درباره ي گناباد نيوز بنويسم بايد ابتدا به تناقض ساختاري آن اشاره كنم :
1. خبر رساني - خبرگزاري - خبر/انتقاد اساسن ما عادت كرده ايم از خبرگزاري ها انتظار خبرهايي سالم و يكدست داشته باشيم كه در قالب جمله هايي وزين و فخيم بدون ارايه ي تحليل و يا اعمال ديدگاهي خاص بيان مي شود. هر چند كه در دنياي امروز حتا غول هاي خبري خوش نام و شناخته شده ي قابل استناد هم ديدگاه هاي خود و گرداننده گان خود را چاشني خبرها مي كنند و اين گونه است كه در سراسر جهان مردم خبر ها را از دريچه و مجراي خبرگزاري ها دريافت مي كنند . از اين منظر گناباد نيوز يك وبسايت خبرگزاري صرف نيست چرا كه بارها ما مطالبي را ديده ايم كه كمترين جنبه ي خبري نداشته اند و كاملن تحليلي بوده اند و يا كاركرد هاي ديگري داشته اند . حتا گاهي جوابيه ها ي افراد را نيز در اين وب خوانده ايم و در زماني ديگر بوي تبليغات يا طرفداري از نهاد يا فردي را از لابلاي جملات استشمام كرده ايم. گاهي نيز اين وب به گزارش هاي ميان مايه ي مسالمت آميزي روي آورده كه در طي آن نه سيخ را سوزانده و نه كباب !
اما وقتي بنا بر اين گذاشته شد كه تنها اخباري ارايه شوند كه وجهه ي انتقادي داشته باشند بحث چيز ديگري خواهد بود و معناي آن اين است كه قبل از هر چيز بايد نوع نگاه ما انتقادي باشد . واقعيت اين است كه همين الان سيستم هاي خبرگزاري زيادي در حال مخابره ي اخبار هستند : از روزنامه ها و شبكه هاي ثروتمند دولتي تا روزنامچه هاي حزبي تا وبلاگ ها و سامانه هاي الكترونيكي تا شبكه هاي موبايلي و پيام هاي كوتاه تا محفل ها و شب نشيني هاي خانه گي تا شبكه هاي قدرتمند شايعه پراكني آشپزخانه يي و ... پرسش اين كه چه نيازي به خبررساني يك سامانه ي الكترونيكي با اين همه محدوديت هاي مالي و نفري و فني . ..؟
اينجاست كه من تمايز مي گذارم ميان خبررساني صرف (كه تنها وظيفه اش ارايه ي آمار و اخبار است) و خبرگزاري انتقادي كه وراي خبري كه مي دهد خبر ديگري مي خواهد بدهد . اين كاركرد دوگانه ي سيستم خبرگزاري باعث به ميان كشيدن استدلال و تحليل و قياس مي شود و خواه نا خواه كاركرد سازنده و انتقادي و در عين حال مسوولانه و مشاركت جويانه مي تواند داشته باشد. گناباد نيوز در بسياري جاها به اين كاركرد نزديك شده اما به گمانم بايد اين وجهه را پررنگ تر كند تا بتواند در سازنده گي فرهنگ و جامعه ي كوچك مخاطب خود نقش مهمتري ايفا كند . هر خبري بسته به نوع و درجه ي آن باعث اندكي تامل مي شود و برخي تاملات خود نيازمند تامل و قياس و استدلال هستند و در اين موارد است كه مخاطب نقش منفعلانه ي خود را با نقشي پويا و پرسش گر عوض مي كند .
اين است كه جدن از شما مي خواهم ساختار و ژانر خود را تعيين كنيد اين به معناي محدود كردن حوزه ي عملكردتان نيست بلكه بدين معني است كه مخاطبان و توليدكننده گان مطالب شما بدانند كه دنبال چه باشند .
2. تكثير خويشتن، افزايش چارت سازماني و تكثير مهره هاي كليدي يك ساختار يكي از مهمترين كارهايي است كه هم يكي از اصول مديريتي و سازماني به شمار مي رود و هم يك جنبه ديدگاهي و انديشه يي دارد. اين كه تنها دو يا سه نفر به عنوان متوليان و مديران اين وبسايت هستند حاشيه ي امنيت باريكي است . گناباد نيوز بايد با برقرار كردن ارتباط با انديشه مندان و نخبه گان و تجزيه و تحليل ديدگاه ها بتوانند تعداد مغز هاي اين سامانه را زياد كنند . اين مساله هم ضامن بقاي ساختار است و هم باعث افزايش كارايي آن مي شود . البته قبول دارم آدم هاي خودانگيخته و حساس و فعال صاحب انديشه ي باز در حكم كيميا هستند اما انديشه مندان زيادي هستند كه در ناملايمات محيط تاب نياورده و به دالان هاي تنهايي خود خزيده اند . هنر ما اين است كه اين مخازن ايده و انديشه را كشف كنيم و با آن ها دوست شويم و هيچ اصراري هم بر اين نداشته باشيم كه دوستان مان كاملن شبيه خودمان باشند و از متفاوت بودن شان با خود هراس نداشته باشيم .
3.هدف گذاري - سياست گذاري انتظار دارم گناباد نيوز شوراي سياست گذاري داشته باشد و با بررسي و مطالعه ي دقيق خطوطي را براي حركت خود تعيين كند و هدف هايي نيز تعريف كند و در معرض ديد عموم قرار دهد . آن زمان است كه ديگر نقد حركت اين سامانه كار دشوار و پيچيده يي نخواهد بود چرا كه زماني نقد اصولي است كه معيار ها مشخص باشند در غير اين صورت هر كس با سليقه و ذوق خود داوري خواهد كرد . از اين گذشته اعلام سياست ها و هدف ها صراحت و صداقت لهجه را مي رساند و بدين سان همه ي مخاطبان در پايش سير حركت وبسايت سهيم خواهند بود و سلامت حركت گناباد نيوز نيز تا حدي تضمين مي شود .
نبايد فراموش كنيد كه آن چه گناباد نيوز را محبوب كرد نه تازه بودن آن بلكه نو گرايي ، منش انتقادي و استقلال آن بود و اين جا بي تعارف بايد بگويم اگر اين چند خصلت از شما سلب شود ميزان محبوبيت و ارجاع پذيري تان هم كم مي شود.
4.توليد خبر و خبر توليدي همواره در پيرامون ما رويداد هاي بسياري در حال وقوع هستند كه از اين ميان تنها بخشي از آن ها براي ما جذاب و جالب است . اين كه چرا ما به برخي خبر ها يا رويداد ها واكنش نشان مي دهيم و از كنار بعضي مي گذريم قبل از هر چيز ريشه در نوع نگاه و تمايلات و نياز ها ي ما دارد و پس از آن به نحوه ي چينش رويداد در مقابل ما بسته گي دارد . ممكن است شما از روي تيتر يك خبر در يك روزنامه بگذريد ولي تيتر ديگري در مورد همان خبر در جايي ديگر شما را به تامل وادار كند . بسياري حوادث و رويدادهاي معمولي اطراف ما به صورت بالقوه خبرهاي جالب و جذاب و پرمحتوايي مي توانند باشند اما خيلي وقت ها به دليل نداشتن طرز نگاه خبرساز ، ما عمق آن را نمي بينيم و از كنارش مي گذريم . البته اين طرز نگاه نياز به انديشه و آموزش و تمرين مستمر دارد ؛ اين گونه است كه مي توان به جاي استفاده از خبر هاي توليد شده توسط رسانه ها و نقل آن ها ، دست به توليد خبر زد .
بي شك دعوت از خبرنگاران حرفه يي و استقبال از دوره ها و منابع آموزشي تو سط گرداننده گان سايت مي تواند اولين گام در جهت تخصصي كردن اين مقوله باشد . در گام بعد گناباد نيوز مي تواند با ثبت نام از علاقه مندان و دعوت از استادان دوره هاي فشرده ي خبرنگاري را برگزار كند و جاي خالي دانشكده ي خبرنگاري را در شهرستان گناباد و حتا شهرستان هاي مجاور پر كند . اين دوره ها مي تواند به صورت مجازي نيز ادامه يابد.
5. تيتر در دنياي پرشتاب امروز ، زمان مساله ي مهم و ارزشمندي است . اساسن شما وقتي در شبكه ي جهاني اينترنت حاضر مي شويد براي اين كه از ميان خيل انبوه اطلاعات بتوانيد دست به گزينش بزنيد ضمن توجه به مساله ي زمان بايد به كمك نوعي نشانه شناسي كه از بررسي تيتر ها به دست مي آيد ، بتوانيد از مطالب كم اهميت بگذريد و به مطالب مورد نظرتان دست يابيد . اين جاست كه تيتر يك مطلب مي تواند مهم ترين عامل در جذب مخاطب باشد . تكنيك هاي زيادي در خصوص انتخاب تيتر مناسب و جود دارد كه در اين مجال فرصت بررسي آن نيست اما بسنده مي كنم به اهميت ويژه گي پرسش برانگيز بودن تيتر . بديهي است اين تيتر ها توان بالايي براي جذب مخاطب دارند . براي مثال يكي از آخرين پست هاي سايت مطلبي بود درباره ي تعطيلي نشريه ي شهروند امروز كه به دليل انتخاب هوشمندانه ي تيتر تامل برانگيز آن ميزان جذابيت بالايي براي مخاطبان مي تواند داشته باشد .
6. سالن هاي گفت و گو يكي از راه هاي برقراري ارتباط و تعامل سازنده يك ساختار رسانه يي با مخاطبان خود اين است كه با ايشان وارد مكالمه شود . در محيط اطراف ما مسايل و مشكلات بسياري وجود دارد كه افراد گمنام يا سرشناس زيادي مي توانند يا دوست دارند درباره ي آن ابراز نظر كنند . گذشته از جنبه ي مخاطب يابي ، نوعي بارش افكار ايجاد مي شود كه از ميان آن مي توان به ايده ها و انديشه هاي رهايي بخشي دست يافت . براي نمونه همين اقتراحي كه درباره ي دوساله گي گناباد نيوز با ابتكاري جالب وضع شد ، نكات جالبي دربرداشت و اصلن يك جريان مثبت همراه با بسته هاي آكنده از انرژي به سمت گناباد نيوز برقرار كرد . حال تصور كنيد چنين موردي اگر قرار بود مختصر به نظرهاي انتهاي يك پست مي شد ، آيا چنين بازخوردي در پي مي داشت ؟ پس اقتراح ها بايد به صورت ادواري و از ميان برجسته ترين نيازها و مسايل شهرستان ها مخاطب انتخاب شوند و حالت جشنواره يي و فرح بخش داشته باشند .
7. گسترش حوزه هاي خبر يابي شهرستان گناباد براي توسعه يافتن بايد قابليت هاي بخش ها و منطقه هاي خود را بشناسد و روي آن تاكيد بيشتري بكند . شهرستان بجستان به رغم استقلال از گناباد هنوز به عنوان يكي از غني ترين و مهمترين كانون هايي است كه مي تواند به رشد و توسعه ي گناباد كمك كند. هم چنين شهرهاي كاخك و بيدخت و روستاهاي متمركز و پرجمعيت بخش هايي هستند كه نبايد در معادلات توسعه ي شهرستان گناباد حذف يا خنثا در نظر گرفته شوند. البته در اين مورد خاص گناباد نيوز و نشريه ي نامه گناباد نقش مهمي ايفا كرده اند و باعث تغيير برخي از ديدگاه ها نيز شده اند اما گمان مي كنم هر كدام از اين شهرها نقش و سهمي تعريف شده داشته باشند . حتا شايد اختصاص ستون يا پنجره هاي خاصي براي برخي شهرها يا روستاها بتواند منجر به تعامل بيشتر اين مناطق شود.
8.انتخاب پست هاي برتر يكي از راه هاي جالب براي جلب مشاركت بيشتر مخاطبان ، نظر سنجي درباره ي بهترين پست هاي هر هفته است . براي اين منظور مي توان كد خاصي به هر مطلب اختصاص داد و مخاطبان را به انتخاب مطلب مورد نظر شان دعوت كرد .
دکتر ابوالفضل حسيني - مدیر وبلاگ گوشه
ara_hos2000@yahoo.com






نظرات (۳)
باسلام به وبلاک ایشان مراجعه کردم هم جالب بود هم تعجب آور؟!
خوب وب علاقه شخصی است. ولی اگر در محدوه تخصصی افراد
کار شود بمراتب از حاشیه روی های مرسوم بهتر نخواهد بود؟.مثلا" بجای نقد وطنز وهنر... مردم را از دارو ودرمان بیماریای محلی وبهداشت درمان مطلع می کردند. بهتر از ورود به علوم روان شناسی جامعه شناسی دینی و غیره که درآنها تخصصی ندارند؟ سایت عزیز نظر را قرار دهید
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در December ۵, ۲۰۰۸ ۱۲:۵۳
سایت عزیز
پیام به ایشان رادرج کنید. یا خودایشان یا دیگران جواب خواهندداد ایشان اهل کجا وداروخانه در کجا دارند؟
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در December ۵, ۲۰۰۸ ۱۹:۴۰
فکر می کنم که اهل بیدخت هستند مطمئنا هم در بجستان داروخانه دارند
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در December ۱۰, ۲۰۰۸ ۱۲:۴۶