»صفحه اصلی »آرشیو »گالری عکس »اخبار خبرگزاری ها »تبلیغات »ارسال خبر »ارتباط با ما »ثبت نام »ورود

« جسارت در انعکاس پشت پرده | صفحه اصلی | گناباد رتبه نخست تاغ كاري كشور را دارد »

زندگی بر دهانه آتشفشان

     دانشجو کیست و زندگی دانشجویی چیست؟ این شان اجتماعی از چه می نالد و چرا از او می نالند؟

انسان در طول دوازده سال تحصیل رایگان و اجباری اش در سه دوره  آموزشی تحصیل می کند و در هر کدام از این دوره ها گونه از اجتماعی شدن را می پذیرد و هنجارهای مقتضای سنی را تمرین می کند.

اصلی ترین مفهوم در ساختار آموزشی کشور ما آموزش نظم و اطاعت از عقل برتر است. اینکه دانش آموز باید مفهوم روح جامعه را درک کند و همیشه حافظ آن باشد.

در این مقال اشاره کوچکی به صورت گذرا به برخی از آموزش ها می شود و تامل بیشتر باشد برای فرصتی دیگر.

دوران ابتدایی دانش آموز یاد می گیرد چگونه در صف بیاستد. از جلو نظام بگیرد. در طول سال تحصیلی فقط در تحت تعلیم یک معلم قرار دارد و گاها دو معلم در حاشیه نیز دیده می شود( معلم ورزش و قران) . محل کلاس و محل صندلی اش مشخص است. معلم هر روز تکالیف او می بیند و هر گونه رفتارش تحت کنترل می باشد. او یاد می گیرد که یک قانون کلی در مدرسه و خانه است که باید رفتارهایش را با آن تنظیم کند و چشمان آموزگار همه اعمالش را زیر نظر دارد.

در دوران سه  ساله راهنمایی مهمترین تغییر  را در تعدد اساتید می توان دید. دانش آموز می فهمد که می توان چند معلم داشت که هر کدام نظر متفاوتی دارند. برخی تکالیف را می توان سرسری گرفت و به درس املا ، ریاضی و نقاشی درجات مختلفی از اهمیت را قایل شد.

دبیرستان فضای بازتری برای دانش آموز خلق می کند. معلمین زیادتر می شود. درس ها  حوزه های مختلفی می یابند. نظارت معلمین بر دانش اموز کاهش می یابد. دانش اموز می داند که برخی معلم ها برخلاف دوران ابتدایی نام او را هم نمی دانند . تکالیفش را بازدید نمیکنند. گاهی می شود بر  اساتید هم شورید و یا نظم سر صف را برهم زد. و از همه استرس آور تر انتخاب رشته است که دانش اموز این اجازه را می یابد تا بدون تحکم عقل برتر خود گرایشی را برگزیند. اما با این وجود اقتدار مدیر مدرسه وجود دارد. از جلو نظام هست . در  ساعت تفریح ناظم در حیاط مراقب است و اعمال بد او بررسی و به خانواده گزارش داده می شود. انسان نیمه رشد یافته در هیجده سالگی باید همه ساختارهای جامعه را فهمیده باشد. این که جامعه اصل است و فردیت او در هماهنگی با نظم کل معنا دار می شود. باید کنترل شود و این عقلانی ترین کار و عین سعادت اوست.

 

اکنون وارد دانشگاه می شود. آغازین تفاوت در کجاست؟ اینجا صف صبحگاه وجود ندارد. از قران، شعارهفته، دعا و توصیه های گاه تند مدیرخبری نیست. کلاس هر درس متفاوت است و دانشجو می تواند هر جلسه در صندلی متفاوت بنشیند. ارتباط استاد و شاگرد در حد همان درس می ماند و کمتر استادی توصیه اخلاقی به دانشجو می کند. دانشگاه دنیای فردی گرایی است .برداشت دانشجو از  واقعیت دانشگاه در اندیشه های او نیز تسری می یابد. حقیقت چیست؟ آیا اصولا هنجارهای جامعه حقیقت هستند؟ آن همه نظم مدرسه برای چه امری بود. با تخطی از  حسن و قبح مدنی هیچ اتفاق خاصی نیافت؟! دانشجو دیر به کلاس می رود ، تکلیفی انجام نمی دهد و تنبیه نمی شود. از همین رو است که می بینیم دگرگونی اخلاقی و ظاهری دانشجو در ورود به دانشگاه شکل می گیرد همان چیزی که جامعه به شدت آن را پس می زند و درگیری این طیف با ساختارهای سنتی را قصه طویل می کند.

عالم دانشگاه عالم نسبی گرایی است.  این مرحله از زندگی مرحله عبور از پل شک است. دانشجو می بیند  می توان از  اندیشه های دیرینی اش روی برگرداند و دنیا دگرگون نشود و اصلا همان اندیشه های سنتی است که دست و پای او را بسته است. پس دانشجو خواستار تغییر می شود.  وضع موجود اگر خوب هم باشد باید خوبتر شود. از  پوشش ظاهری  و رفتارهای درون خانواده خودش می گیرد و از جامعه مدنی ، دولت ونظام بین الملل سر در می آورد. همه چیز باید تغییر کند. و دانشگاه می شود محل دعوای اندیشه های تغییرگرایان.

در دو جنبه می تواند این تغییر را رویت کرد. برخی فردگرا می شوند و جنبه روانشناسانه بر می گزینند و به دنبال تغییر الگو های رفتاری افراد هستند. در این طیف مفاهیمی همچون رابطه دخترو پسر، عرفان، اخلاق، حریم خصوصی ،اعتیاد ، ورزش و.. مبانی اندیشه می شود.

گروه دوم اما به دنبال تغییر جامعه هستند و معتقدند ساختار جامعه علل اینگونه شدن ماست. مباحثی مانند، آرمان شهر، مفاصد اقتصادی، جامعه مدنی ، دین و سیاست، آزادی بیان ومطبوعات، تساهل مذهبی عمده صحبت های آنان است.

هر آنچه انسان در دوران دانش آموزی به دنبال ثبات اندیشه و اتصال با گذشته پر طمطراق بود . در این دوران به دنبال تفاوت ها و پس زدن سنت ها است.

دانشگاه به محل قضاوت درباره اندیشه ها بلکه محل تضارب آنها است. پوپری ها علیه هایدگری ها، سروشی ها علیه فردیدی ها ، کارل مارکس ها علیه جان لاک ها، بسیج علیه تحکیم، ساختارگراها علیه کارکرد گراها و ده ها دعوای دنبال دار دیگر.

اما نباید فراموش کرد که این دوران دوران گذار است. هر اندیشه جنگ جویی عاقبت صلح گرا خواهد شد. و فکر در این تعارض ها حجامت می شود و هر کس جای خود را در جامعه که می خواهد در واقعیت و پس از دانشگاه با آن زندگی کند خواهد یافت.

عبور از پل شکاکیت سعادت است وتکامل . جوانی که دانشجو شود و وارد این معرکه نشود ناقص زاده خواهد شد.

 اما دو آسیب در این میان پا بر جا خواهد ماند. آنان که بر شک خود باقی می مانند چیزی شبیه نابودی سراغشان خواهد آمد.  افسردی حاد ، سکس ، اعتیاد  که امروزه در جامعه دانشجویی بیداد می کند ثمره همین سوالات بی جواب دوران نسبی گرایی و آشوب ذهنی است.

و دیگر آسیب دخالت اندیشه های محافظه کار برای یکپارچه سازی فضای دانشگاه ها است. اینکه آن اندیشه نباشد ، آن استاد درس ندهد ، آن سیاستمدار سخن نگوید ، آن گروه شکل نگیرد و یا ساحت دانشگاه خالی از سیاسیون است تا جوان ما گمراه نشود و فقط کار علمی کند خلط مبحثی است که چیزی جز جهل در پشت آن نخفته است.

زندگی در دامنه این آتشفشان پایه اصلی برتر شدن است آنگونه که فقر پایه زاهد شدن است. هرگز فرار بهترین جواب برای دنیای نسبی شده و ساختارشکسته اندیشه جوان نخواهد بود!

 

 

 

 

 

   احمد یوسفی مقدم

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در December ۹, ۲۰۰۸ ۲:۱۱ AM ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت جسارت در انعکاس پشت پرده بوده است.

مطلب بعدی این سایت گناباد رتبه نخست تاغ كاري كشور را دارد است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.

gonabad.news@yahoo.com    info@gonabadnews.com


قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...