در شهرهای کوچک مردم اصرار خاصی دارند که در ساعات اولیه رای دهند همین موضوع باعث می شود بعد از ظهر جمعیت زیادی در صندوق ها نباشد
. حدود ساعت شش عصر است. بعد از ناهار و کمی استراحت به فرمانداری می رویم. از ماشینی که به ما داده بودند خبری نبود با راننده تماس گرفتم در روستای گیسور بود عذرخواهی کرد از اینکه ماشین عروس شده بود!
با اصرار از آقای آذرمهری پیکانی گرفتیم. راننده جوانی به نام محمدزاده از اداره ثبت اسناد بود .حسین فاطمی از گناباد نور نیز با ما همراه شد. هنوز راه نیفتاده بودیم که خبر دادند در پاسگاه شهید سالاری محموله یک تن و هشت کیلویی مرفین از یک خودروی سوخت رسانی گرفته اند. خبر جنجالی بود . راه خود را کج کردیم و به سمت پاسگاه حرکت کردیم. دادستان و سرهنگ قادری با گروهی از بچه های نیروی انتظامی آنجا بودند. عکس گرفتیم اما قرار شد فعلا خبری مخابره نشود ما هم قبول کردیم!
ساعت 19:30 در کوچه های پیچ در پیچ باغ آسیا صندوق را پیدا کردیم. خلوت بود گویا همه صبح رای داده بودند. زیاد معتل نشدیم و به بیلند رفتیم . مسئول صندوق مهدیه مهندس احمدنژاد جهاد بود. خبر از رای 1200 نفری دادند. صندوق دیگری هم در بیلند هست اما نزدیک اذان است و باید سریع برویم. مهدیه گناباد در سرتراز صندوق مخصوص خانم هاست. یک صندوق در مصلا و یکی در چهارده معصوم هم مخصوص خانم ها بود. خانم های مهدیه افسوس خوردند که دیر آمده ایم. گویا یک ساعت قبل جمعیت تا دم درب هم بوده اما الان خبری نبود حدود 730نفر رای داده اند. آقای امیری برای مامورین دم درب مهدیه ماجرای محموله مرفین را با آب و تاب تعریف می کند و همه خوشحال می شوند.
وقت اذان است . مسجد چهارده معصوم نمای جالبی است مردم نماز می خوانند و صندوق کار خودش را انجام می دهد. چند عکس خوب شکار می کنم. نماز را همانجا خواندیم.

تقریبا آخر زمان رای گیری است و تحلیل ها از میزان مشارکت و نامزد پیروز شروع می شود. دوستان از تهران تماس می گیرند و خبر از صف های طولانی در صندوق ها و کمبود برگ رای می دهند. وضعیت شهرستان را هم از من می پرسند مانده ام چه بگویم!
برمی کردیم فرمانداری ژتون شام را می گیریم و راهی خبرگزاری ایرنا می شویم. عمو صادق آنجا منتظر است. آقای شمسی صدا و سیما هم با ما می آید و ایرنا می شود پاتوق خبرنگارها. عکس های هم را مرور می کنیم. خبرگزای ها چیزی ننوشته اند . سری به سایت Spiegel. Time. Rueters.bbc .cnn می زنم خبر اول همه انتخابات ایران بود. عکس های خیلی جالبی داشتند و افسوس من برای دوربین های محشری که آنها دارند و من ندارم.
نزدیک ساعت 10 شب است با تهران تماس می گیرم خبر از پیروزی موسوی و سرو صدای طرفدارانش است. با دوستانی که ماهواره در خانه داشتند هم تماس گرفتم تایید کردند. تیتر اول العربیه خبر از پیام پذیرفتن شکست احمدی نژاد می داد. بچه ها خبرنگار از تغییر مدیران شهرستان در صورت پیروزی احتمالی موسوی می گفتند. صفایی را نگه می دارند یا باید برود؟!
ساعت یازده از فرمانداری خبر می رسد صندوق ها در حال آمدن است. سریع راه میافتیم. فرمانداری اصلا مثل انتخابات مجلس شلوغ نیست و آدم ها استرس ندارند. میزی دم درب الکترونیکی گذاشته شده و هر صندوقی که می آید آمارش را می گوید و سپس وارد اتاق اصلی می شود. صندوق ها یکی یکی می رسند. چند نفر آمار را یادداشت می کنند. آقای باقری از نیروی انتظامی، آقای علیزاده خانه احزاب، حسین امیری خبرنگار، اقای مهندس صبور و آقای روحانی شورای بیلند هم می نویسند که نمی دانم مربوط به کجاست. شورای نگهبان به ریاست آقای علیپور هم در بخشداری مستقر است.
عده ای در اتاقک اول درب مشغول دیدن جومونگ هستند. گروهی گوشی به دست با این طرف و آن طرف صحبت می کنند و خبر از آراء شهرهای اطراف می گیرند. داشتن لینک در شهرهای دیگر مخصوصا تهران الان به درد می خورد. جمعیت کمی هم دم درب فرمانداری منتظر شنیدن نتیجه هستند.
جریان خیلی عادی تر از انتخابات مجلس است. ساعت حدود یک همه صندوق های گناباد تمام می شود. آمار کل کاخک هم میرسد. و آقای احمدی نژاد با 73 درصد آرا نفر اول گناباد می شود. جالب آنکه در هیچ صندوقی آقای موسوی نفر اول نشده بود. حتی در بیدخت و نوغاب که احتمال آرا زیادی اقای کروبی و موسوی بود احمدی نژاد اول شد. در ستاد احمدی نژاد جشن کوچکی برپا شده بود که به علت دیر وقت بودن به فردا موکول شد اما تا نزدیک صبح صدای بوق ماشین ها می امد.






برخی افراد در اوج شمارش آرا در حال تماشای جومونگ در فرمانداری



احمد یوسفی مقدم






