موسويان از فعالين ستاد احمدي نژاد در خراسان روز گذشته در مسجد جامع و مصلا گناباد سخنراني کرد و مواضع دولت نهم را تشريح نمود
گزارش خبرگزاري فارس از گناباد، وحيد موسويان شنبه شب در جمع مردم گناباد در مسجد جامع و مصلاي اين شهر با اشاره به هدف انقلاب اسلامي گفت: انقلاب اسلامي، خون شهدا و هزينههاي جاني و مالي براي اين بود كه زمينهاي ايجاد شود براي دولت موعود امام زمان (عج) كه قله و افق است و چشم تمام اوليا، انبيا و خوبان به اوست.
وي با بيان اينكه همه چيز دست بقيةالله است افزود: بايد زمينهسازي براي دولت كريمه امام زمان (عج) بكنيم و با جهاني شدن اسلام مقابل جهاني شدن غرب بايستيم.
وي هدف همه انبيا و اوليا را برپايي عدالت دانست و با اشاره به آيات قرآني تصريح كرد: همه انبيا و اوليا براي برپايي عدالت آمدند اما خيليها به علت عدم همراهي مردم موفق به اجراي آن نشدند.
موسويان افزود: حاكميت الهي و حاكميت معارف الهي و خدايي در طول تاريخ انبيا و اوليا زياد برپا نشده است، راه عدالت راه انبياست و همه چشمشان به انتهاي اين راه است كه به سعادت ختم ميشود.
وي ادامه داد: در مسير انقلاب ريزش و رويش وجود داشته است و همه مسير عدالت را طي نكردند.
اين كارشناس مسائل سياسي با برشمردن شاخصههاي دولت كريمه اسلامي گفت: دولت كريمه دو شاخصه مهم دارد شاخصه ايجابي كه به اسلام عمل كنيم و اسلام، مسلمانان، مومنين و عمل كنندههاي به اسلام عزيزند و در فرآيند مديريت اسلامي كشور عزيز ميشوند و اگر كسي از خود نفاق به خرج دهد ذليل ميشود، دولتي كه كريمانه رفتار و حركت ميكند و زمينه كرامت را براي مردم ايجاد ميكند.
وي افزود: الگوي عملي اين دولت كريمه منشور علوي و محور تمام اينها عدالت است.
وي با اشاره به تاثير اخلاق در مديريت گفت: مدتي از تاثير اخلاق در مديريت فاصله گرفتيم چون احساس كرديم اگر فرماندار يا مسئولي شديم احتياج به اخلاق در مديريت نداريم.
موسويان در مورد عدالت اظهار داشت: عدالت اين است كه هزينهها در اعتبارات و در تصميمگيريها مساوي تقسيم شود، همچنين عدالت بايد وارد عرصه برنامهريزي شود.
وي با بيان اينكه پيچيدگيهاي اقتصادي، فقر، فساد و تبعيض تكيه كلام مقام معظم رهبري است در مورد مافيا گفت: مافيا شخص نيست يك فكر است كه در كشور وجود دارد و يكشبه هم بهوجود نيامده كه يكشبه از بين برود.
وي نظام را متولي دين و دنياي مردم دانست و افزود: در گذشته تفكر جدايي از اسلام ناب در بدنه مديريت رسوخ ميكرد و دولت نهم جلوي آن را گرفت، رويكرد تغيير كرد و اصلاح شده به سمت عدالت و هدايت پيش ميرود اما زياد به عملكرد نرسيديم و عملكرد تا حدودي ايراد دارد.
موسويان با اشاره به اينكه مسائلي از قبيل رانتخواري در دولت نهم خيلي كم شده است اظهار داشت: به تعبير مقام معظم رهبري رانتخوارها در دولت نهم مقهورند و در گوشه خزيدند و مسير تغيير كرده است.
وي ادامه داد: يكي از دلايل حمايت خاص رهبري از دولت نهم به خاطر سادهزيستي آن است كه البته امروز سادهزيستي مد شده و همه سادهزيست شدهاند.
اين كارشناس مسائل سياسي با بيان اينكه اعتقاد مقدم بر اقتصاد است گفت: در اين چند ساله دولت نهم نقاط قوت و هم ضعف داشته است، راه عدالت هزينه دارد و امروز عدهاي سر و صدايشان درآمده و اينها قطعا رانتخواران و كساني هستند كه پشت پرده ناراضياند.
وي در جواب اينكه گفته ميشود پول نفت كجا رفته گفت: ما براي قضاوت بايد سراغ منصفترين و آگاهترين فرد برويم قضاوت درست دو شاخصه ميخواهد علم و عدالت و به تعبير بزرگان آگاهترين و منصفترين انسان امروز ايران رهبري معظم است و كسي نميتواند بگويد كه از ايشان در مسائل كشور مطلعتر است.
وي افزود: پول نفت زماني قسمتي از آن در جيبهاي بعضي خاص ميرفت اما امروز نرفته و اين پول امروز از جيبهاي اين افراد گم شده است
موسويان با بيان اينكه فقط ملاك جايگاه ولايت است ادامه داد: در اين زمينه بعضي كار را به جايي رساندند كه مقام ولايت در هم در كردستان بعد از معرفي شاخصههاي دولت و رئيسجمهوري بيان داشتند كه نامزدها گاه مسائل خلاف واقع را درباره اوضاع كشور در مسائل اقتصادي مطرح كرده و افكار عمومي را تخريب ميكنند.
وي اظهار داشت: در فضاي شلوغ و آلوده حق گم ميشود، فضاي التهابي به درد ما نميخورد و وظيفه ما اين است كه ديگران را ارشاد كنيم.
اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به گوشهاي از عملكرد دولت نهم گفت: كل هزينههاي عمراني سه سال قبل اين دولت بيشتر از 62 درصد هزينههاي عمراني هشت سال قبل از آن بوده است و هزينه عمراني يعني اصلاح و ساختن زيرساختها، اين پول در گذشته در تهران خرج ميشد، اما امروز به استانها و شهرستانهاي ديگر رفته است.
وي افزود: هزار و 900 درصد هزينههاي دولت در مسكن روستايي افزايش داشته، بودجه فرهنگي 25 برابر، بودجه قرآني 25 برابر و فعاليتهاي فرهنگي مساجد 20 برابر شده است.
وي ادامه داد: بيمه مكمل معلولين 135 درصد رشد داشته، احداث دفتر ارتباطات و فنآوري روستايي 6 برابر و تعداد مشتركين تلفن همراه از 13 ميليون نفر به 45 ميليون نفر رسيده است.
وي با بيان اينكه كشور رو به پيشرفت است اضافه كرد: توليد برق 3 برابر شده، 38 سد بهرهبرداري، يك ميليارد دلار تبصره 13، 94 ميليون دلار تأمين حوادث ستاد غيرمترقبه كشور، وامهاي اختصاصي به تعاونيها 5/2 برابر و جايگاههاي سوخت CNG 11 برابر شده است.
موسويان با بيان اينكه احمدينژاد خيلي ساختارها را به هم زده و به مناطق ممنوعه وارد شده است گفت: در مورد سهام عدالت كارخانههاي بزرگ مال مردم است و سود آن قبلاً به پولدارها ميرسيد اما الان ريز شده و تبديل به سهام عدالت با محوريت محرومان و مستضعفان شده است.
وي افزود: فضا تغيير كرده است عدالت را بايد از خودمان شروع كرده و راه را گم نكنيم.
موسويان در ادامه در پاسخ به سئوال يكي از شركتكنندگان در زمينه اينكه در دوران موسوي با نفت 6 دلار وضعيت بهتري بود تا امروز با نفت 120 دلار گفت: اوضاع دوران جنگ راكد بوده و با اينكه آرامش و ثبات اقتصادي بود اما رشد اقتصادي نداشتيم در حاليكه امروز ما داريم جراحي اقتصادي ميكنيم و توده مردم حق دارند، پول هرز نرفته بلكه اين توليد است كه تورمآور است و دليل اين ادعا نشريه بينالمللي اقتصاد جهاني است كه ميگويد كشور ايران رشد اقتصادي داشته است.
وي در جواب سئوال يكي ديگر از شركتكنندگان راجع به گران شدن اجناس گفت: در حوزه خواروبار، خواروبار در تمام دنيا گران شده است و يك سونامي جهاني در مواد غذايي اتفاق افتاده است دنيا ركود اقتصادي دارد اما با اين وجود ما نسبت به سونامي جهاني رشدي نداشتيم.
موسويان ادامه داد: در حوزه ديگر كه يارانه به آنها تعلق ميگيرد بايد اين اتفاق بيفتد به عنوان مثال سهميهبندي بنزين طرح دولتهاي قبل بود اما جرأت اجرا نبود، در حوزه مسكن تورم داخلي است دولت تعرفه بر ارزش افزوده گذاشت و با اين كار تا ابد سونامي در اين زمينه اتفاق نخواهد افتاد و اين در حالي است كه بايد در دورههاي قبل انجام ميشد.

طاهره جوانبخت







نظرات (۷)
سلام
سلام بر كس كه در آن جلسه اسمي كانديد ديگر را نگفت تا غيبتي نشود چه خوب ساير حاميان كانديداها ان كار را انجام مي دادند.
از جناب آقاي موسويان كارشناس مسائل سياسي متشكر كه واقعا به درستي صحب كردند كه مردم اصلا احساس خستگي نكردند و تا ساعت 10:45 شب در مصلي ماندند.
مي شود مسئولان ستاد جناب آقاي دكت احمدي نژاد دوباره ازا درخواست كنند كه او دوباره به گناباد بيايد.
ارسال شده توسط s | ايميل: jkkd@jk.dllo | در June ۲, ۲۰۰۹ ۱۸:۱۵
سلام
سلام بر كس كه در آن جلسه اسمي كانديد ديگر را نگفت تا غيبتي نشود چه خوب ساير حاميان كانديداها ان كار را انجام مي دادند.
از جناب آقاي موسويان كارشناس مسائل سياسي متشكر كه واقعا به درستي صحب كردند كه مردم اصلا احساس خستگي نكردند و تا ساعت 10:45 شب در مصلي ماندند.
مي شود مسئولان ستاد جناب آقاي دكت احمدي نژاد دوباره ازا درخواست كنند كه او دوباره به گناباد بيايد.
ارسال شده توسط يلقلبزدئ | ايميل: jkkd@jk.dllo | در June ۲, ۲۰۰۹ ۱۸:۳۶
نخست بنای بلندی برای خود ساخته بود، اما در ده دقیقه آخر تمامی آن عمارت رفیع بر سرش خراب شد تا ملت اخلاقی ما ببیند که رئیس جمهورش تا چه حد بداخلاق است؛ تا حدی که حتی حرمت همسر رقیب خود را رعایت نمیکند. بر ایرانی مباد داشتن رئیس جمهوری که در سیاست ناموس گرو بگیرد.
آقای رئیس جمهور فعلی ما در مناظره خیلی حرفها میتوانست بزند و زد، اما چه فایده؟ او پیش از گفتن هر چیزی نخست باید صحت آن را ثابت کند و الا در مظان آن قرار دارد که از نو دروغی تازه عنوان کرده است. بدین ترتیب بود که در مناظره دیشب کسی که دروغ گفته بود شکست خورد. ما مردمی هستیم که برای اقتدا به یک پیش نماز از او انتظار عدالت داریم. عادل بودن یعنی به گناهان کبیرهای چون دروغگویی آلوده نبودن. ما مردمی هستیم که برای چوپانی یک رمه به دروغگو اعتماد نمیکنیم. چنین مردمی چگونه چنین صفتی را در مورد رئیس جمهور خود میپذیرند.
شاهبیت صحبتهای آقای محمود احمدینژاد در مناظره دیشب پردهدری بود. افشاگریهایی که ایشان قولش را داده بود سرانجام صورت پذیرفت. با این همه سوال این است که اگر افرادی که نامهایشان در برنامهای با 50 میلیون بیننده بیپروا برده شد به راستی گناهکارند چرا دولت در طول چهار سال دوران تصدی پروندههایشان را به قوه قضائیه احاله نکرده است تا به خطاهایشان رسیدگی شود و حق ملت از آنان ستانده گردد، و اگر این ادعاها ناحق است کسانی که اینگونه قربانی قدرت شدند و آبرویشان وسیلهای برای مبارزات انتخاباتی آقای احمدینژاد قرار گرفت چگونه فرصت خواهند یافت تا از خود دفاع کنند.
آقای احمدینژاد با دستان پر از پروندههای ساخته شده به مناظره دیشب آمده بود. با این حال او هیچ چیز در مورد مهندس موسوی نداشت، حتی سندهای واهی. اما چیزهای زیادی داشت تا درباره خودش فاش کند. به این ترتیب حتی احمدینژاد بر پاکی موسوی صحه گذاشت. او نخست بنای بلندی برای خود ساخته بود، اما در ده دقیقه آخر تمامی آن عمارت رفیع بر سرش خراب شد تا ملت اخلاقی ما ببیند که رئیس جمهورش تا چه حد بداخلاق است؛ تا حدی که حتی حرمت همسر رقیب خود را رعایت نمیکند. بر ایرانی مباد داشتن رئیس جمهوری که در سیاست ناموس گرو بگیرد.
همه ما و شما که دیشب پای دستگاههای تلویزیون نشسته بودیم چه بسا که با خود میگفتیم ایکاش موسوی در جواب آن حرف این را بگوید یا آن را بگوید. اما تمامی آنچه باید گفته میشد در لحن احمدینژاد وخطاهای فاحش او گفته شد؛ او یک هتاک است. او یک دروغگوست. او یک هوچی بزرگ است. اینها چیزهایی است که ما دوست داشتیم با استدلالهای وقتگیر اثبات کنیم. اما آقای احمدینژاد زحمت را کم کرد.
موسوی با اخلاق به میدان آمده بود و این بسیاری از ابزارها را از دست او میستاند. اگر موسوی در مناظره دیشب شکست خورده بود اخلاق شکست میخورد و نسلی به این باور میرسید که دیگر با صداقت و آرمان و ارزش نمیتوان در عرصه سیاست نفس کشید. اما او بر موضع خود ایستاد و به یاری باری توکل کرد.
میتوانید این جملاتی را که میگویم کلیشه تصور کنید. اما اینها حداقل برای اینجانب کلیشه نیستند. برای این حرف خود سند دارم. اینجانب جملات زیر را یک روز پیش ازمناظره برای آقای موسوی نوشتم و فرستادم و در تمامی طول مناظره انتظار داشتم که حداقل به یکی از این آنها اشاره کند. موسوی میتوانست از آنچه در زیر میخوانید بهره بگیرد و با حربههای خود احمدینژاد به مصاف او برود، با این حال یک کلمه به این حیطه وارد نشد. نمیخواهم بیش از این بنویسم. تنها سندی که از آن سخن گفتم را در زیر میآورم:
بسمه تعالی
در مورد جلسه مناظره به نظر بنده مهمترین نکتهای که اگر بتوانید آن را به بینندگان اثبات کنید دور را کاملا از دست آقای احمدی نژاد خارج کردهاید اثبات این نکته است که ایشان در موارد بسیاری اقدام به اظهار مطالب خلاف واقع و دروغگویی نموده است. با اثبات این مطلب ایشان کاملا خلع سلاح میشود و هر چیزی که میگوید نخست باید صحت آن را ثابت کند و الا در مظان آن قرار دارد که دارد دوباره مطلب دروغی را عنوان میکند. خود شما پیشتر مواردی از ادعاهای متناقض دولت را ذکر میکردید که مثلا دولت یک بار گفته است که 16 برابر دولت های قبل کار کرده است، یک بار گفته است که 6 برابر کار کرده است، یک بار گفته است که 3 برابر کار کرده است. علاوه بر اینها آقای احمدی نژاد در صحبت اخیر خود با شبکه خبر چندین دروغ بارز گفته است. با توجه به در دست بودن نسخه صحبت و جدیدالعهد بودن آن با حافظه مردم اشاره به آنها میتواند بسیار مفید باشد.
1- ایشان گفته است «می بینید که تورم روند نزولی دارد» حال آن که آخرین اطلاعات تورم که روی سایت بانک مرکزی ثبت شده است به خلاف این را نشان می دهد.
2 - ایشان گفته است که در حوزه دولتی دیگر هیچ امتیازی که موجب فساد شود باقی نمانده است و ارتباطات فساد انگیز مربوط به خارج از حیطه دولت است. که این امر اولا با تجربه هر روزه مردم در ارتباط با ادارات همخوانی ندارد. به علاوه ایشان قبلا مدعی وجود مافیا در دستگاههای دولتی شده بود. اینک بدون آن که طی این چهارسال آن مافیاها به قوه قضائیه معرفی و محاکمه و از سیستم حذف شده باشند ایشان مدعی عدم وجودشان در سیستم میشود.
3 - ایشان گفته است که «وقتی به منتقدان می گوییم نقدتان را بگویید میگویند ما نقد نداریم فقط میخواهیم متهم کنیم.» بهراستی کدام منتقدی تا کنون این حرف را زده است.
به علاوه در مستند آقای احمدی نژاد دروغ های زیادی گفته شده است:
1 - از هنرپیشه به جای مردم استفاده شده است. نام هنرپیشه وفیلمی که پیشتر بازی کرده است در سایتها ثبت است.
2 - گفته شده است که فازهای 9 و 10 در زمان این دولت شروع و خاتمه یافته است که به تایید معاون وزارت نفت این اطلاع دروغ است.
3 - گفته شده است که پالایشگاه پارسیان در دوره این دولت شروع به احداث و بهره برداری شده است که باز دروغ است.
حتی تصویر آقای زنگنه در مراسم افتتاح فاز اول این پالایشگاه به همراه گروه زیادی از مسئولان کشور وجود دارد که میتوانید در مجلس مناظره عینا آن را به مردم نشان بدهید.
همچنین ایشان در مورد آقای خاتمی و سفرش به فرانسه دروغ گفته است. در مواردی دیگر منکر این شده است که گفته باشد هاله نور در نیویورک در اطراف سرش دیدهاند. یا منکر آن شده است که گفته باشد نفت را سر سفره مردم می آورد.
در هر حال اثبات این که دولت و رئیس جمهور به راحتی دروغ می گوید ایشان را کاملا خلع سلاح خواهد کرد.
نکته دوم این است که ایشان به چیزهایی میگوید افتخار و عظمت و همه به صرف آن که ایشان گفته است باید قبول کنند. یک نمونهاش ماجرای دستگیری ملوانان انگلیسی است. آقای احمدی نژاد در مستند تلویزیونی خود از این ماجرا به عنوان نمونهای از عظمت ایران و قدرت سیاست خارجی کشور در دوران خود نام برده و وقت قابلتوجهی از برنامهاش را به آن اختصاص داده بود، حال آن که اگر به راستی این ماجرا نشانه عظمت ما بود جا داشت در مقابل آزادی تعدادی ملوان انگلیسی که بدون اجازه به سرزمین ما وارد شده بودند از انگلستان خواسته شود که آقای تاجیک را به عنوان کسی که با ویزای رسمی وارد انگلیس شده است و به بهانه واهی محبوس است و در شرایط جسمی ناگواری به سر می برد آزاد کند. اما چنین درخواستی حتی مطرح هم نشد و در بهترین شرایط حداقل چیزی که ما از دست دادیم تعدادی کت و شلوار نو بود که بی دلیل به ملوانهای انگلیسی تقدیم کردیم. همین طور است ماجرای دوربان ژنو. چه قرینه ای جز ادعای دولت در مورد افتخارآمیز بودن حضور آقای احمدی نژاد در آنجا وجود دارد. به عکس این ماجرا نیز صادق است. به صرف ادعای رئیس دولت هر انتقادی که از او صورت می گیرد سیاه نمایی است اما اگر حرفهایی به مراتب تندتر در سال 84 از سوی شخص ایشان مطرح شده باشد به هیچ وجه نباید سیاهنمایی تعبیر شود. به همین ترتیب به صرف این که ایشان کسی را مفسد اقتصادی بنامد فرض بر این است که ایشان مفسد است. در حالی که چنین چیزی می تواند صحت نداشته باشد، کما این که آقای موسویان مذاکرهکننده هستهای ایران در دوره قبل بدون ارائه مدرک کافی به کرات از سوی این دولت به جاسوسی و غیر آن متهم شد، و سرانجام معلوم شد که تمام ادعاها واهی است. نمونه دیگر قضاوتی است که در مورد وضعیت فساد در کشور در زمان امام از زبان رئیس جمهور عنوان شده است. واقعیت این است که اگر در کشوری به وسعت ایران با 7 میلیارد دلار درآمد ارزی و مخارج سنگین جنگ فساد به صورتی که آقای رئیس جمهور گفته است وجود داشت و افراد خاصی به راحتی دلار را به قیمت 7 تومان میخریدند و بعد به 150 تومان میفروختند چنین کشوری هرگز نمیتوانست یک جنگ هشت ساله را بدون یک دلار بدهی خارجی تمام کند. اما انتظار بر این است که به صرف ادعای رئیس دولت وجود چنین فسادی پذیرفته شود.
نکته سوم این است که مردم به خود حق میدهند که اگر آماری در اختیار آنها قرار میگیرد انعکاس آن را در زندگی روزمره خود ببینند و الا در مورد صحت آن دچار ترید میشوند. یک وقت است تغییر شاخص ها در حد یکی دو درصد است، در آن حالت مردم ممکن است احتمال دهند که تشخیص این تغییرات جزئی به ابزارهایی دقیقتر از حواس آنان نیاز دارد، اما وقتی گفته میشود که خدمات دولت فعلی 16 برابردولتهای قبل بوده است، یا بیکاری از 14 درصد به زیر ده درصد رسیده است، یا تورم روند نزولی گرفته است، یا وضع مردم بهتر شده است یا شکاف طبقاتی به صورت چشمگیر کاهش یافته است یا دیگر فساد در دایره دولت وجود ندارد و کلا هرچه فساد هست در دایره روابط خارج از دولت مستقر است و چیزهایی از این قبیل مردم حق دارند که انتظار داشته باشند اثرات این تغییرها را در زندگی روزمره خود ببینند. واقعیت این است که مردم این تغییرات را احساس نمی کنند، و این امر اعتماد به آمارهای دولتی را بسیار کاهش داده است.
*
موسوی میتوانست در همان شروع مناظره دروغگو بودن احمدینژاد را ثابت کند و از همان ابتدا پشت او را به خاک بمالد. اما اخلاق به او این اجازه را نداد. چقدر در هنگامه مناظره از این پایبندی او رنج میبردیم و میترسیدیم که تقوای او ما را به منزل نرساند. اما خدا بود و هر کس که تقوا پیشه کند خداوند برای او بیرونشدنی از هنگامهها قرار خواهد داد و از جایی که حساب نکرده است به او روزی میرساند. و کسی که به خداوند توکل کند او را بس است، خداوند فرمان خویش را به اجرا در میآورد و برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در June ۴, ۲۰۰۹ ۱۷:۰۶
باور بفرماييد که باور نمى کنيم ! اگر سياه نمايي آقاي مهندس موسوي در نطق تلويزيوني جمعه شب ايشان تنها عليه احمدي نژاد و دولت نهم بود، شايد نيازي به نوشتن اين وجيزه نبود، چرا که جناب موسوي سخن تازه اي عليه رئيس جمهور و دولت نهم نداشت و آنچه در اين باره بر زبان آورد، دقيقاً و بي کم و کاست- تأکيد مي شود بي کم و کاست- همان جملاتي بود که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب طي چند سال اخير عليه احمدي نژاد بر زبان و قلم آورده و هنوز هم مي آورند. اما آقاي مهندس موسوي به بهانه سياه نمايي عليه احمدي نژاد بسياري از آموزه هاي اسلامي و انقلابي را مورد هجوم قرار داد و به نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) حمله کرد. البته هنوز هم بايد اميدوار بود که آقاي مهندس موسوي براي حضرت امام(ره) و خط انقلابي آن بزرگوار احترام قائلند و حملات جمعه شب ايشان به آموزه هاي امام(ره) و انقلاب را مي توان ناشي از آن دانست که احمدي نژاد به عنوان فرزند معنوي امام راحل(ره) در خط امام و انقلاب حرکت مي کند و از اين روي، حمله موسوي به احمدي نژاد چه بخواهد و چه نخواهد، حمله به آموزه هاي اسلام و انقلاب تلقي مي شود البته ترديدي نيست که مواضع و عملکرد دکتر احمدي نژاد در پاره اي از موارد نيز خالي از نقد نبوده است ولي اين موارد، اولاً؛ بسيار اندک و ناچيز است و ثانياً؛ همين موارد اندک و ناچيز نه فقط مورد اعتراض و حمله دشمنان بيروني و برخي از مخالفان داخلي وي قرار نگرفته بلکه از آن حمايت و دفاع نيز کرده اند، نظير اظهارات موهن آقاي مشايي درباره «مردم اسرائيل»! که از يک سو با اعتراض اصولگرايان روبرو شد و از سوي ديگر حمايت مشترک آمريکا و اسرائيل و برخي از اصلاح طلبان را درپي داشت.
درباره نطق انتخاباتي آقاي مهندس موسوي اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين نوشته به چند نمونه بسنده مي کنيم؛
1- درباره ممنوع التصوير بودن ايشان در سيماي جمهوري اسلامي ايران بايد پرسيد مهندس موسوي طي 20 سال گذشته کدام اقدام قابل توجهي را انجام داده است که بايستي خبر آن در تلويزيون به تصوير کشيده مي شد؟! سکوت ايشان در برابر آنهمه اهانت به امام و اسلام و انقلاب و مردم که قابليت تصويربرداري و نمايش تلويزيوني نداشته است!! دولت کنوني فقط 4 سال است که روي کار آمده ولي آقاي موسوي طي 16 سال حاکميت دولت سازندگي و دولت اصلاحات، مشاور ويژه رؤساي جمهور بوده است و تمام روزنامه هاي زنجيره اي و بسياري از سايت هاي اينترنتي و خبرگزاري ها در اختيار حزب و گروه ايشان بود. بنابراين چرا در هيچ يک از اين رسانه ها کمترين اثري از وي نبوده است؟! و يا کدام دفعه به عنوان مشاور ويژه رئيس جمهور وقت سخن گفته يا حرکتي کرده است که تلويزيون از پخش آن خودداري ورزيده باشد؟! ظاهراً آقاي موسوي با اين سخنان قصد دارد سابقه سکوت و بي حرکتي خويش را پاک کند و از همه بدتر آن که بي حرکتي و بي تفاوتي خود در مقابل مسائل نظام و انقلاب را به گردن صدا و سيما بيندازد.
2- آقاي مهندس موسوي ضمن تشکر از مردم به خاطر استقبال! از ايشان در سفرهاي استاني مي گويد: «مي دانم که اين پيشوازها براي بيان حرفها و نگاه به مسايل مختلف کشور بوده و بنده چيزي نداشتم که خدمت شما مردم عزيز عرضه کنم. همچنين ماشيني نفرستادم که شما را به صحنه آورد و از امکاناتي همچون پول نفت در آستينم برخوردار نبودم که آن را بين شما توزيع کنم»! اشاره آقاي موسوي به استقبال انبوه و متراکم مردم از آقاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني ايشان است که بايد گفت: برخلاف سفرهاي تبليغاتي و غيرقانوني شما، احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور و براي انجام وظايفي که برعهده دارد و بسياري از مدعيان اصلاحات نيز به آن غبطه خورده اند به استان ها سفر مي کند و استقبال با شکوه مردم از ايشان علاوه بر قدرداني از رئيس جمهور مردمي خود، نشانه دلبستگي ملت به نظام اسلامي است، بنابراين جناب آقاي موسوي بايد توضيح بدهد که:
الف: چرا به شعور و حيثيت مردم اهانت مي کند و به آنان اتهام مي زند که براي استقبال از رئيس جمهور خويش پول دريافت کرده اند؟! يعني دقيقاً همان اهانت و اتهامي که مدتهاست اسرائيل، آمريکا و ضد انقلابيون فراري عليه مردم شريف و مسلمان ايران روا مي دارند.
گفتني است دشمنان بيروني که تا چند ماه قبل، حضور مردم در استقبال از رئيس جمهور و يا شرکت آنان در راهپيمايي هاي قدس و 22بهمن را ناشي از تقسيم پول در ميان آنها اعلام مي کردند امروزه براي پيشگيري از آبروريزي بيشتر، اين ادعاي مسخره را مطرح نمي کنند و عجيب است که آقاي مهندس موسوي تازه شروع کرده است!
حضرت امام(ره) بارها اتهام اسرائيل و آمريکا به مردم ايران مبني بر دريافت پول براي شرکت در اجتماعات را دروغبافي و توهم پراکني دشمنان و اهانت به مردم ايران دانسته بود.
ب: آقاي موسوي ادعا کرده است که مردم را با فرستادن ماشين به محل استقبال از رئيس جمهور آورده اند! و بديهي است که براي اين اتهام واهي سندي ندارند. ولي همين ديروز- 2/3/88- سايت کلمه که متعلق به موسوي است، مبدأ و محل استقرار اتوبوس ها را براي شرکت در ميتينگ انتخاباتي آقاي موسوي و خاتمي در استاديوم آزادي اعلام کرده است و معلوم نيست آقاي موسوي اين تناقض در گفتار و کردار خود را چگونه توجيه مي کند؟!
3-بوش رئيس جمهور سابق آمريکا، ديک چني معاون وي، رايس وزيرخارجه قبلي، اولمرت نخست وزير و شيمون پرز رئيس جمهور رژيم صهيونيستي و اخيراً هيلاري کلينتون وزيرخارجه جديد آمريکا با صراحت اعلام کرده اند حضور ايران در آمريکاي لاتين که تاکنون حياط خلوت آمريکا بوده است، ضربه سنگيني به سياست خارجي آمريکا وارد کرده و جايگاه ايران را به شدت تقويت کرده است و درخور توجه اين که همه آنها در تفسير و تحليل هاي خود بر اين نکته اصرار مي ورزند که چرا جمهوري اسلامي ايران به جاي سياست منطقه اي به آمريکاي لاتين چشم دوخته است! و جناب آقاي موسوي نيز در نطق تلويزيوني جمعه شب خود دقيقاً و بدون کم وکاست تفسير دشمنان غربي را مطرح کرده و مي گويد؛ «موقعي مي توانيم دست دراز کنيم تا در آمريکاي لاتين فعال باشيم که در رابطه با همسايه هاي عزيز خود که جاي پاي محکمي داريم و مذهب و بازارهاي مشترکي با ما دارند فعال شده باشيم»! يعني جناب موسوي نيز دقيقاً و بي آن که متوجه باشند همان نظر آمريکا و صهيونيست ها را با همان تفسير و توجيه مطرح مي کند و حال آن که، اولا؛ اين مردم و دولت ضدآمريکايي چند کشور آمريکاي لاتين بوده اند که به علت تغيير استراتژي قبلي و خروج از وابستگي آمريکا، به سوي ايران اسلامي دست دوستي و همراهي دراز کرده اند. عجيب است که وقتي به آقاي موسوي نسبت به خيانت و سوابق سوء برخي از اطرافيان ايشان تذکر داده مي شود در پاسخ مي گويد؛ من از همراهي هيچکس با خود جلوگيري نمي کنم؟! و حال آنکه اين همراهان ماهيت سوء و ضدمردمي خود را بارها نشان داده اند ولي وقتي چند کشور آمريکاي لاتين با رويکرد ضدآمريکايي به ايران اسلامي نزديک مي شوند فرياد آقاي مهندس بلند مي شود که چرا دوستي آنها را پذيرفته ايم!
ثانياً؛ روابط ما با کشورهاي آمريکاي لاتين باعث ايجاد يک بازار اقتصادي بزرگ براي کالاي ايراني شده است. کاش آقاي مهندس موسوي به اين پرسش پاسخ مي داد که رفت و آمد پي در پي آقاي خاتمي به فرانسه و برخي ديگر از کشورهاي اروپايي غير از صدور قطعنامه ضدايراني و کارشکني آنها در برنامه هسته اي ايران چه دستاوردي داشته است؟!
ثالثاً؛ مگر دولت نهم با همسايگان خود سر جنگ و ستيز داشته است که آقاي موسوي به همکاري با آنها توصيه مي فرمايند؟! ايران اسلامي در دولت نهم بيشترين روابط - البته عزتمندانه- را با همسايگان خود برقرار کرده است و البته در مقابل برخي از ادعاهاي بي پايه آنها نظير مالکيت بر سه جزيره ايراني خليج فارس نيز با اقتدار ايستاده است. آيا اين نوع رابطه عزتمندانه و مقتدرانه باعث نگراني آقاي مهندس موسوي و دوستان مدعي اصلاحات ايشان است؟ و يا در کدام مقطع زماني، رابطه ايران اسلامي با کشورهايي نظير عراق، افغانستان، پاکستان، ترکيه، روسيه و کشورهاي هم مرز آسياي ميانه مانند امروز صميمانه و مقتدرانه بوده است؟! البته بديهي است که دولت نهم مانند دوستان همراه و حاميان امروزي آقاي مهندس موسوي هيچوقت حاضر به همکاري با گروه آمريکايي طالبان نبوده اند و هرگز از صدام جنايتکار به عنوان خالدبن وليد ياد نکرده اند!
4- آقاي مهندس موسوي درباره فلسطين مي گويد «ما موقعي مي توانيم از آرمان هاي فلسطين دفاع کنيم که خودمان قوي باشيم.»
دقت کنيد! مهندس موسوي تاکيد مي کند، «دفاع از آرمان هاي فلسطين» و نه کمک هاي احتمالي ديگر به آنها- که به عقيده نگارنده واجب و ضروري است - يعني از نظر آقاي مهندس موسوي ايران اسلامي بايد از مواضع اسلامي و انقلابي خود در حمايت از آرمان فلسطين و مقابله با صهيونيست هاي وحشي و کودک کش دست بردارد! البته اين اظهارنظر آقاي موسوي خيلي عجيب نيست، دوستان مدعي اصلاحات ايشان که هم اکنون همه کاره وي هستند نيز بارها همين مواضع ذلت بار را تکرار کرده و مي کنند. عجيب آن است که آقاي موسوي دم از خط امام(ره) هم مي زند!
و اما نکته قابل توجه اين که امروزه ملت هاي مسلمان، نهضت هاي مقاومت در فلسطين و لبنان و مصر و... به خاطر مواضع شجاعانه، اسلامي و انسان دوستانه ما در حمايت از آنها به عقبه استراتژيک ايران اسلامي تبديل شده اند يعني برخلاف نظر آقاي مهندس موسوي، دفاع ما از آرمان فلسطين براي ايران اسلامي اقتدار آفرين بوده است.
گفتني است که بازهم - و متاسفانه- آقاي مهندس موسوي در اين بخش از اظهارات خود نيز، ديدگاه رايج دشمنان تابلودار مردم ايران را بازگو کرده است. فقط نيم نگاهي به مواضع آمريکا و اسرائيل به وضوح نشان مي دهد که آنها حمايت ايران اسلامي از آرمان فلسطين را يکي از عوامل اصلي اقتدار جمهوري اسلامي مي دانند و به شدت در پي مقابله با آن هستند و از قضا دقيقاً همين سخنان آقاي مهندس موسوي را بر زبان دارند که بايد مانع حمايت جمهوري اسلامي ايران از آرمان هاي فلسطين شد.
اوباما در طرح اخير خود، دست کشيدن جمهوري اسلامي ايران از حمايت آرمان هاي فلسطين را يکي از شرايط اصلي آمريکا و متحدانش براي متوقف کردن تخاصم! دانسته اند و به قول فاکس نيوز، ايران را بعد از دست کشيدن از حمايت مردم فلسطين به آساني مي توان منزوي کرد. خب! آقاي موسوي چه مي فرمايند؟!
آيا جناب موسوي نمي داند که دو خط آبي در پرچم رژيم صهيونيستي به نشانه از نيل تا فرات است؟! بنابراين مردم فلسطين به نمايندگي از تمامي کشورهاي منطقه با اسرائيل درگير هستند و نه فقط حمايت از آرمان فلسطين بلکه همه گونه کمک به مقاومت، کمترين هزينه اي است که کشورهاي منطقه بايستي براي حفظ امنيت خود بپردازند و نه صدقه! به مردم فلسطين و بديهي است نمي توان باور کرد که مهندس موسوي از درک اين مسائل ساده ناتوان باشد.
5-درباره احساس خطر آقاي موسوي نيز جاي اين سوال هست که چرا مدعيان اصلاحات با آمريکا و اسرائيل و کلان سرمايه داران و مفسدان اقتصادي در احساس خطر از دولت کنوني اشتراک نظر دارند؟!
6- اما، پرداختن به مواردي نظير «شکر»، چاي، پرتقال، عدم اشتغال و... نيز فرصت ديگري مي طلبد. و در اينجا فقط بايد پرسيد، «سلطان شکر» در کدام جبهه کباده مي کشد؟ و يا کارگران فلان کارخانه را کدام سرمايه دار اخراج کرده و آن سرمايه داران اکنون از نامزد کدام جبهه حمايت مي کنند؟ و يا چاي و پرتقال و...بگذريم!
7- و بالاخره آقاي مهندس موسوي!... باور بفرمائيد که باور نمي کنيم آنچه فرموده ايد حرف دل خودتان باشد. ما نگران شما هستيم و دلواپس هزينه شدن سابقه اي که از جنابعالي در اذهان باقي است.
ارسال شده توسط FDGDFG | ايميل: FDGDFG@FGD.GHJ | در June ۵, ۲۰۰۹ ۱۹:۵۶
بسمه الله الرحمن الرحیم
در دولت خاتمي :
8سال بر مسند قدرت تكيه زدند
8 سال به ارزش ها توهين كردند
8 سال نهضت انتظار را نفي كردند
8 سال به قران توهين كردند
8 سال به پیامبر ص افترا بستند
8 سال امام حسين ع را خوشنت طلب معرفي كردند
8 سال به جايگاه ولايت فقيه تعرض كردند
8 سال به امام ره و روحانيون و علما توهين كردند
8 سال ارزش هاي انقلاب را كمرنگ كردند
8 سال آمريكا و حاميانش را بر ما مسلط كردند
ديگر بس است ديگر بس است ديگر بس است
زماني كه ما بچه بوديم يا اصلا نبوديم مرداني داشتيم كه از زن و بچه و زندگي خود گذشتند تا از ناموس و طن دفاع كنند اما افراطيون اصلاح طلب با پررويي تمام سعي در از بين بردن ياد آنها و به دست فراموشي سپردن آن كبوتران خونين بال تلاش كردند.
چگونه دم از اصلاح طلبي مي زنيد وقتي كه روزنامه خرداد بامدير مسولي عبداله نوري با درج مقاله اي از مجيد محمدي انكار محرمات و واجبات شرعي مي كند .
چگونه دم از اصلاح طلبي مي زنيد وقتي عبدالكريم سروش حكم تاريخي امام درباره ارتداد سلمان رشدي را در مقاله اي كه ماهنامه كيان در شماره 46 خود چاپ كرد زير سوال ميبرد.
چگونه دم از اصلاح طلبي مي زنيد وقتي روزنامه همشهري در تاريخ 30/1/78 خواستار جايگزيني زيارت نامه ديگري به جاي زيارت وارث ميشود و مدعي مي شود((اشهد انك قد اقمت الصلاه و اتيت الزكاه و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر)) اين مضامين را مربوط به گذشته بخواند و خواستار جايگزيني زيارت نامه اي شد كه محتواي متناسب با آزادي داشته باشد.
چگونه دم از اصلاح طلبی می زنید وقتی اکبر گنجی که زمانی علمدار اصلاحاتنامیده می شد در مقاله ای در روزنامه صبح امروز قیام حضرت امام حسین ع را خشونت نامیده و حتی مشروعیت این قیام را زیر سوال برده و می گوید((خشونت،فرزند خشونت و درخت خشونت میوه هایی جز خشونت به بار نمی آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می داند ،دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی بر آید)). همچنین عبدالکریم سروش که تئوری پرداز بخش افراظی جریان اصلاحات است در قیاسی بی مورد مدعی شد :(( فرهنگ شهادت،خشونت آفرین است اگر کشته شدن آسان شدکشتن هم آسان میشود.
در همین دوران اصلاحات بود که تصریح گردید:(( نزدیکترین مفهوم کلمه عاشورا در ذهن ما شهادت است و جامعه ما هنگامی که در میان خشونت و جنگ گرفتار آمد،بی شک نگاهی خشونت آمیز به این واقعه روا میدارد))
این اولین مجموعه از افشاگری های این وبلاگ هست دنبال کنید به جاهای دهشتناک تر از این ها هم میرسیم
يا علي
ارسال شده توسط DFSDF | ايميل: FGDFG@BHM.FGH | در June ۵, ۲۰۰۹ ۲۰:۰۶
برادر عزيز در دوره اقاي خاتمي در شهرك حافظ كه شما سكونت داري يك خانه ميدادنند 3تا 4 ميليون احمدي نژاد اين خانه را به100ميليون رسانند حق داريد از اقاي خاتمي گله واز احمدي نژاد راضي بااشيد كار رابراي شما درست كرد درضمن هدف اهانت به مردم شريف شهرك حافظ نبود متشكرم
ارسال شده توسط بنيامين | ايميل: | در June ۱۰, ۲۰۰۹ ۰۰:۴۱
بعضي ها فقط به فكر خود و شكم خود هستند نه به فكر ملت آقاي عزيز
اين چيزهايي كه آقاي موسوي مي گويد عوام فريبي هست كمي به عقب برگرد و چشم هاي خود را باز كن آقا
من فكر مي كنم تو ايران نيستي
ارسال شده توسط dfg | ايميل: dfg@gfh.fgh | در June ۱۰, ۲۰۰۹ ۱۷:۲۸