« حكايت مدير مسئولي من! | صفحه اصلی | دریافت ۷۷۰۰ نفر سهام عدالت از بهزيستي گناباد »

شکر خداوند ذوالجلال محمد (ص)

  جشن عید مبعث و شب شعر رسالت در مسجد حاج عبدالله نوغاب با حضور مسئولین و شاعران محلی گناباد برگزار شد.

 

جشن عید مبعث و شب شعر رسالت در مسجد حاج عبدالله نوغاب با حضور مسئولین و شاعران محلی گناباد برگزار شد.

 

به گزارش خبرنگار گناباد نور ؛ وارد مسجد حاج عبدالله شدم.مسجدی با ایوان و ساختمان گلی زیبا. این مسجد یکی از یادگار های فرهنگ اسلامی است زیر را که قدمت زیادی دارد و جزء آثار باستانی این شهر است.
در ابتدای چشم ها همه نوجوانان نوغابی که جلوی مراسم صف کشیده بودند را می دید. منتظر شروع مراسم بودند. این مراسم با تاخیر یک ساعته شروع شد.
"اقراء بسم ربک الذی خلق" اولین آیه ای که بر پیامبر (ص) نازل شد از دهان قاری جوان نوغابی با صدای شیوا خوانده شدو ادامه یافت "خلق الانسان ما علق " .....  این مراسم با خوش آمد گویی مهدی محمدی دبیراین شب شعر آغاز و با مولودی خوانی و قرائت اشعار زیبای شاعران گنابادی ادامه یافت.
در این مراسم از مولودی خوانی غفاری و علیپور مداحان اهلبیت ، قرائت شعر صابری ، غلامی ، کاظمی ، ذوالفقاری ، حسین زاده ، قوام سعیدی ، مومني ، كامران و خوانندگی ایزدی و نوازندگی محسن زاده استفاده شد.
جوانان نوغاب شور خاصی داشتند  بعد از اتمام هر شعر شوق بسیار زیاد آنها  آنان را به طرف دست زدن شوق میداد و صدای تک و توک دست زدن در گوشه های این مراسم به گوش می رسید اما به احترام مسجد از دست زدن امتناع می کردند.
در پایان این مراسم به مجریان این شب شعر هدایایی به رسم یاد بود تقدیم شد.
گفتني است كه اين مراسم با همكاري انجمن ادبي محمد پروين گنابادي و انجمن ميراث فرهنگي نوغاب برگزار شده است.

پیک بشارت به عشق آل محمد      دارد نوید حلول سال محمد
تا که به جای آورند امت اسلام        شکر خداوند ذوالجلال محمد
تا برود برفراز گنبد گردون                نغمه داوودی بلال محمد
تا که جهان است جاودانه                بماند مکتب پیروز ایده آل محمد
تا که مگر شاهباز کشور ایران                 اوج بگیرد به پر و بال محمد
تاکه مگر کر کس هوای تو                 حس  باز پنجد به چرخ بال محمد
تا بتوانیم بر ممالک عالم                 فخر فروشیم با مدال محمد
تا نکند رشته محبت ما را                  پنبه کند خصم بدسگال محمد
تا احدی بابت گرفتن ماهی                 گل نکند زمزم زلال محمد
آنکه به رغبت خود حرام خدا را                 کاش نکنئ زمزم زلال محمد
وانکه گذارد کلاه بر سر مردم                       در برد از پیش پا نمال محمد
بس که علیه رقبت جبهه گرفتیم                     از جدل ما گرفت حال محمد
شاه گر از کیسه خلیفه ببخشد                  شاه قلی بخشد از حوال محمد
دانه خنطل بکشته ایم و  بخواهیم                 میوه شیرین دهد تهال محمد
سال محمد که فرصتی است طلایی                  مهر زن خود کنیم مال محمد
تا زن خود را سفید بخت نماییم                         سرمه بگیریم از زغال محمد
سالی علی اکتفا به قال علی شد                   صرف شد امال هم به قال محمد
ساخت محمد به نیم دانه خرما                       تا رطبی را خورد بلال محمد
یک سرو گردن چرا قیافه نگیرد                      آنکه کند وصف اعتدال محمد
کاش بگیرد جواز جنت خود را                         شاعر مداح خوش خیال محمد
شاعر اگر در کمال خویش بکوشی                     نقص تو کامل کند کمال محمد
راه خدا را رها کنیم و بگوییم                 عشق محمد بس است و آل محمد

علی کاظمی

 

این شور دل است ، عشق آمد  منظور دل است ، عشق آمد
ده وا ده بر بطان برآمد  هین و دل است عشق آمد
بی نامه به نام من درآیی  مسجور دل است عشق آمد
من معتکف هزار چشمم  محصور دل است عشق آمد
آن شب که زپله ها بر آیی  مغروز دل است عشق آمد
این بام که بام آسمان است  مسوز دل است عشق آمد
در شور شرنگ شادمانی   صد شور دل است عشق آمد

ذوالفقاری


چشمهایت رها به سمت طلوع  بر لبت سوری علق داری
دست هایی پر از تهی زغبار  دل رها در دل فلق داری
از بلندای صخره ها جاری   گامهایی پر از بشارت نور
از دو چشمت تراوش خورشید  قصد و مرا نی شفق داری
رهسپاری به کوچه فردا   کوه می لرزد از قدمهایت
چنئ گامی به خاک می کوبی   مطمئین می شوی رمق داری
با نگاهی پر از فراز و فرود   با نفس های در نشیب و فراز
سینه ای در تلاطم و توفان  مژدگانی طبق طبق داری
غزل صبح را نهاد به دونی  سینه گرم سرودن باران
درس ها را نخوانده دیوانی   سوره سوره ورق ورق داری
کوچه های بلند سنگستان   می زند بوسه جای پایت را
می روی تا به کمکشان برسی کوله باری ندای حق داری
گام در گم می زنی یک سو  پرده س او سیاهی شب را
مرگ شب می روی که جار زنی آیه آیه علق علق داری

صابری

زشهر کامیون داران بگویم  زشوفرها و شاگردان بگویم
زحمتهای ، بسیار و فراوان  میان جاده ایران بگویم
زموقوفات این املاك و مسجد  زحاج عبدالله ، دوران بگویم
از آثار و عهد باستانی   ز آن سالار و این سامان بگویم
چو ماهی می درخشد در دل شهر از این گلدسته تابان بگویم
ز استمداد مردم ، روز ماتم   به روی خاک گورستان بگویم
زپولداران غرق و ناز نعمت   گدا ، حیران در این سامان بگویم
به پشت سر ، هزار حرف بی ربط من از یاران و از خویشان بگویم
همه درگیر کارو بار خویشند  من از صد دیده گرین بگویم
زنوغاب هر چویم ، کم بگویم  گلی باشد که از گلدان بگویم

قوام سعیدی

 

 مولودي خواني غفاري

 

 

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در July ۲۲, ۲۰۰۹ ۷:۴۵ PM ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت حكايت مدير مسئولي من! بوده است.

مطلب بعدی این سایت دریافت ۷۷۰۰ نفر سهام عدالت از بهزيستي گناباد است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...  

   

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.
© 2006-2009   1385-1388 ISSN (شاپا): 3831-2008