احتمالا شنیده اید که در غرب کشور کردها چاقو از بدن خود رد میکنند و امثال آن و شاید عکس هایی از آن و سماع دراویش کرد نیز دیده باشید.
مدتی پیش به نقاط عملیاتی اورامانات کردستان رفته بودم در شهرستان سروآباد در بین مردم اهل تسنن آنجا با فرقه رزگاری (رستگاری) برخورد کردم که در ابتدای شهر خانقاه و باغات شیخشان به چشم می خورد. شیخ عثمان نقشبندی و مریدانش در ابتدای انقلاب به همراه دیگر گروه های کرد همچون کومله و دمکرات علیه انقلاب و نظام شوریده بود و سرانجام دربرابر متوسلیان مجبور به فرار به شمال عراق شده بود و در انجا هم مرده بود. در طول جنگ باغات شیخ منبعی برای تهیه مایحتاج جبهه ها شده بود. هنوز عکس شیخ در خانه های سروآباد آویزان است.
در این میان برایم جالب بود که بازماندگان شیخ فراری آمده اند و قرار است که مایملکشان به آنها پس داده شود و احتیاطا سرمایه گذاری بفرمایند...

فرق گوناگون، اکثرا در مناطق غرب کشور، با عقاید بسیار متکثر وجود دارند که گاه نه از دایره تشیع که حتی از دایره اسلام نیز خارج هستند و گاه بی ابا خود را فراتر از اسلام و متعلق به عقاید چند هزار ساله می دانند. عقایدی که حتی گاه خاستگاهی چند خدایی و غیر توحیدی متعلق به تمدن های باستان حوزه خاور میانه دارند. شاید هرگز اسم این فرقه ها به گوش شما نخورده باشد. هر چند هزاران سال است این عقاید حتی پس از ورود اسلام حیات خود را حفظ کرده اند اما هرگز به چشم نمی آیند.
اما حتما تا حالا چای احمد خورده اید. ولی ایا می دانید که این چای لذیذ متعلق به قطب فرقه احمدیه است که خانقاهشان در دزفول واقع است و جناب شیخ نمی دانم در کجا؟ فکر می کنم در لندن، ولی بسیار جالب است که این چای قاچاق بصورت وسیع در کشور توزیع می شود!؟
علی اللهی و اهل حق را احتمالا شنیده باشید ولی مطمئنا سِرطالب را نشنیده اید. وجود شیطان پرستی! را نیز حتما در بین اکراد ایران باور نخواهید کرد.
بهاییت نیز مطمئنا نیازی به معرفی ندارد. اما چند صد هزار هم وطنان بهایی کشور نیز کمتر به چشم می آیند و یا خبر ساز می شوند.، با اینکه مناسبات مذهبیشان انها را به اسرائیل وابسته می کند.
اقلیت های رسمی کلیمی،ارمنی وزرتشتی نیز هر چند شناخته شده اند اما کمتر حضورشان در جامعه حس می شود.
در این چند ساله اخیر همیشه برایم این سوال بود که در میان این همه فرقه مذهبی چرا فقط در کشور این دراویش نعمت اللهی گنابادی این همه خبرساز می شوند.
بسیار از انحرافات و بدعت ها برای این صوفیان گفته اند اما هر چه باشد عقاید فرقی که خدا و پیغمبرشان معلوم نیست و یا سابقه مبارزه مسلحانه با نظام را دارند را نمی توان نادیده گرفت.
به نظر می رسد که جواب این مسئله را نه در عقاید مذهبی که بایستی در سیاست جستجو کرد. فرقه صوفیه نعمت اللهی گنابادی هر چند تنها فرقه صوفیه ایران نیستند اما مطمئنا سیاسی ترین اقلیت مذهبی در ایران هستند.
این فرقه در دوران پهلوی از وابستگی به رژیم بهره می برد و در دوران انقلاب، دکتر تابنده از فعالین ملی مذهبی به شمار می رفت و البته هنوز نیز به شمار می رود.

این فرقه در کشور گسترده است و هر چند به نام گنابادی شناخته شده است اما جمعیت دراویش نعمت اللهی در گناباد، و یا اصالتا گنابادی، درصد بسیار پایینی از اعضای این فرقه را شامل می شود. در تهران جلسات منظم و بسیار بزرگ در خانقاه خود در خیابان بهشت روبروی پارک شهر و کنار مجتمع بیمارستانی بزرگ خویش دارند. و گستردگی نفوذشان حتی تا استان ایلام نیز کشیده می شود.
با توجه به حوادث چند ساله اخیر در کشور در این موضوع، گاه که خود را گنابادی معرفی می کردم بسیار می شد که از من از وضعیت دراویش در گناباد می پرسیدند و ایا اینکه در گناباد نیز مثل دیگر نقاط درگیری و اختلاف وجود دارد و من با افتخار می گفتم که دراویش فقط چند هزار نفری در شهرستان هستند که هیچ گاه این مسائل موجود در دیگر نقاط را نداشته ایم و همچون بقیه و با بقیه در آرامش زندگی می کنند و این اختلافات و مسائل سیاسی سرمنشاء دیگری دارند و باعث ایجاد اختلاف در شهرستان ما نمی شوند.
نمی دانم که چرا اینگونه نظام در برابر این فرقه جدی وارد شده است اما مانده ام که اگر این گروه را تحمل نکنیم چگونه بایستی با یهودیان و بهاییان در این سرزمین مدارا کنیم. این حرف ها را رها کنیم که صلاح مملکت خویش خسروان دانند و نبایستی پا از گلیم خود دراز کرد!...
انچه که مرا به نوشتن واداشته نه اختلافات مذهبی و نه مسائل سیاست بود بلکه دغدغه ای بود که برای شهرستان خویش داشتم. مطمئنا ممنوعیت بهداشتی تدفین در گورستان های سطح شهر در حالیکه این مصوبه در هیچ نقطه دیگی اجرا نمی شود (و توان اجرا نیز ندارد) دلیل توجیه کننده مناسبی برای ممانعت از تدفین در مزار سلطانی نیست و یا اینکه مسافر می پذیرند، در حالیکه در امامزاده کاخک و طبس نیز این کار می شود.
بهرحال شریعت مقدسه و همچنین اخلاق اسلامی نیز به هیچ وجه به ما اجازه نمی دهد که به هیچ بهانه ای حتی انحرافات مذهبی به دیگری ظلم و یا اجحاف کرد. در حکومت اسلامی حقوق شهروندی و اجتماعی انسانی شهروندان، حتی اهل ذمه چه رسد به مسلمانان، محترم و واجب الرعایه است و مسائلی مثل اختلافات مذهبی و اعتقادی این حقوق را سلب نمی کند. توجه به مسائل امنیتی نیز نباید باعث تضییع حقوق افراد گردد.
حفظ و صیانت از حقوق اولیه اجتماعی شهروندان مطمئنا بایستی وظیفه ای اولی تر و مهمتر از اجرای مصوبه کمیسیون بهداشت شهرستان برای مسئولان ذی ربط باشد و سکوت و بی توجهی در این موارد که نتیجه ای به جز بروز و تعمیق معضلات اجتماعی در بین مردم یک اجتماع ندارد نیز جایز نخواهد بود.
انچه واضح است اینکه این مردم سالیان سال با تمام مرارت ها و مسائل با یکدیگر در این شهرستان زیسته اند و احتمال زیاد سال های بعد نیز بایستی با یکدیگر همزیستی داشته باشند که ترجیحا شایسته است مسالمت امیز و برادرانه باشد.
بر همه ما همشهریان گنابادی است، چه عموم مردم و چه دراویش وهمچنین مسئولین بومی و غیر بومی! تصمیم گیر و سیاست گذار که هوشیار باشند که با یک سهل انگاری کوچک برای خود یک معضل اجتماعی و قومیتی ایجاد نکنیم که مطمئنا اثرات آن ممکن است دهه ها و یا حتی صد ها سال بر روابط فی ما بین این مردم سایه افکند.
همگی بایستی دست در دست هم دهیم که نشان دهیم گناباد و آرامش آن با تدبیر و همزیستی مردمش و فارغ از مسائل و التهابات بیرونی شهرستان، حوادثی همچون قم، بروجرد و کرج را تجربه نخواهد کرد.








نظرات (۹)
مدیر محترم سایت گناباد نیوز
با سلام
از مطلب شما سپاسگزاریم .دغدغه و دلمشغولی شما برای شهرتان ستودنی است . منتها ذکر چند نکته الزامی به نظر می رسد . چرا که احساس می شود بسیاری از اشتباهات از سر نا آگاهی است و نوشدارو بعد از مرگ سهراب دردی را دوا نمی کند . نمونه آن مسئله مربوط به حسینیه شریعت قم که بعدا با بررسی کمیته حقیقت یابی که از سوی دولت محترم(دولت نهم) تشکیل شد ، مشخص شد چه اشتباه بزرگی بوده است و دلیل آن ارائه اطلاعات غلط و جعلی بود .
http://sharifnews.com/?17184
لذا چند نکته ای بعرض می رسد که انشا الله مورد توجه قرار گیرد .
1- دراویش فرق مختلفی دارند ، همانطور که مسلمین فرق مختلفی دارند. لفظ مسلمان به کسی اطلاق می شود که گوینده شهادتین باشد . خواه ایمان داشته یا نداشته باشد .
همانگونه که اعمال وهابیون و طالبان و جند الله را نمی توان به حساب همه مسلمانان نوشت ، اعمال سایر فرق به اصطلاح صوفی را نمی توان به حساب همه آنها گذاشت .
2- دراویش نعمت اللهی گنابادی پایبند به شرع مطهر اسلام و به دور از خرافات بوده و در عمل این را ثابت کرده اند . کما اینکه بزرگان آنها اکثرا از فقها و مراجع زمان خود بوده اند . سلطانمحمد گنابادی مجتهد و صاحب تفسیری است که امام خمینی (ره) از آن تمجید می کنند . امثال علامه مجلسی (ره) از علماء غیر معاصر (مستندات در سایت علامه به آدرس Majlesi.net موجود است)، آیت الله محقق نجفی (امام جماعت مشهد با 14 اذن اجتهاد، همدوره آیت الله خامنه ای در حوزه مشهد) از روحانیون معاصر و امثال دکتر باستانی پاریزی، پروفسور سید حسن نصر، دکتر کاشانی و ... از دانشمندان معاصر، در سلسله نعمت اللهی کم نیستند .
3- لفظ "خانقاه" که معرب "خانه گاه" است به مکانی اطلاق می شود که در قدیم که اهل تصوف سفر می کرده اند در بین راه در آن اقامت گزیده و پذیرایی می شده اند . دقیقا همان مفهومی که اکنون از "مهمانسرا" برداشت می شود با این تفاوت که خانقاه وقف و رایگان بوده است. لذا مقایسه حسینیه دراویش در تهران (معروف به حسینیه امیرسلیمانی که بیش از 100 سال قدمت داشته و از ابتدا موسوم به حسینیه بوده است) با خانقاه چندان متناسب به نظر نمی رسد!
4- شخص آقای دکتر تابنده قطب دراویش خود از چهره های شاخص و خادمان نظام جمهوری اسلامی هستند . ایشان بعد از انقلاب و در زمان حضرت امام خمینی (ره) سمت هایی چون رئیس سرپرستی دادسرای تهران، معاون وزارت ارشاد اسلامی، هیئت امنای سازمان حج و زیارت، معاون وزارت دادگستری و نهایتا وزیر دادگستری داشته اند .
5- دراویش نعمت اللهی نه تنها سابقه رویارویی با نظام را نداشته اند ، بلکه اگر بدون غرض ورزی قضاوت کنیم از اقشار پایبند و مدافع نظام جمهوری اسلامی بوده اند . خوش بود گر محک تجربه آید به میان . در 8 سال دفاع مقدس دراویش چه به صورت وظیفه و چه بطور داوطلبانه و در قالب بسیج در کنار هموطنان خود در جبهه ها حاضر شده و شهدا و جانبازان زیادی تقدیم اسلام کرده اند . منابع و مستندات در سایت: http://www.isargaran121.com موجود است .
6- هر درگیری و اختلاف شروع و علتی دارد . نمی توان به کسی سوزنی زد و انتظار داشت که فریاد بر نیاورد و واکنش نشان ندهد . گزارش کمیته مامور از سوی دولت برای بررسی واقعه قم ، به خوبی نشان می دهد که مقصر این جریانات کدام یک از طرفین است . دراویش صرف نظر از عقایدشان سالیان سال در کنار سایر مردم با مسالمت زیسته اند و هیچ گاه درگیری نداشته اند . دراویش نعمت اللهی گنابادی در همه نقاط کشور یک اندیشه و رفتار مشترک دارند . آنچه شایسته تقدیر و باعث افتخار است ، تدبیر مسئولین شهرستان گناباد تا کنون بوده است .
7- جدای از مسائل عقیدتی و احکام شرعی و اخلاقی که اجازه تعرض به حقوق دیگران و ظلم در حق دیگران حتی کفار را نمی دهد (تا چه رسد به مسلمانان شیعه) ، هر مملکت و نظامی قانونی دارد .
از نظر شرعی، حاکم شرع در زمان خود حضرت امام خمینی (ره) و به دستور ایشان هر گونه تعرض به دراویش را "حرام" اعلام می کند .
تصویر دستخط حکم آیت الله گیلانی، حاکم شرع :
http://sharifnews.ir/imgs/85/850115.gonabadi_ghom2.jpg
از نظر قانونی نیز، قانون اساسی محدوده حقوق قانونی اشخاص و جمعیتها را معین نموده است.
الف) در اصل 23 قانون اساسی آمده است: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
ب) برخی از قضات دادگستری برای رفع ابهام و اشکال از اداره حقوقی قوه قضائیه (که از قضات عالی رتبه و حقوقدانان مجرب تشکیل شده) در خصوص جرم بودن درویشی سوال نمودهاند که عین سوال و جواب در ذیل می آید:
نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه به شماره 652/7 تاریخ 22/2/1366
((سوال: آیا عضو فرقه دراویش بودن و بکار بردن کلمه هو 121 در آغاز نوشته جرم است یا خیر؟))
((پاسخ اداره حقوقی قوه قضائیه: نظر به اصل 169 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی هیچ امری را نمیتوان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد. درویش بودن و یا نوشتن کلمه هو121 در قانون جزائی ایران جرم شناخته نشده است.))
ج) بر اساس اصل 26 قانون اساسی «احزاب، جمعیتها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.»
لذا اینجانب بر خود وظیفه می دانستم که این موارد را به دور از جانبداری و با رعایت انصاف به اطلاع عزیزان برسانم . چرا که سکوت و بی توجهی در اینچنین مواردی بیش از علت اصلی به اختلافات و سوء تعبیر ها و گاها به سوء تدبیر ها دامن می زند . کما اینکه تجربه نیز اینگونه نشان می دهد. تمام آنچه بیان شد مستندات و مدارک آن موجود است و در صورت نیاز به هر یک از آنها قابل ارائه است .
لذا درج این نظر نشاندهنده انصاف و بی طرفی موید حسن نیت مسئولین محترم سایت خواهد بود. انشاء الله.
با آرزوی موفقیت
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در July ۳۱, ۲۰۰۹ ۱۲:۲۰
به نام خدا
از کلام و گفتار و نگرش شما دوست عزیز واقعا سپاسگزارم. به نکاتی توجه کرده اید که در درستی آن هیچ شکی نیست. امیدوارم تمامی دوستان و بویژ مسئولین به این نکات توجه کنند
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در July ۳۱, ۲۰۰۹ ۱۴:۱۶
در کتاب «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» (تالیف 1387) عبدالله شهبازی (از نزدیکان وزارت اطلاعات) می نویسد: «در حاليکه فرقههاي مشکوک دراويش و حتي شيطان پرست در ايران مثل قارچ رشد ميکنند، گير دادن به گناباديها، که در دوران جنگ تحميلي در لرستان و کردستان نفوذ داشتند و در مقابل حزب دمکرات و کومله حامي جمهوري اسلامي ايران بودند، برايم سئوالبرانگيز بود.»
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در July ۳۱, ۲۰۰۹ ۲۰:۴۵
هرچه برسرمامی آیدوماراباحقیقت غریبه وبه تشنگی تراس بربیچارگان مبتلا می کندازاین ادعااست.درعرصه ی خیال مدعی سعادت ملل ودرکارزارعمل باعث شقاوت نحل .درکلام آیات قرآن برلب،درمرام تدبیرنردبان درسر.به نام حسین(ع)زیستن وبه نان یزیدساختن...!
نویسنده محترم به این حقیقت اذعان دارید که این فرقه سیاسی است وقیاس آن با مسیحیی ویهودی باطل است .چون مسیحیت ویهودیت درقرآن وقانون اساسی جایگاهشان تعریف شده وتازمانی که عنادبا نظام نداشته باشندحرمتشان برهمه واجب است.البته حقیر نیز این تذکر را وارد می دانم که درموضوع تدفین اموات درشهر نباید شائبه سیاسی بودن بوجود آید وبایدمصوبه درکل کشور وشهرستان به صورت یکسان اجرا شود .
ارسال شده توسط عبدالله ایرانی | ايميل: a-eranean@yahoo.com | در August ۱, ۲۰۰۹ ۱۱:۴۴
من به اعتقادات اين فرقه اعتقادي ندارم ولي شك ندارم برخورد قهري با ايشان زمينه ساز مظلوم نمايي و باعث جذب بيشتر جوانان ماجراجو ونااگاه به مرام اينها خواهد شد. مسئولين بومي! بايستي با درايت بيشتر بااين موضوع برخورد كنند تاباعث تشنج در شهرستان ارام گناباد وخوراك تبليغاتي دشمنان نشود.
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در August ۱, ۲۰۰۹ ۱۷:۵۱
به علت كمي وقت فقط به يك نظر پاسخ ميگييم اري شهداي دراويش تقديم به انفلاب كرده اند از همين بيدخت من همرزم انها بوده ام فداكاريشان راديده ام اما ااصل انحراف رانمي شود زير سوال برد نمونه اي حضورتان عرض ميكنم عصر عاشورا قبل از جنگ خونين امام حسين وشهادت ايشان واصحابشان شمر به سپاه امام نزديك شد واز دوخواهر زاده خود كه درسپاه امام بودنند خواست كه از حسين وسپاه ايشان جدا وبه لشكر او بپيونند اما ان دوجوان در ركاب امام به شهادت رسيدن پس اين دليل نمي شود كه شهداي بيدخت اصولا شخص تابنده را تاييد نماينند ومن الل توفيق
ارسال شده توسط فداييان اسلام گناباد | ايميل: | در August ۲, ۲۰۰۹ ۲۳:۵۷
سرنخ این مسائل کسی نیست جز .... که باعث و بانی اینگونه جریانات می شوند.
کاری به دراویش ندارم. متاسفانه .... در موارد دیگری هم نشان داده اند قصد دارند گناباد را به قربانگاه اندیشه ها تبدیل کنند.
مواردی مانند آقای شریعت، پروین گنابادی، سرمایه گذاران، کارخانه شیر سلطانی، شهردار بیدخت، رویکرد قیم مآبانه به رسانه ها و ...
همه اینها بهانه است. شخصیت موجهی مانند سید جلیل القدر آقای شریعت که فردی خیر است و بین ایرانیان مقیم آلمان به نیک نامی مشهورند، از این رویه در امان نمانده اند. حتی اطلاع موثق دارم که فرزند آیت الله غفاری نیز این وضعیت را موجب آرامش روح پدر فقید خود ندانسته و در این خصوص نامه ای نوشته اند.
بزرگداشت مجتهد زبان و ادبیات فارسی، ادیب فرزانه علامه پروین گنابادی که سالها درس طلبگی خوانده، در حالی در شهر خودش به بهانه های واهی برگزار نمی شود که هیچ منعی برای برگزاری آن وجود ندارد و در تهران بزرگداشت این دانشمند گنابادی با حضور برجسته ترین چهره های فرهنگی و ادبی کشور برگزار می شود.
شهردار بیدخت را در حالی وادار به استعفا می کنند که آنطور که اطلاع دارم همه بیدختی ها از کناره گیری وی ناراضی اند و می گویند همه پروژه های عمرانی شهر بعد از وی راکد مانده است.
موضوع کارخانه شیر سلطانی هم اگرچه ظاهرا اعلام می شود که هیچ مخالفتی با آن صورت نگرفته اما شواهد نشان می دهد که تمام مراحل قانونی آن پیموده شده و اگر .... مانع نشود این پروژه به خوبی پیش می رود. نماینده کاشمر آنطور که در سایت ها مطالعه کردم در گناباد گفته بودند که "دراویش بیایند در کاشمر سرمایه گذاری کنند، اگر کسی با آنها کاری داشت ..." . این اظهارات به خوبی بیانگر این است که این مخالفت ها بیشتر به گناباد برمی گردد تا به دراویش.
متأسفانه اینطور برخوردها اینچنین تصویری از گناباد به نمایش گذاشته که کسی (اعم از سرمایه گذار و پزشک و متخصص و ...) حاضر نیست به گناباد بیاید و نخبه ها و استعدادهای خود گناباد را هم فراری می دهد.
مسئولین گناباد تا وقتی تحمل عقاید دیگران را نداشته باشند نمی توانند انتظار پیشرفت و توسعه را داشته باشند.
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در August ۴, ۲۰۰۹ ۱۶:۳۵
امروز حین مطالعه روزانه مطلبی را دیدم که بی ربط به این مسائل نیست:
و "خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است .
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از "غوتمه ( بودا ) "در خاورزمین تا "مانی ایرانی" در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند .
آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد .
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این " اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند .
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان .....
از اسرار اللطیفه و الکسیله
ارسال شده توسط ناشناس | ايميل: | در August ۴, ۲۰۰۹ ۲۳:۳۴
با سلام خدمت خوانندگان محترم
در طی سالهای متمادی قبل و بعد از انقلاب ایران، فرقه های سلوکی و از جمله آنها دراویش گنابادی همواره با نگاه سرد و بی مهر حکومت روبروشده اند.تخریب اماکن مذهبی این قشر در شهرهای مختلف نشان از آن دارد که تفکر ایرانی هنوز هم قهر و دشمنی را بر مدارا و دوستی ترجیح می دهد. بی مهری نسبت به عزیزانی که هیچ داعیه ای بر حکومت گری ندارند البته کاری نارواست. این در حالی است که انسان غربی بس از طی کردن ادوار مختلف فکری و فرهنگی امروز بیش از هر روز شیفته شده تا اندرون خود را بکاود و خدا را دوباره به صحنه ی زندگی برگرداند. بذل توجه ویژه آنها به متد های سلوک هندی و بالاخص بودائیسم گویای سرخوردگی غربیان از دنیای مسخ شده تکنولوژی است.با این وجود، آنچه در ایران اتفاق می افتد سرکوب مستمر جریانهای خداجو است. بشر جهان امروز مجذوب عرفان شده تا از تنهایی و معناباختگی حاکم بر زندگی اش رهایی یابد حال آنکه حکومت ایران به بهانه های واهی و خود ساخته سعی دارد جریانی لطیف را که از دل اسلام برخاسته مضمحل کند. متاسفانه گفتمان تفکر ایرانی عادت کرده قبل از تحلیل و درک هر بدیده فرهنگی آن را با محک متحجرانه مذهب بسنجد و فارغ از ضعف و قوتهای آن حکم به نابودی اش دهد.
عزیز
دانشجوی PHD مطالعات خاور میانه. دانشگاه جانز هابکینز آمریکا
Johns Hopkins Uni. U.S.
ارسال شده توسط عزیز | ايميل: azi_bahri@yahoo.com | در August ۵, ۲۰۰۹ ۱۲:۰۷