كاروان دوچرخه سواران شهرستان بهاباد يزد كه عازم حرم امام رضا بود از گناباد عبور كرد
چشیدن مزه متافیزیک این روزها امر دشواری است. تجربه دینی به عنوان خالصترین رابطه ی دینی انسان با خداوند در مشتان ما نیست. دیگر سر و صورت شهر لباس شهرت شده است برای شریعت زدگان. ناب ترین نعره های صوفیانه نیز در مناره ها تلخ مزه اند. معنویت در چاله چوله های همگیر شدن زمینی شده . خداوند نامحدود در پشت چشمان حاجی جا گرفته است که ابروی یار را دریاب!
*سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
اما حکمت گمشده ی مومن هست. و متافیزیک را چه به روش شناسی؟ هر از چندگاهی می بینیم مشتی رند را که به آرامی از کنار صراط مستقیم ما می گذرند و حتی نگاه عاقل از سفیه هم نمی کنند تا لرزی بر اندام ما بیافتد. و برعکس ماییم که با اشاره به آیاتی چند از درون آشوب زده مان در رد عمل بی حاصل آنها حدیث می سازیم که باید فرزند زمان خود بود و نباید دین کروات زده مان را وهن کرد.
*کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل ها
شهر ما در مسیر شهرهایی است که عازم مشهد الرضا هستند و بالاجبار درون گردون عشق بازی بسیاری از کاروان ها یی می افتد که بر صراط خود می روند در این میان اما کاروان های پیاده گونه ای دیگرند. در روز گذشته گروه دوچرخه سوار از شهرستان بهاباد استان یزد از بلوار انقلاب می گذشتند که اتفاقی با انها برخورد کردیم. اما یزد واژه ای آشنا برای دوست داران سفرهای پیاده است. آقای طباطبایی ، سیدبزرگواری که با کاروان سپید پوشش همه شهرهای میانه راه را از خود بی خود کرده بود و هم اکنون این همه کاروان ثمره تلاش آن گروه است.
کاروان دوچرخه سوار شهرستان بهاباد از 25 تیر ماه سفرش را اغاز کرد و روزی بین 80 تا 100 کیلومتر طی می کرد تا به گناباد رسید. آنها دو سال قبل نیز با دوچرخه به جمکران رفته بودند و امسال برای بار اول راهی مشهد می شوند. مدیر کاروان می گوید ترس داشتیم در میان راه مردم ما را نپذیرند و رفتار آنها دلسردمان کند اما عاشقان یکدیگر را می یابند. چه بسیار گریه و دعا که پشت سرمان راهی شد. گناباد هم برای انها جالب بود. شب قبل از ورود کاروان ، یکی از همشهریان که اقوامی در یزد و در این کاروان داشت خوابی می بیند و اکنون با گریه تعبیرش را بیان می کرد. او مشغول تمیز کردن چشمه ای بوده و سنگ ها را کنار میزده و امشب بچه ها در خانه او می خوابند!
آنچه در این سفرها موج می زند رنج مستمری است که همه را به هم دلبسته می کند و شهد زیارت را دوچندان می سازد. خوش به حال لحظه لحظه ای که وارد حرم می شوند و چه عاشقانه از رنج های سفرشان برای مولا خواهند گفت و دیگران در افسوس سماعی اینچنین!
* دلی که با سر زلفین او قراری داد
* گمان مبر که بدان دل قرار باز آید
احمد یوسفی مقدم














