« نتیجه سفر استاندار چه بود؟ | صفحه اصلی | تصويب نامه شهرستان شدن بجستان »

تهدید های واگرایی و فر صت های همگرایی

فرصت مغتضي است تا پيرامون مهمترين چالش پيش روي شهرستان دراين مقطع سرنوشت ساز سخن بگوييم و ازمنتخب مردم در اسفند ماه بخواهيم تا اين موضوع مهم را به عنوان يك رويكرد و سياست استراتژيك دنبال كند چراكه كليد توسعه همه جانبه منطقه دراين موضوع نهفته است . سخنان خود را با طراحي اين سؤال مطرح مي كنم. وسعي مي كنم در محدوديت زماني كه دارم به اين پرسش پاسخ گويم كه : رويكرد يا سياستهاي راهبردي (استراتژيك ) در قبال توسعة همه جانبه شهرستان بر مبناي روابط دروني و بيروني منطقه چه باید باشد؟

اگر چنين پرسشي به ويژه در دوران پس از انقلاب در نزد افكار عمومي خاصاً مسئولان نخبگان و انديشگران مطرح مي شد، مي توانست فوايد عملي زيادي براي دوران كنوني داشته باشد به هر صورت اين حقير سالهاست كه در نوشته ها و سخنراني هاي خود به ابعاد نظري و اجرايي اين موضوع توجه داده است بي آنكه مسئولان يا انديشگران به آنها عنايتي داشته باشند. با توجه به محدوديت زماني برخي نكته ها را دراين ارتباط مي گويم:

1- سخن گفتن از سياستهاي راهبردي را نبايد به معناي چشم پوشيدن از پاسخگويي به معضلات جاري دانست. به طور مثال يك نوع دلزدگي و سرخوردگي خاص در فضاي جامعه احساس مي شود. آن آرزوها و اميدها وشوق هاي عمومي برخاسته ، بي آنكه فروكش كرده باشند. فرو مانده به نظر مي آيند. مردماني كه در طي اين دو دهه با شور و انتظار باآراي خود نمايندگاني را راهي نهادهاي انتخابي و ... كرده اند . چنين مي نماياند كه به دلیل انباشت انتظارات با وجود تلاش مستمر برای رفع انهااز نيافته هايشان دلتنگند. بايد براين احتمال بيدار بود كه فرجام كار به نوميدي نيانجامد. چرا كه هيچ چيز بدتر از نوميدي و يأس و بي تفاوتي براي مردمان يك جامعه نيست اگر اين احساس عمومي شود كه وضع درست نخواهد شد، جدا از پيامدهاي سهمگين آن براي جامعة ما ، ميدان براي افرادي گشوده خواهد ماند كه با اعمال، رفتار و گفتار خود مي كوشند كه مردم را به ، گروهي بي تفاوت ، سرخورده ، پراكنده و بي شكل بدل نمایند. واز طرف ديگر گروهي به افراط و تند روي بدل شوند . تند روي و بي تفاوتي هر دو سنك آسيايي بوده اند كه هرگاه به گردن جامعه اي افتاده اند آنرا به زير كشيده اند. بايد هوشيار بود كه اين گونه روحيات شكل نگيرد و گرنه همين جا كه هستيم خواهيم ماند.بايد نگاهها را از كشاكش اختلافات بلندتر گرفت و از اين مخاطرات غافل نماند و همبستگي را تقويت كرد. خود آگاهي و درك داشتن هر فرد از حقوق خود به عنوان عضوي از جامعه در مجموع باور پذيري به داشتن حقوق و مطالبه كردن آن شرايطي را فراهم خواهد ساخت كه سرخوردگي و پيامدهايش پديد نيايد.

2- براي آن كه بتوان سياستهاي راهبردي مناسبي در برابر مجموعة پيچيده و بغرنج شهرستان طراحي كرد. بايد به سه سطح توجه داشت : نخست سطحي كه سياستهاي كوتاه مدت را پي مي گيرد، دوم سطحي كه سياستهاي ميان مدت را در نظر مي گيرد، و سوم سطحي كه به سياستهاي دراز مدت يا راهبردي علاقه نشان مي دهد. هر يك از اين سه سطح ، مسائل و بغرنجهاي خود را دارد. در اين جا به هريك از اين سه جنبه اشاراتي خواهم كرد.

پيش ازهر چيز بايد دوباره يادآور شوم كه سياست توسعه شهرستان فقط از طريق يك كانال دنبال نمي شود حق آن است كه از ساختارهاي سياست توسعه سخن بگوئيم. چرا از ساختارهاي سياست توسعه سخن مي گوييم، و نه از يك ساختار معين؟ واقعيت اين است كه سياست توسعه شهرستان فقط در يك مركز طراحي و تعيين نمي شود وبه اجرا در نمي آيد . ساختارهايي ديگر نيز در عرصة سياست توسعه فعاليت ونقش دارند كه گاه در ارتباط با ساختار اصلي قرارمي گيرند ، و گاه مستقلاً دست به عمل مي زنند يا تأثيري تعيين كننده به تصميم گيريها برجاي مي نهند . بي آن كه بخواهم در اين جا به جزئيات اين نكته بپردازم تنها اشاره مي كنم كه انديشيدن راجع به سياستهاي راهبردي هنگامي معناي جدي مي يابند كه بتوان اين ساختارهاي متنوع را پيرامون يك نظريه و مركزيتي واحد يا مشترك جمع كرد وآنها را به فعاليتهاي همسو شوق داد. بنابراين هرگونه تصميم گيري در زمينه سياستهاي راهبردي نيازمند هماهنگي ساختارهاي مختلف در حوزه ي سياست توسعه ای می باشد. ما هنگامي توان طراحي سياستهاي استراتژيك و دراز مدت را خواهیم داشت كه در آغاز سياستهاي پايدار از نظر سياستگذاري ، همسويي ميان دستگاههاي تصميم گير، اجرايي و نحوه اجراي سياستها تنظيم كنیم.

موضوع ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه نمي توان به طراحي سياستهاي دراز مدت رو آورد بي آن كه سنجشي درست همه جانبه و انتقادي از سياستهاي گذشته به عمل نيايد . بايد بدانيم چرا خود را موفق نمي دانيم ، چه كرده ايم چگونه روشهايي داشته ايم و بالاخره آنكه چه نگرشهايي ما را بدينجا رسانده است. چنين سنجشي هنگامي امكان پذير مي گردد كه همه بتوانند صادقانه اين گذشته را بيازمانند و معماري مشترك براي چنين آزموني برگزينند . آيا منافع عمومي تقدم دارد يا منافع گروهي كدام يك اولويت دارند. به اختصار مي توان گفت كه ما در قبال توسعة همه جانبه خود سياستهاي منسجم و دور نگرانه نداشته ايم. در مقاطع مختلف كه بيشتر مناسب براي مشاركت مردمي فراهم بود نتوانستيم از حضور همه جانبه مردم براي امر توسعه استفاده كنيم. اما حتي در همان هنگام براي نخبگان و مسؤلان توسعه جايگاه خود را نيافته بود. شرايط مقاطع مختلف اجازه نداد كه نخبگان و مسئولان سياست توسعه درستي برگزيند. از اين روست كه مي توان گفت ما فاقد سياست توسعه اي منسجم و دورنگرانه لازم بوده ايم از اينها كه بگذريم نخبگان ارزيابي درستي از اجزائ شهرستان در توسعه نداشته اند. شهرستان نتوانست جايگاه اجزاء شهرستان را در سياست توسعه اي خود تعيين نماید و ارتباطان دروني وبيروني را به جا و درست برساند.اينها و البته نكاتي ديگر نشان مي دهد كه راهي سنجيده در قبال توسعه انتخاب نكرده ایم. حال اگر نخبگان و مسئولان بگويند كه هدف را درست تشخيص داده اند يعني خواستار توسعه همه جانبه شهرستان بوده اند به هيچ وجه به معناي اين نيست كه درمسيري درست گام برداشته اند. در سياستهاي توسعه اي چند بعدي نمي توان فقط يك جنبه رادرست ديد، و از سنجش درست ابعاد ديگر آن موضوع بازماند. تازه بايد گفت كه اگر سياست توسعه اي شهرستان به همين يك جنبه هم در اجرا درست توجه مي داشت ، تا اين حد با بحران مواجه نمي گشت.

بزرگترين اشكال در سياست توسعه اي ما گسترش هاله اي از ابهام پيرامون اهداف مان در قبال توسعه منطقه بوده است به نحوه اي كه نه بر همه ي نهادهاي دولتي و مدني فعال در شهرستان روشن بوده است كه در جستجوي چه هستند و نه بر زير مجموعه هايشان (روستاها) و بخشها معلوم بوده است كه چه مي خواهند . از اين هم كه بگذريم با توجه به توازن نيروها در سطح شهرستان نمي توان به اهداف پيچيده در سياست توسعه اي دست يافت بي آنكه متحداني پايدار براي خود دست و پا كنند. اين متحدان ممكن است به مورد (در انتخابات) با آنها همكاري كنند يا از نظر راهبردي (توسعة شهرستان ) اهداف مشتركي را با آنها پي بگيرند متأسفانه نوع خاصي از سياست توسعه اي كه شهرستان در طول اینسا لها پي گرفته است ، در مورد اجزاء شهرستان در سياست توسعه اي بي توجه بوده است. گهگاه هم كه متحداني موردي خواسته اند پيدا شده اند، درعمل برمبناي كسب امتياز از شهرستان براي توسعه روستايشان برآمده اند. سياست توسعه اي ما بسان گذشته لنگان لنگان پيش مي رود واز نو انديشي دوري مي جويد. از سياستهاي ميان مدت در اين جا سخن نمي گويم. اگر بتوان خصوصيات سياستهاي كوتاه مدت و دراز مدت را روشن ساخت. به طور طبيعي مي توان به شناسايي سياستهاي ميان مدت رو آورد. سياستهاي ميان مدت بايد سياستهايي باشند كه بتوانند اهداف كوتاه مدت و دراز مدت ما را دراين مرحله به هم پيوند دهند . البته نبايد تصور كرد كه سياستهاي ميان مدت همواره اين چنينند يا در همين حد محدود مي شوند. در موقعيت كنوني اگر بتوان چاره اي كوتاه انديشيد ، و نگرشي دراز مدت سر وسامان داد، دراين صورت حلقه ي اتصال اين مرحله راسياستهاي ميان مدت تشكيل خواهد داد.در حال حاضر نه تنها شهرستان بايد اجزاء خود را دوباره بيابد بلكه بايد در سياستهاي خود در قبال اجزاء خود تجديد نظر كند و بالاخره آنكه براي حفظ اجزاء خود اقدام عاجل به عمل آورد.

سياست راهبردي سياستي است كه آينده منطقه و منافع كلان و دراز مدت ما را در نظر بگيرد از اين رو ضرورت دارد كه نسبت به آن تفسير و تعبيري واحد يا دست كم مسيري استنباطي كه اصول عام آن از پذيرش همگاني برخوردار باشد - حتي اگر در موارد مختلف يا جزئي تفاوت عقيده سر بر كشيد- فراهم آوريم . به نظر من سياستهاي راهبردي ما بايد خصلتي فرا منطقه اي داشته باشد . ديگر نمي توان با درك و فهمي سنتي از منافع دراز مدت و كلان به اين عرصه ي چند گانه و تغيير يابنده و پيچيده پا گذاشت . استنباط سنتي از منافع دراز مدت و كلان ما جز محدوديت و تنگ نظري حاصلي به بار نخواهد آورد . سياست توسعه اي فرا منطقه اي يعني سياستي كه به شهر گناباد محدود نشود . بلكه به همه ي اجزاي اين منطقه انهايي كه در خارج از گناباد حيات دارند دلبستگي نشان دهد . شهرستان گناباد كه در شهر گناباد كه جزئي از اين شهرستان به شمار مي رود خلاصه نمي شود . اگر بپذيريم كه هر يك از اين اجزاء ياراي آنرا ندارند كه به گونه اي مستقل و مجزا و بدون ارتباط با ديگر اجزاء پايدار بماند . در اين صورت بايد چارچوبي تنظيم كرد كه در اين پهنه ي گسترده فرصتي جدي براي اجزاء منطقه فراچنگ آورد . سياست توسعه اي فرامنطقه اي يعني اولويت بخشيدن به اجزاء شهرستان گناباد چنين نگرشي نبايد ما را از عنايت به عناصر ديگر مانند همكاري و همگامي با اجزاء خارج از اين حوزه باز بدارد . سياست توسعه اي فرا منطقه اي مي بايست مبتني بر محورهايي باشد تا به هدف برسد . از اين روست كه از سياست توسعه اي ، محور بنياد نيز ياد كرده ام . در حال حاضر به ويژه سه محور داراي اهميت است . محور گناباد – بخشها ، محور گناباد – روستاهاي آن و گناباد مهاجرين آن . اين سه محور در اين منطقه از بابت ايجاد هسته ي طراح ، برنامه ريز و جهت دهنده اهميت بسياري دارند . سياست توسعه آی محور بنياد نه تنها چهارچوب نظري و عملي را در يك مقطع زماني معين معلوم مي دارد بلكه معياري جهت سنجش عملكرد اين سياست به دست مي دهد . بنابراين مي توان گفت كه از يك سو بايد نگرش فرا منطقه اي را در سياست توسعه اي گسترش داد ، از سوي ديگر همين سياست را از طريق تعيين محورهايي مشخص روشن ساخت و بالاخره بر اساس اين معيارها به سنجش اين سياست از نظر برنامه ريزي و افكار عامه علاقه نشان داد . تا هنگامي كه اهداف سياست توسعه اي روشن نشود نمي توان از موفقيت يا عدم موفقيت اين سياست سخن به ميان آورد . در مناطق ديگر (خاصا جنوب ومرکز خراسان ) بايد محورهايي ديگر سامان داد كه معناي فرا منطقه اي براي ما داشته باشد ( مثلا همكاري در باب ساماندهي محصولات استراتژيك كشاورزي (انار و زعفران ) صنعتي ( معادن ، راهها و ... ) هر گونه نگرشي در ارتباط با شهرستان كه مبتني بر بنيادهاي نظري نباشد به اتخاذ سياستهاي كوته نگرانه مي انجامد .

اكنون كه با شما سخن مي گويم روابط دروني و بيروني منطقه همچنان تيره و در هاله اي از ابهام است . ما وارث اشتباهات كارگزاران و انديشگران سياست توسعه اي هستيم . اكنون همه قبول دارند كه اشتباهاتي مرتكب شده ايم . اين قلم بارها كه چنين مباحثي را آغاز كرده است هزاران اتهام و افترا را به جان خريده است . با اين حال از آن جا كه در نظر اين حقير اولويت دادن با مسائل فرا منطقه اي است چند نكته را به اختصار مي آورم :

عده اي مي خواهند منافع فردي و گروهي و محله اي خود را در پوشش تشدید واگرایی اجزا شهرستان دنبال كنند اين مسئله اجتماعي در صحنه ي شهرستان گناباد بعد از اعلام شهرستان شدن بجستان كمابيش روشن به نظر مي رسد . بر اثر چند برخورد و صحبتهايي كه با كساني داشته ام برنامه چيني بزرگي در كار است سياست دو گانه اي در جريان است . از سويي هيچ زمينه اي براي سالم سازي روابط فراهم نمي آورند و از سوي ديگر هشدار مي دهند كه نبايد وحدت ظاهري موجود را با طرح چنين مباحثي خدشه دار كرد . واقعيت كانونهاي بحرانساز را كسي ذكر نمي كند . اما از چيزي كه به وقوع مي پيوندد همه سخن مي گويند بارها اين مسئله را باز نمودم و هشدار دادم ، اما كسي توجه نكرد . به عنوان يك پژوهشگر و معلم و يك گنابادي دوست ، كاري ديگر از دستم بر نمي آيد . اما در اين مدت دانسته ام كه با توجه به وضع خاص گناباد بايد سخن و عمل درست را جايي گفت و انجام داد كه با صداقت در ميان باشد يا عده اي براير چنين سخني مسئول واقع شوند بايد ابعاد اين موضوع را سنجيد و جلوي شدت گرفتن آن را گرفت . بايد افرادي كه به آن دامن مي زنند آبرومندانه شناسايي و از مناصب تصميم گيري كنار گذ اشته شوند . در اين موارد به نظرم نبايد ترديد كرد . بعضي از اين اهداف را ممكن است به سرعت به دست نياوريم . مهم آنست كه آن را پي بگيريم اما نكته اميد اين مسئله اجتماعي تحولات ژرفي است كه در تمايلات و نگرش هاي مردم گناباد رخ داده است كه برخورد را با افرادي كه با اين مسئله دامن مي زنند راحت تر مي كند .

بجستان هنوز بزرگترين جزئ شهرستان گناباد است و شايد بتوان آنرا حلقه مفقوده عدم توسعه شهرستان گناباد ناميد . اين بخش لبريز از منابع طبيعي و نيروي انساني مي باشد . شهرستان گناباد توان آنرا دارد كه به يك شهرستان نبرومند كه حرفي براي گفتن دارد تبديل شود در صورتي كه اجزاء خود را در توسعه همه جانبه شهرستان به رسميت بشناسد .

به محض آنكه به عنصر برنامه بپيونديم به ناچار بايست به اولويت بندي دل بسپاريم . يعني بايد نيازها ، امكانات و محدوديتهايمان را بسنجيم و بر اساس آن عمل كنيم . براي گناباد روستاها و بخشها وتوجه به آنها بایدازاهميت فراواني برخوردار باشد . سياست فرا منطقه اي محور بنياد تنوع موجود را در منطقه براي پذيرفتن اصل توسعه همه جانبه منطقه بر مبناي اهميت دادن به اجزاء بوجود مي آورد شهرستان می باید با روستاها ، بخشها و مهاجرين خود ارتباطي مستمر و برادرانه و پايدار برقرار سازد . شهر ستان خواستار نابودي هيچيك از روستاها به بهانه توسعه خود نيست . همه به حوزه ي شهرستان وابسته اند و حفظ تمامي آنها براي ما ارزشمند است . بر اساس وضعيت موجود ما شاهد گناباد گريزي از جانب بجستانيان و بجستان گريزي از سوي روستاها و مهاجرين بجستاني هستيم كه هر يك علل خاصي دارد كه در حوصله اين مقاله نيست پديده بغرنج گناباد گريزي و بجستان گريزي به چند شكل سر بر مي آورد .

نخست در ميان انديشگران محور اصلي يعني گناباد كه هر گونه سخني از حوزه بجستان را طرد مي كنند اين انديشگران به تصور خود راهي كه منجر به توسعه شهر گناباد مي شود پيشه كرده اند . در حالي كه در واقعيت ضعف و ركود نظري را به نمايش مي گذارد .

پديده بجستان گريزي از اين گذشته در ميان روستاهاي بجستان هم تجلي يافته است اين روستاها به تصور آنكه به علت شهر بزرگتر بجستان عقب مانده اند ( همان احساسي كه بجستانيها نسبت به شهر گناباد دارند ) به جاي تقويت روابط ، سعي در گريز از آن دارند . . سياست هاي اشتباه توسعه اي گذشته عامل نيرو دهنده اي در اين زمينه گشته است با توجه به همين يكي دو مثال مي خواهم بگويم كه سياست راهبردي هنگامي ميسر و سودمند مي شود كه در درون اين مجموعه بستر مناسب براي تفاهم دست بدهيم . اتخاذ سياست تنوع گناباد را در مقامي قرار مي دهد كه بتواند به عنوان حامي جدي توسعه همه جانبه بر مبناي توجه به اجزاء در منطقه سر بلند كند و راهبري اين جريان را در تمام شهرستان به عهده گيرد . از اين راه است كه مي توان تنوع موجود را پاس داشت . البته تشخيص هدف به تنهايي كافي نيست . بايد مجرياني قابل و كارآزموده داشت تا بتوان درست عمل كرد . در حال حاضر به نظر مي رسد سياست پرسنلي دولت تغيير جدي كرده است كه معناي فرا منطقه اي دارد . اما به نظر مي رسد هماهنگي ميان آنها و طرد كساني كه مخالف اين جريان هستند ضروري است . در حوزه توسعه شهرستان مي بايست هر كس كه به اين منطقه عشق مي ورزد به كار گماشت مشروط به آن كه صلاحيت علمي و عملي داشته باشد .

روز اول اسفند مردم شهرستان گناباد ، نماينده خود در مجلس شوراي اسلامي برخواهند گزيد تا با شجاعت ، تدبير و درايت و علم راهبردي اين جريان را براي بستر سازي اين روابط سالم و پايدار فراهم كند . كه ما خواهان يك شهرستان نيرومند با به رسميت شناختن تمام اجزاء است . ما با سخنان و اعمالمان مي توانيم بر توفيق كاركرد نماينده امان در اين زمينه موثر باشيم . در اين ميان نقشي كه بجستان ايفا كند و گامهالي عملي كه گناباد بردارد بايد مشخص شود . بجستانيان بر اين باورند كه يكي از راههاي كه نخبگان و مسئولان محلي و رسمي گناباد براي كمك به این امر .می توانند انجام دهند توسعه همه جانبه شهر ستان گناباد مبتنی بر کار کرد گرایی منطقه ای (مزیت نسبی هر منطقه) می باشد.

از اين ها كه بگذريم مسئله اصلي به نظر من درست طرح نمي گردد . پرسش اين نيست كه روابط ما حسنه باشد يا تبرد ؟ چنين پرسشي ساده لوحانه است و راه به جايي نمي برد ما بايد سياستي چند جانبه و چند بعدي در پيش بگيريم مردم بجستان خواستار تيرگي روابط نيستند . بجستان ساليان درازي است كه اين موضوع بر آن تحميل شده است در عين حال حق دفاع همه جانبه از منافع مان را براي خود محفوظ مي داريم . اين نكته در باب روستاهاي بجستان هم به مورد مي توان صادق و متفاوت باشد .

د) بحران عدم توسعه نيافتگي ، دلسردي ، روزمرگي ، بحراني است با ابعاد جدي و فرا منطقه اي . چرا نبايد به برپايي شورای عالی توسعه و همه جانبه وپایدار شهرستان گناباد كه همه اقشار با تمام تفكرات در آن حضور داشته باشند بينديشيم هر اقدامي بايد از پشتيباني مردم بهره مند باشند و اين پشتيباني هنگامي ميسر مي گردد كه نمايندگان تفكرهاي مختلف جامعه شهر ستان گناباد و بخشها و روستاهاي آن در تصميم گيري و ميدان عمل شركت داده شوند . نكته عمده و مهم اين است كه خواستار يك اقدام شورايي در حوزه ي منافع فرامنطقه اي باشيم . در مقاله بعدی ابعاد نظری این پیشنهاد را مورد واکاوی قرار خواهیم داد.

ارسال نظر

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

آرشيو

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در ۱۵ دی ۱۳۸۶ ۹:۲۸ بֽظֽ ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت نتیجه سفر استاندار چه بود؟ بوده است.

مطلب بعدی این سایت تصويب نامه شهرستان شدن بجستان است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت فقط با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.

gonabad.news@yahoo.com    info@gonabadnews.com


قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...