« اطلاعیه گناباد ما | صفحه اصلی | ۸۷، سال خشکسالی و کم آبی در کشور »

بايسته‌هاي «نوآوري» و «شكوفايي»

واژه ها مقدسند چون پل ارتباطي انسان هابراي تعامل با يكديگرند . دردانه هايي كه اگر نبودند عالم ما آدم ها به گورستاني خاموش مبدل مي شد و انديشه هاي ناب ناپيدا مي ماند و مجال پرواز نمي يافت .

واژه ها آن قدر دريا دل هستند كه گاهي مي توان در گستره وجود آن ها توشه ساليان را جا داد و آن را به دل تاريخ پرتاب كرد تا نسل ها و نسل ها از آن بهره بر گيرند و از قدر و قيمت آن هيچ كاسته نگردد . نمونه ها در تاريخ ادبيات جهان از اين دست بسيار است كه در حوصله اين نوشتار نيست .
امسال را مقام معظم رهبري در ذيل دو واژه نو آوري و شكوفايي نام نهادند تا از بركات آن هر روز نوروز باشد .

به اين بهانه لازم مي دانم درضرورت صيانت از ساحت قدس اين كلمات مطالبي بياورم باشد تا چون سال گذشته كه موضوع اتحاد ملي مورد بي مهري هايي واقع شد شاهد حوادثي مشابه و تفسير و تاويل هايي خود سرانه در اين خصوص نباشيم .

با عنايت به اين كه قران كه كلام خداوند است تصريحاتي بر لزوم حفظ جايگاه كلمات و پاسداري از مفاهيم حقيقي آن داشته و مرتكبان تخلف ادبي را نكوهش مي كند، تكليف ما در اين عرصه دوچندان مي شود تا با روشنگري اجازه ندهيم جريان هايي اين كلمات كليدي و سازنده را از جايگاه آن خارج كرده و در جهت اهداف خود آن را بارگذاري نمايند .

نو شدن و نوآوري و نو ماندن مقوله هايي است كه اگر از جامعه اي رخت بربندد، آن اجتماع را مي فرسايد و گرفتار احتضار كهنگي مي كند و چنانچه روح آن در پيكر جامعه‌اي بدمد شادابي و نشاط با خود مي آورد و به آن مانايي مي بخشد. همان رسالتي كه طبيعت در دستور كار كارستان خويش دارد و هر ساله در بهار شاهد عظمت اين رويش هستيم .

نوآوري و شكوفايي دو همزاد هستند كه يكي بدون ديگري راه به جايي نمي برد. نوآوري بدون شكوفايي سرقت اين عنوان است و شكوفايي منهاي نوآوري سرابي است فريبنده كه هيچ گاه به دست نمي آيد .

بايد پوست انداخت تا جوانه بدمد و بايد جوانه زد تا شكوفا شد . شكوفه بي جوانه محال است و اگر كسي داعيه آن را بكند يقين بدانيد گل بي روح و رمق مصنوعي است كه مي خواهد قالب مي كند .جوانه هم بدون نو شدن و پوست انداختن دمل چركين و كهنه اي است پر از التهاب كه اگر سر باز كند بيرون را آلوده مي كند و اگر بسته بماند درون را به تحليل مي برد .
هر يك از اين دو عنوان شرايطي دارد كه بايد محقق شود تا هويت حقيقي آن احراز گردد.

نو آوري پيامد بيداري از خواب سنگين زمستاني است . بايد بيدار شد تا نو و شكوفا گشت . بايد خرقه كهنگي را جسورانه انداخت و جامه نو را شجاعانه بر تن كرد . بايد در مرئاي آينده ايستاد، دست از وراي خود شست و سر بر آستان بلند ماورا ساييد و مائده هايي براي سير انفس و آفاق خود طلب نمود . با اعتماد به نفس جدار سانسور و خود سانسوري را شكست و صياد صدف از ژرفاي اقيانوس وجود خويش گشت.

جامعه اي كه آحاد آن از تعصب كور خود را رها نسازد هرگز نو نمي شود . از جهل و تحجر بايد دل كند تا شمس عقل توان طلوع پيدا كند و از افق سر بر آورد . تا خسرو خاور علم عقلانيت بر گستره حيات نزند و لايه هاي بر هم انباشته و تو در تو و در هم تنيده جمود را نسوزاند و بر تن زندگي قباي نو نور نپوشاند نو آوري و شكوفايي پديدار نمي شود .

نمي شود جلو آدم ها ايستاد و آن ها را در محيطي بسته و محدود محبوس كرد و هماي تفكر را در قفس تنگ تعصب اسير نمود و تمناي نو آوري هم داشت .

شايد وجه تسميه سال 87 به نو آوري و شكوفايي شكستن بازار ملال آور خرافه پردازاني است كه چشمه هايي از عملكرد زشت آن ها دل بسياري از بزرگان نظام را آزرد . و الحق در اين وانفسا چه هوشيارانه مقام معظم رهبري صلاي نو آوري و شكوفايي در دادند تا طلسم جمود بشكند و زمينه براي زدودن قلمرو فرهنگ از عصبيت ها آماده شود . تا رخت نو بر تن تمام عرصه ها از سياست تا اقتصاد و فرهنگ برود . تا تعامل جايگزين خودرايي و كارشناسي و تكيه بر خورشيد تعقل دائرمدار هر طرح و برنامه گردد و يك دندگي و لجاجت كه ميوه تلخ كهنه گرايي است جاي خود را به انصاف و فتوت در گزينش صحيح از سقيم بدهد .

با اين آرزو كه دو واژه نو آوري و شكوفايي در جايگاه حقيقي خود محترم و محتشم بنشيند، بر تمام عرصه ها نور بپاشد و از دستبرد سارقان مفاهيم سالم بماند سال نو را آغاز مي كنيم .

سيد حسين طاهري

نظرات (۴)

گنابادي:
احسنت بر برادر بجستاني كه جوابي بود بر تفرقه افكنان كه خود را حامي ولايت مي دانستند ما مردم گناباد با بجستان مشكلي ند اريم عده اي بودند وهنوز هم هستند و هدفشان
پسر عمو{امين}:
اگه همه مثل شما فكر ميكردن شهرستان گنابادو بجستان گلستان بود
امیرحسین پیشاهنگ: سخن از نوآوری است و شکوفایی ایبار میخواهم از دریچه ای نو به موضوع داغ محافل گنابادی یعنی انتخابات بپردازم: پیش از هر چیز ناراحتی خودم را از اتفاقات روی داده در حاشیه این انتخابات ابراز میکنم. از اینکه هنوز قومیت گرایی مبنای مباحث انتخاباتی در گناباد است بسیار متأسفم. ای کاش تمام این بحثها بر روی قابلیتها و شایستگیهای کاندیداها صورت می پذیرفت. اما از منظر نواوری: انتظار میرفت مردم شریف گناباد به چهره های تازه ای که وارد انتخابات شده اند اعتماد کنند و انتخابی تازه تر را تجربه کنند. البته قصدم حمایت صریح از چهره ای خاص نیست. اما انتخاب یکنفر برای پنجمین بار نشانه ای هشدار دهنده از عدم نگاهی نوآورانه و خلاق در گناباد است. حداقل از جوانان انتظار میرفت با حضوری متفاوت، نوگرایی را در شهرشان نهادینه سازند. اینکه منتخب مردم در بیست سال گذشته باز صاحب رأی باشد نشان از عدم حضور جوانان و رأی آنان در عرصه سرنوشت ساز انتخابات است، یا به تعبیری دیگر افکار جوان در گناباد جولان نمیدهند و این برای یک جامعه یعنی رکود و خمودگی... چرا اندیشه های جوان و نوگرا در گناباد مجالی برای ظهور ندارند؟؟؟ در مسئله انتخابات دلیلش تا حدودی روشن است. تأکید بر قومیت گرایی به جای شایسته سالاری همین تبعات را هم به دنبال دارد. این اتفاق زنگ خطری است در گوش ما که قومیت گرایی نه تنها نسل پیشین که نسل جوان حاضر را نیز به خود آلوده کرده است. البته باز تأکید میکنم که منظور من تخریب چهره جناب آقای مهدیزاده نیست و من قدر زحمات ایشان را در دوره های پیشین پاس میدارم. اما معتقدم جوانان باید در عرصه حضوری فعالتر داشته باشند و انتخاب دکتر مهدیزاده خلاف آن را نشان میدهد. به هر حال دکتر مهدیزاده انتخاب شده اند و ما ضمن عرض تبریک از ایشان میخواهیم همانطور که رهبر عظیم الشأن انقلاب تأکید کردند، نوآوری را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و ضمن بهره مندی از نیروهای با تجربه در توسعه شهرستان، جوانگرایی را نیز در رأس برنامه های خود قرار دهند. خواهش دیگری هم از جناب دکتر مهدیزاده دارم: هرچند شایسته بود شما خود در این دوره عرصه را به چهره های جدید و جوانتر واگذار میکردید و با حمایت از چهره ای جدید، هم به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میدادید و هم نیروهای تازه نفس را با تجارب خویش یاری میکردید؛ اما هم اکنون هم میتوانید در مسیر توسعه از توان فکری و اجرایی این عزیزان استفاده کنید و آنچه را باید در این دوره به اجرا میگذاشتید، در انتخابات نهم عملی سازید. و من الله توفیق
cqh:
خوش بحال احمدی نژاد و رایحه خوش خدمت!!! چرا؟؟ عرض میکنم. تا خاتمی بود،حضرت سید علی آقا سالها را اینگونه نام میگذارد: علی و شمشیر عدالت، عدالت علوی، عاشورا و قیام و ... که همه بنوعی شورش علیه خاتمی بود و دهن کجی به ملت شریف ایران. حالا با وجود حاج محمود آقا سالها میشوند رحمت، همدلی، انسجام ملی و حالا هم شکوفایی و نوآوری!!! راستی اگر اکثریت خاموش ملت! در انتخابات شرکت میکردند و نتایج غیر آنچه میشد که گل و بلبل شود باز هم جناب سید علی آفا چنین نامی را بر سال 87 می نهادند.

ارسال نظر

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

آرشيو

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۹:۱۲ قֽظֽ ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت اطلاعیه گناباد ما بوده است.

مطلب بعدی این سایت ۸۷، سال خشکسالی و کم آبی در کشور است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت فقط با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.

gonabad.news@yahoo.com    info@gonabadnews.com


قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...