اين جا شهرستان بجستان...
اين جا بجستان است، آرام وخوش ، خفته در آغوش خاك تشنه ي گرم ، پذيراي همهمه ي پريشان بادهاست.
اين جا ديار سبزي ايستاي پاي برجاي كاج هاست ، در رقصي جاودانه به آهنگ باد.
اين جا ديار خلوت مهربان شبهاي مهتابي است. ديار آسمان آبي وايوان هاي آغوش گشوده به روي شبانگاهان پرستاره است. اين جا ستاره ي شب به زمين مي آيد ، سر درگوش كودكان بي خواب قصه مي گوبد .
آري ، اين جا بجستان است . شهر مردان نستوه دردهاي بي امان وزنان صبور كار و رنج بي پايان .
اين جا ديار سحرگاهان به سرماي جانسوز، گلهاي درخشان زعفران چيدن وپيگيرانه تا شامگاه ونيمه شبها، رشته هاي آتشين ازآن به در آوردن است.
اين جا ديار انگشتان باريك سرمازده ي دختركان معصوم است ، كرخت شده در گل چيدني مدام ودرگل فرا آوردني بي پايان در نقش هاي زنده ي قاليچه ها.
اين جا بجستان است ، شهر آشوب دل انگيز گل هاي انار در ترانه هاي تندباد. شهر توده هاي سرخ شعله گون انار در آغوش خسته ي باغهاي پاييز . باغهاي زرد ، سبز ، باغهاي برآمده ازرنج سال ها ، باغهاي تشنه ، باغهاي چشم به اره باران.
اين جا چشمه هاي تشنه ي زمين ، ابرهاي گريزان آسمان صاف را ره مي گيرند ودرخت ها زير لب دعاي باران نجوا مي كنند. اين جا زمستان ، كودكان قلب خويش را در خاك سرخ كوير چون هسته هاي اميد مي كارند تابهار، لاله بچينند.
اين جا سرزمين بهار است وخاك مهربان وكودكان دوان در پي لاله ها ودسته هاي سرخ و زرد كوچك لاله ها بنشسته در گلدان هاي ميان پنجره ها .
آري اين جا عشق چون آسمان پاكيزه است واميد مثل ستاره ها درخشان وآوازهاي محزون زنان ونغمه هاي چوپانان چون نداهاي برآمده ازقلب زمان ، جاودانه.
اين جا تلاش آدميان چون بادهاي هميشه وزان زنده وبرقرار . و جوانان قد فراز آورده ازكوران رنج و اميد پاي به راه جاده هاي آينده.
اين جا سرزمين حرمت كار وشفافيت قلبهاست وپرچم هاي برافراشته ي ارامستان ، قلب دردمند شهر ، با شهيداني ايستاده چونان سروهاي پيرامون ، سبز وزنده وآواز خوان.
اين جا سرزمين عزم راستين مردمي است براي زنده ماندن وسرفراز ماندن وساختن وفراهم آوردن روزگاري خجسته ازپس سال هاي رنج.
این جا شهرستان بجستان






نظرات (۲)
ارسال شده توسط حسین شناس | July ۱۵, ۲۰۰۸ ۹:۵۹ PM
ارسال شده در July ۱۵, ۲۰۰۸ ۲۱:۵۹
ارسال شده توسط خوشکله | July ۱۷, ۲۰۰۸ ۱۰:۴۵ AM
ارسال شده در July ۱۷, ۲۰۰۸ ۱۰:۴۵