« غزه در آتش و بی غیرتی عرب ها | صفحه اصلی | وحيد نصيرزاده براي مسابقات انتخابي مردان اهنين كشور عازم مسابقات شد »

ما و كتاب هايي كه نمي خوانيم

ما و كتاب هايي كه نمي خوانيم ...
اگر نگاهي به طول تاريخ بيندازيم خواهيم ديد كه در تمامي جنگ هاي مهم دنيا ، قوم مهاجم علاوه بر كشتار و خونريزي و آسيب هايي كه به بار مي آورده ، جايگاه ها و پايگاه هاي مهم كشور مورد هجوم از جمله انبارهاي غذا ، ساختمان هاي حكومتي ، رصدخانه ها ، مراكز آموزشي، مراكز نظامي و ... را نيز ويران مي نموده است . يكي از كانون هاي مهمي كه در تمام جنگ ها به آتش كشيده شده يا ويران مي شده ، كتابخانه ها است . گويا دشمنان ، كتابخانه ها را هم در شمار مراكز و كانون هاي مهم و حساس و سرنوشت ساز مي دانسته اند و براي اين كه يك مملكت را كاملن از پاي درآورند و فلج سازند كتابخانه هاي آن را نيز ويران مي كرده اند . در گذشته به دليل در دست نبودن صنعت چاپ و تكنولوژي امروزي ، توليد و انتشار دانش تا حد زيادي متكي به كتاب ها و نسخه هاي دست نويس بوده است و با از ميان رفتن اين كتاب ها و نسخه هاي خطي گاهي به كلي بخشي از دانش مورد نظر و نتايج و تفكرات و نظريات مربوط به آن ازميان مي رفته و آن مملكت از درك اين دستاورد ها محروم مي شده و در واقع يكي از راه هاي پيشرفت و يا بازسازي آن نيز از ميان مي رفته است . در تاريخ كشور خودمان نيز موارد بسياري از كتاب و كتابخانه سوزي وجود دارد كه در طي آن بخش بزرگي از تاريخ و علوم و انديشه هاي ما از ميان رفته اند؛ براي مثال در حمله ي مغولان به ايران يا حمله ي اسكندر به ايران يا موارد بسيار ديگري كه مجال ذكر آن نيست . اما نكته ي باريك تر از مويي كه بايد ديد اين است كه كتاب از ديرباز روح و نبض تپنده ي يك ملت به شمار مي رفته و مي رود چرا كه بنيان يك جامعه ي سالم بر ميزان سلامت فكر و پويايي انديشه استوار است . توليد فكر و انديشه نيز در گرو آگاهي و مطالعه است و اين ها همه با كتاب و كتابخواني فراهم مي شود . ملتي كه ميزان مطالعه ي بيشتري داشته باشد آگاه تر است در نتيجه پويا و پرسش گر است و در پي رفع كاستي و ساختن نابساماني ها است در نتيجه از لحاظ مختلف و در زمينه هاي گوناگون با تكيه بر خلاقيت و دانش مي تواند از سرمايه هاي خويش استفاده ي بهتري بكند . اما وضع ما چه گونه است ؟ متاسفانه آمار و ارقام نمايان گر وضع اسفناكي در زمينه ي مطالعه و كتابخواني است . بر اساس یافته های یک پژوهش که بعد از نمایشگاه کتاب تهران صورت گرفته است، در کشور ما هر نفر در هر 1892 روز (هر 5سال و 2 ماه) یک کتاب می خواند. بر طبق آمار، مردم کشورهای در حال توسعه نزدیک به 80 درصد جمعیت جهان را تشکیل می دهند اما کمتر از 30 درصد کتاب های مصرفی را تولید می کنند و کمتر از این نسبت نیز به کتابخوانی مشغول اند. این در شرایطی است که کشورهای توسعه یافته با جمعیتی حدود 20 درصد جمعیت جهان 70 درصد کتاب های مصرفی جهان را تولید می کنند. در فرانسه با 55 میلیون نفر جمعیت هر روز 350 هزار جلد کتاب به فروش می رسد.( پايگاه اينترنتي خبري-تحليلي فراروwww.fararu.ir) سرانه تیراژ کتاب در ایران نزدیک به 2000 کتاب برای هر عنوان است که این آمار در کشوری همانند مصر 70 هزار کتاب برای هر عنوان است.(سايت انتشارات كليد آموزش www.kelid.ir) رئیس ستاد هفته کتاب خراسان رضوی در يك بيان خوشبينانه مي گويد : سرانه مطالعه در دنیا ‪ ۴۵‬دقیقه در روز و در ایران بین هشت تا ‪۱۰‬ دقیقه است(پايگاه خبري- تحليلي عصرايرانir.asriran.www) معاون فرهنگي وزير ارشاد در بيان خوشبينانه ي ديگري مي گويد : سرانه كتابخواني در كشور بدون احتساب مطالعه ي كتاب هاي درسي، مجلات و مقاله هاي علمي ۱۰ دقيقه در شبانه روز است. سرانه ي مطالعه ي كتاب در دهه ي گذشته حدود دو تا سه دقيقه بوده است.( بانك اطلاعات نشريات كشورir.magiran.www) از هر 10 ایرانی تنها یک نفر یک جلد کتاب خریداری می کند. در سبد هر خانواده ایرانی کمتر از نیم درصد به خرید کتاب اختصاص دارد که نشان دهنده اهمیت کم مطالعه برای ایرانیان است. کشور ما با 70 میلیون نفر جمعیت فقط یک میلیون و 29 هزار عضو در کتابخانه دارد. این در حالی است که 30 تا 40 درصد کشورهای توسعه یافته عضو کتابخانه ها هستند و سرانه دریافت امانتی کتاب آنها 70 برابر کشور ماست بر اساس يافته هاي يك پژوهش ، میزان مطالعه ي جوانان حداکثر 30 دقیقه در روز است. همچنین نحوه ي مطالعه ي جوانان عمیق و همراه با تفکر نیست. علاوه بر این جوانان 15 تا 29 سال تمایل کمتری نسبت به مطالعات گروهی دارند. (پايگاه خبري تحليلي فراروcom.www.fararu) رواج مدرك گرايي و كاربست شيوه هاي مندرس آموزشي باعث شده است كه دانش آموزان و دانشجويان ما انگيزشي براي مطالعه و كسب آگاهي بيشتر نداشته باشند . در مدارس و دانشگاه ها همه چيز به ( اصطلاحن )پاس كردن درس ها از روي جزوه هايي كه عمومن حاصل سرقت ادبي استادان ( و نه نتيجه ي تلاش و تجربه ي شخصي ايشان ) است ، خلاصه مي شود نتایج یک تحقیق، مطالعه ي آزاد در میان نوجوانان و جوانان را بسیار پایین نشان می دهد. در این تحقیق سهم مطالعه هر دانش آموز 5/5 دقیقه در 482 دقیقه از اوقات فراغت - تعطیلات - در شبانه روز به دست آمده، در حالی که همین دانش آموزان 178 دقیقه از اوقات فراغت خود را بدون برنامه سپری می کنند، به درس های خود رسیدگی می کنند، بیشتر وقتشان را با تلویزیون می گذرانند و بقیه را به امور شخصی اختصاص می دهند. این آمار نزد دختران و پسران متفاوت است؛ بر اساس این تحقیق دختران 9/5 دقیقه و پسران 3/3 دقیقه کتاب غیر درسی می خوانند. . (پايگاه خبري تحليلي فراروcom.www.fararu) نكته ي بسيار تلخي كه هم اكنون به شدت در مدارس و دانشگاه ها رواج پيدا كرده پديده ي سرقت ادبي است . سرقت ادبي معمولن به فرايندي اطلاق مي شود كه طي آن شخصي نوشته يا اثر يا انديشه يا توليدات يك شخص را بدون اجازه برداشته و آن را بدون ذكر منبع و نام صاحب اصلي اثر به عنوان اثري از خويش ارايه مي كند . در مدارس و دانشگاه ها بسياري از معلمان و استادان با انديشه ي ترويج روحيه ي تحقيق ، دانش آموزان و دانش جويان را به ارايه ي مقالات ، جزوه ، تحقيق و مطالبي از اين دست تشويق مي نمايند و ايشان نيز با جستجو در اينترنت (با توجه به آسان بودن كاربري از اينترنت به جاي جستجو در كتاب ها و ساير منابع ) به راحتي به مطالب مورد نظر خود دست يافته و آن ها را تحت نام خويش ارايه مي كنند . حتا در پايان نامه هاي دانش جويي استفاده ي بي رويه از ساير منابع ديده مي شود و اين فرايند نه تنها با اصل و اساس تحقيق و پژوهش منافات دارد بلكه مخالف قانون حق مالكيت معنوي و در حكم رواج يك پديده ي زشت با پوششي موجه است. توده ي مردم نيز آن قدر درگير مسايل معيشتي هستند كه فرصت چنداني براي مطالعه پيدا نمي كنند و اصولن ضرورتي براي آن نمي بينند ؛ چرا كه ساده ترين و ارزان ترين راه اين است كه دكمه ي تلويزيون را فشار بدهيم تا با برنامه هاي متوسط و سطح پايين ما را سرگرم كند . اساسن فرهنگ ما شنيداري است تا ديداري ؛ بدان معنا كه از دير باز مردم جامعه ي ما علاقه دارند مطالب مورد نياز و نظرشان را از طريق سخنراني يا خطابه يا هر گونه كلامي بشنوند . ما ايرانيان علاقه ي چنداني به مكتوب سازي نداريم و حتا براي كسب خبر يا آگاهي هاي ديگر ( به جاي ديدن يا خواندن يا نوشتن ) به فرهنگ شفاهي خويش متكي هستيم ؛ بگذريم از اين كه در اين شيوه امكان خطا يا انحراف از اصل مطلب به دليل سليقه يي شدن روايت ها و برداشت ها وجود دارد . قيمت كتاب نيز به نسبت ميزان درآمد اكثريت مردم بالاست و اين هم يكي از عوامل محدود كننده ي گسترش فرهنگ كتابخواني در جامعه است .همه ي اين ها دست به دست هم مي دهند تا ما ملتي باشيم كه علاقه يي به كتاب و كتابخواني نداشته باشيم و اصلن نياز و ضرورتي به آن احساس نكنيم . اين باعث مي شود كه آگاهي هاي ما بسيار متكي به منابع بيروني باشد و اولن اهل پرسش و باز شناسي درست از نادرست نباشيم و صرفن به شنيده هاي خود اتكا كنيم . دوم اين كه ميزان خلاقيت و ابتكار عمل ما پايين آمده غرق در روزمره گي مي شويم و فقط به امر معاش خويش مي انديشيم . به طور كلي” خواندن ‍“ تا حد زيادي با ” فهميدن“ در ارتباط است و گاهي اين دو واژه معادل همديگرند . اگر به فرهنگ عامه توجه كنيم قرابت مفهوم اين دو در جاهايي بيان شده است ؛ براي مثال اصطلاح ” دست كسي را خواندن “ به مفهوم فهميدن و پي بردن به مقصود وي است و اينجاست كه ”خواندن“ معادل و به معناي ” فهميدن” است . پس مي توان نتيجه گرفت ملتي كه ميزان مطالعه ي بيشتري دارد از قواي فاهمه ي بالاتري برخوردار است و در تجزيه و تحليل امور و درك جهان اطراف تواناتر است و بهتر مي تواند پيشرفت كند . اين يادداشت بنا را بر بدبيني نگذاشته است بلكه سعي در واقع بيني دارد . وانگهي از آن جا كه ما ايرانيان علاقه ي زيادي به تعريف و تمجيد از خودمان و از يكديگر و مسايل مربوط به خويش داريم ، مطالب بلند بالايي در مناقب فرهنگ و غنا و والايي آن و ساير خصوصيات خودمان گفته ايم و مرتبن از خودمان تعريف مي كنيم ، بد نيست در كنار همه ي اين ها به كاستي هاي خود نيز نظري بيفكنيم و در صدد اصلاح آن برآييم . واقعيت اين است كه كار فرهنگي مانند كار كشاورزي است يعني بايد مدتي طولاني مراقبت و مداومت نمود و گياه را روز و شب آبياري كرد و آفت ها را از آن دور نمود تا در نهايت بتوان محصولي برداشت كرد . در زمينه ي فرهنگ هم ، براي اصلاح يا تغيير يك نقيصه چه بسا چندين سال يا حتا يكي دو قرن يا بيشتر بايد صبر نمود و در تمام اين مدت با برنامه ريزي و پايش و صرف هزينه به سوي هدف تعيين شده حركت نمود .در جايي خواندم در كشور سويس براي ريشه كن كردن عادت دور انداختن آب دهان در خيابان ( تف كردن ) كه باعث انتقال برخي بيماري ها مي شود ، يك برنامه ي دقيق تدوين شده و چندين دهه دنبال شده است تا بالاخره پس از يكصد سال اين عادت بد را از سطح جامعه ريشه كن كرده اند . روش هاي غير علمي و سليقه اي و تلون و گونه گوني رويه ها ي فرهنگي و نداشتن تصويري دقيق از يك هدف نهايي يا نداشتن ديد بلند مدت باعث شكست و افول مقوله ي فرهنگ مي شود. در حال حاضر بر اساس آمار موجود، حدود یک هزار و 775 کتابخانه با 15 میلیون جلد کتاب در کشور وجود دارد که با توجه به استاندارد بین المللی ، کشور ما به 14 هزار کتابخانه و 140 میلیون جلد کتاب دیگر نیاز دارد .(پايگاه خبري تحليلي فراروcom.www.fararu) این مسائل همواره موجب شده است تا ایران با وجود برخورداری از سابقه طولانی فرهنگی جایگاه شایسته ای در میان کشورهای جهان نداشته باشد. از اين رو بهتر است به جاي لاف زدن و ادعاهاي گزاف در خصوص اعلا بودن فرهنگ مان ، هر فرد در هر جايگاهي كه هست و به هر مقدار كه مي تواند در جهت افزايش ميزان مطالعه و بالا بردن آگاهي خويش و اطرافيانش تلاش كند . دولتمردان نيز بهتر مي دانند كه مساله ي فرهنگ نوعي مهندسي دقيق نياز دارد و كاري كاملن علمي است . سرمايه گذاري در حوزه ي فرهنگ شايد اثرات عيني كوتاه مدتي نداشته باشد اما به شرط اصولي بودن ، پايه و اساس جامعه را محكم كرده و روح انسان ها را پاكيزه و شايسته مي گرداند . به اميد آن روز!

نظرات (۱)

محمد رضا غیاثی:
چرا درباره ی کتاب هایی که دانش آموزان نمی خوانند سایتی طراحی نمی کنید؟

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

تبليغات




ارسال اخبار به ایمیل





Powered by WebGozar

درباره این مطلب

این صفحه حاوی یک نوشته از سایت که در January ۱۱, ۲۰۰۹ ۱۲:۴۱ AM ارسال شده می باشد.

مطلب قبلی این سایت غزه در آتش و بی غیرتی عرب ها بوده است.

مطلب بعدی این سایت وحيد نصيرزاده براي مسابقات انتخابي مردان اهنين كشور عازم مسابقات شد است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

قلم انگار هاي شما را از ديارمان گناباد پذيراييم.

يادداشت ها ، درد دل ها و طرح هاي خود را در رابطه با  شهرستان گناباد  برايمان بفرستيد ...  

   

مسئولیت مطالب این سایت با نویسنده آن است. برداشت از مطالب این سایت با ذکر نام منبع و نام نویسنده آن آزاد می باشد.
© 2006-2009   1385-1388