فر هنگ فولکلوریک بجستان- یونسی آخور(ăkhoor) جای تعلیف حیوان که در ارتفاع مناسب قد حیوان تهیه می شود و بیشتر گلی یا آهنی یا چوبی است. آووست: (ăvoost) آبستن. استاق: (estăgh) سقط او چر- علف چر: (alef char- ov char)هزینه ای که بابت چرای گوسفندان و آشامیدن آنها به مالک زمین پرداخت می شود او قوروت: (ov ghoroot) قره قوروت بخته: (bekhta) بز نر جوان بوده: (buda) علف زعفران تابیده خشک شده. غذای مرغوب احشام. بوز: (booz) بز پاتیل: (pătil) دیگ کوچک دم دستی دامداران ترید: (terid): بجای کاه نم استفاده می شود. کلمه در اصل عربی است و به نانی که در خورش خیس شود می گویند. تکه: (tekka) بز نر دو ساله تلومب: (teloomb)عمل جدا کردن کره از دوغ. به نظرم به مجموعه مشک و سه پایه و پره اش هم می گویند. جک: (jak) در اصطلاح بجستانی آغوز می شود جلاب: (jellăb) چوپانی که صبح احشام را برای چرا می برد و شب بر می گرداند. ریشه عربی دارد و در بوستان سعدی هم آمده است. چاووش: (chăvoosh) بز نر یک ساله حاشی: (hăshi) بچه شتریک ساله خلامه: (khelăma) گله بزغاله نوزاد خلج (khelaj) حیوانی که گوش سیاه همراه با دانه دانه های سفید دارد. دپل : (de pal) سگ یا گرگ ماده آماده جفت گیری. د تکه: (de tekka): گوسفند ماده آماده آبستنی که در رفتارش مشخص است. د گو: (de gov) گاو آماده آبستنی سفد: (sefed) حیوانی که گوش سفید دارد. سومب: (soomb) طویله زمستانی احشام که در دل کوه یا تپه می کنند و شبهای زمستان گرم است و از حمله گرگ هم محافظت می کند. شکل دیگری از کلمه سُمج است که در متون زیاد آمده است. شیراز: (shirăz) حاصل چکیدن آب دوغ است که چربی کمتری دارد. شیشک: (shishak) گوسفند نر یک ساله عرس(aros) گوسفند یا بز یا گاوی که پیشانیش سفید باشد. علا(ală) گوسفند یا بزی که گوش بلندی دارد قچ: (ghoch) گوسفند نر فرش(ferash) گوسفند یا بز زود زای فله: (fela) به شیری گویند که با درصد کم آغوز مخلوط شود. یک نوع خوراک مقوی قوروت: (ghoroot) کشک خشک کامه: (kăma) به نظرم ماست چکیده ای که با سبزیجات مخلوط شده باشد. کاه نم: (kăh nam) کاه خیس خورده که با آرد یا جو مخلوط می شود. غذای متداول زمستانی احشام. کفتر: (keftar) حیوانی که گوش سیاه همراه با لکه های بزرگ سفید دارد. کمور: (kemoor) گوسفند یا بز دیر زای کونجاره: (konjăra) کنجاله. کورّ(koorr) گوسفند یا بزی که گوش کوچکی دارد کولار: (koolăr) بز ماده یک ساله گاووگ: (găvoog) شتر ماده دو ساله گودوش: (gov dosh) ظرف بزرگ شیر دوشی مخصوص گاو گورماس: (goormăs) مخلوط شیر و ماست. یک خوراکی گوسپن: (guspan) گوسفند گومار: (goomăr) شیفت چوپانی که معمولاً یک شبانه روز است. گیسه: (gisa) بز ماده دو ساله گیش(gish) گوسفند یا بزی که گوش متوسطی دارد لحمه: (lahma) ترشحات حیوان مخصوصا ترشحات رحم حیوان ماده بویژه در ایام جفتگیری حیوان که اغلب برای جلب جنس نر زیادتر می شود. لک: (lok) شتر نر دو ساله ماس: (măs) ماست ماس چکیه: (măse chekiya) ماست چکیده، ماستی که در کیسه ریخته باشند تا آبش را بگیرند و سفت شود. میزان چربیش بیشتر است. مش: (mesh) گوسفند ماده دو ساله نر بوز(ner booz) بز نر ور او رختن: (ver ov rekhtan) رفتن گله برای آب خوردن ورزای: (ver zăy) پا به ماه، نزدیک به زایمان http://www.bajestan-turism.blogfa.com/post-4.aspx






