جغرافیای تاریخی شهرستان گناباد

دسته: فرهنگي
یکشنبه - 27 آبان 1386
جغرافیای تاریخی گناباد در دوره تیموری سده های ۸ و ۹ هجری

کتاب جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو به تشریح نام ولایات و قریه های خراسان در سده های ۸ و ۹ هجری می پردازد.

از اطلاعات این کتاب و دیگر متون کهن می توان به نتایج و نکات بسیار ارزنده ای در موررد شهرستان رسید که تلاش محققان و اساتید فن را می طلبد. 

در این متن تاریخی نکات جالب توجهی دیده می شود. از جمله اینکه مرکز ولایت قهستان را در آن دوره گناباد ذکر می کند «و مولائیان که حاکم قهستان بودند، در جنابد نشستندی»
 برای بدست آوردن عظمت گناباد در آن زمان می توان آن را با توصیف بیرجند در این کتاب مقایسه نمود…

 

در این متن تاریخی نکات جالب توجهی دیده می شود. از جمله اینکه مرکز ولایت قهستان را در آن دوره گناباد ذکر می کند «و مولائیان که حاکم قهستان بودند، در جنابد نشستندی»
 برای بدست آوردن عظمت گناباد در آن زمان می توان آن را با توصیف بیرجند در این کتاب مقایسه نمود. نویسنده گناباد را این گونه معرفی می کن «ناحیتی عظیم است بیست دیه و پنجاه مزرعه از توابع آن است» در حالیکه از بیرجند این گونه نام می برد «ناحیتی مختصر است، سه قریه و سی و پنج مزرعه دارد» که در متن نام نوزده قریه از گناباد را ذکر می کند و سه قریه بیرجند را این گونه بر می شمارد:
 -بژدا – اسفهرود – دامن کوه
 از دیگر نکات جالب در این متن توجه به نام قدیمی مناطق گناباد است. مثلاً نوغاب در نسخ مختلف با دو املا «نوغاب و نوقاب» نوشته شده است که نشان می دهد اختلاف نگارش این کلمه در زمان حاضر به چند صد سال قبل باز می گردد؟!
 برای بعضی از نام قریه ها در زمان حال مصداق خارجی وجود ندارد که یا نشان از ویرانی آنها می باشد یا نام آن قریه تغییر یافته است که این نکته جای تحقیق و بررسی بسیار دارد.

معرفی کامل کتاب و نویسنده آن: 

جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو
 تالیف شهاب الدین عبدالله خوافی (حافظ ابرو) تصحیح و تطبیق: دکتر غلامرضا ورهرام.
 نورالله عبدالله بن لطف الله بن عبدالرشید البهدادینی (الخوافی) المدعو به حافظ ابرو از مورخان نامی و بزرگ دوران تیموری است. فصیحی خوافی که معاصر او بوده وفات او را در ۸۳۳ هجری ذکر می کند و مدفن او را در زنجان در جوار قبر ابوالفرج الزنجانی می داند.
 از حافظ ابرو کتب مختلفی در تاریخ و جغرافیا بر جای مانده است.

 متن این کتاب از تصحیح و مقابله این پنج نسخه خطی بدست آمده:
 1- بریتانیا (نسخه اصلی) ۲- تاشکند ۳- دیوان هند ۴- سالتیکف (درن) ۵- کتابخانه ملک
 که اختلاف نسخ در زیرنویس ها ذکر گردیده است.

خراسان در این کتاب به دوازده ولایت تقسیم شده است.
– هرات و توابع آن
– ولایت قهستان
– ولایت نیشابور و توابع آن
– مرو
– بلخ
– دره جز، طالقان، فاریاب
– بیهق
– ولایت شقان و جوربد
– طوس و مشهد مقدس
– ابیورد
– نسا
– جوین

 در این کتاب گناباد در ذیل ولایت قهستان ذکر شده است. این ولایت مشتمل بر این ناحیه ها است.
– جنابد
– بیرجند
– تون
– زیرکوه
– بجستان
– نهارجان
– دشت بیاض
– طبس گیلکی و رقه
– شاخن
– فشارود
– مومن آباد
– ترشیز
– قاین
– طبس مسینا
– خوسف

 

 ولایت قهستان
 ولایتی طویل و عریض است. دور آن قریب صد فرسخ زیاده (۱) باشد. شرقی آن ولایت خواف است و بیابانی که میان خواف و فراه و سیستان افتاده است. غربی آن بیابانی است که میان فارس و کرمان افتاده است. شمال آن اعمال نیشابور و سبزوار است، و جنوبی اعمال سجستان و بیابان کرمان و قهستان مشتمل است بر چند قصبه و ناحیت بزرگ و در ایامی که ملحدان مستولی شدند و تختگاه ایشان الموت بود ، اعیان ایشان قهستان مسخر کردند و مدتها در تصرف ایشان بود تا آن زمان که پادشاه گیتی ستان هولاکوخان (۲) بن تولی خان بن چنگیزخان به خراسان آمد، قلاع ایشان را به تمام مسخر گردانید در تاریخ سنه خمس و خمسین و ستمائه (۶۵۵ ه.). ناحیتهاء قهستان این است که ذکر کرده می آید:
 ناحیات:


 جنابد (۳)
 ناحیتی عظیم است بیست دیه و پنجاه مزرعه از توابع آنست و مولائیان (۴) که حاکم قهستان بودند، در جنابد نشستندی. و جنابد به خواف نزدیکست، و قرای مشهور وی (۵) این است: (۶)
 قریه مفند (۷) ، قریه نوغاب (۸)، قریه قوژد، قریه نوده، قریه سعوره (۹)، قریه بیدخت، قریه درق (۱۰)، قریه فرمی (۱۱)، قریه بویمرغ، قریه سنو، قریه رقاصان، قریه زرویه، قریه دیسفان، قریه روشناوند، قریه کلات، قریه طیبد، قریه کاخک، قریه خانیک، قریه جزین.

 ناحیت بجستان
 ناحیتی مختصر است. سه قریه (۲۹) و بیست مزرعه دارد. بجستان، اسم ناحیت زیناباد، مارندز، قریه یونسی.

 ناحیت بیرجند
 مردم آن ناحیت، اکثر بازرگان باشند و آب کاریز دارند. و آب و زمین هر یک علی حده، قسمتی تمام دارد. ناحیتی مختصر است، سه قریه (وسی) و پنج مزرعه دارد.

 

زیر نویس ها:

  1- تاشکند: صد فرسخ باشد زیادت گفته اند: درن: و بلکه زیادت.
 2- در زمان منکوقاآن نواده چنگیز خاتن مغول، ایران در تحت سلطنت «هولاکو» (برادر منکوقاآن و یکی از فرزندان تولی پسر چنگیز) در آمد و جانشینان او خاندان «ایلخانان» ایران را تشکیل دادند. هولاکو به سهولت امرای محلی ایران را که پس از انقراض خوارزمشاه در صدد احیای استقلال بودند از میان برداشت و پس از قلع و قمع اسماعیلیه و  تخریب قلاع مستحکم آنها بغداد پایتخت خلفای عباسی را در سال ۶۵۶ ه – ق فتح نمود و مستعصم آخرین خلیفه عباسی را کشت و شهر بغداد را قتل عام کرد. «هولاکو» در راه پیشرفت خود بهیچ مانعی بر نخورد، مگر آنکه ممالیک در مقابل او مقاومت کردند. پایتخت او شهر مراغه بود. وی فرمانروای ایران و آسیای صغیر و قسمتی از هندوستان تا کناره های دریای مدیترانه گردید. جانشینان او مدت یک قرن سلطنت داشتند.
 3- در نسخه تاشکند زیر «جنابد&
raquo; به خطی دیگر اضافه شده است: که در فرمانها گوناباد می گویند.
 4- در نسخه اصلی، دیوان هند: مولاتیان؛ تاشکند: حولاسان، سلسله حاکم قهستان، که با عبدالله بن مولائی از سال ۷۳۶ق/۱۳۳۶ م (مرگ ابوسعید، آخرین پادشاه ایلخانی) مستقلاً‌ در قهستان حکومت می کردند، و با ملوک کرت که برای تصرف قهستان تلاش می کردند، دائم در جنگ بودند. چنین بنظر می رسد که در سال ۷۵۶ق/ ۱۳۵۵م (یا ۷۵۹ق/ ۸-۱۳۵۷ م بنابر تاریخ حافظ ابرو، نسخه خطی موزه بریتانیا، برگ ۳۰۶ ب)، با مرگ «سوتلمیش بن عبدالله بن مولائی» در نبرد «رزه» (فرامارزن) این سلسله از حاکمیت بر قهستان بر کنار شد. از آن تاریخ به بعد، در منابع نامی از این سلسله برده نمی شود. جد این سلسله «امیر مولائی» از قبیله «دوربان» از جانب مادری عموی «ایلخان غازان» بود. و در زمان او به مقام امیری الامرائی رسید، که پیوسته از نزدیکان سلطان محسوب می شد. در زمان حکومت «غازان» در خراسان سپاه وی در قهستان بود. پس از آنه «غازان» در سال ۶۹۴ ق به مقام ایلخانی رسید، او به آذربایجان رفت، و لشکرکشی غازان را علیه سوریه به عهده داشت. درباره موقعیت او در زمان «اولجایتو» و «ابوسعید» اطلاعی در دست نیست. در سال ۷۰۶ ق/۱۳۰۶ م یک بار دیگر از وی نام برده می شود. دراین زمان او در قهستان و سیستان بود (نگاه کنید به رشیدالدین فضل الله، جامع التواریخ، به سعی و اهتمام عبدالکریم علی اوف، ج۳، (باکو، ۱۹۵۴)، تحت نام «مولائی»؛ و نیز فصیحی: مجمل فصیحی، ج۲، ص ۱۵، ۷۸، ۸۵؛ سمرقندی: مطلع السعدین، تحت نام «مولائیان»، و عبدالله مولائی، سوتلمش؛ خواندمیر: حبیب السیر، تحت نام «سوتلمش بک» تاریخ سلاطین مولائی بنابر مجمل فصیحی.
 امیر مولائی: تا سال ۷۰۶ق/ ۱۳۰۶ م در قید حیات بود (مجمل فصیحی، ج۲، ص ۱۵). عبداله بن مولائی: مرگ ۲۲ ربیع الاول ۷۵۲ق/ ۱۳۵۱ م (مجمل فصیحی، ج۲، ص ۷۸). سوتلمش بن عبدالله: مرگ دوشنبه ۱۴ ربیع الثانی ۷۵۶ق/ ۱۳۵۵ م (مجمل فصیحی، ج۲، ص ۸۵).
 5- تاشکند: دیوان هند: این ناحیت.
 6- در دیوان هند جای بیشتر قراسفید و نانویس است.
 7- تاشکند: میند؛ دیوان هند: درن: إ: ۹?ید.
 8- تاشکند، درن: نوقاب.
 9- تاشکند: سسعود؛ درن: سعواد.
 10- تاشکند، درن: درق.
 11- تاشکند: فرمتی؛ درن: مرمتی؛ درن فرمی.
 29- تاشکند: چهار قریه.

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1903 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه 28 آبان 1386 - 11:08 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

…. در سابفه تا ریخی تهران آمده است ”
…دو سد سال پیش تهران قریه کو چکی است…برسرراه رى …..وامروز تهران!!!
گیرم پدر تو بود فاضل….از فضل پدر توراچه حاصل!!!

gonabad boy این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه 4 آذر 1386 - 5:29 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکرازمدیریت سایت که با این مطالب هویت و تاریخچه ی اصلی گناباد را برای همه ی دوست داران گناباد به تصویر کشیدند.

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنجشنبه 26 خرداد 1390 - 9:15 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مطالب بدی نبود اما سعی نکنید با حذف بقیه برا خودتون کسی بشین چرا تمام واقعات تاریخ رو نمینویسین اینکه گناباد عزیز چند صباحی مرکز کهستان بزرگ بوده شکی نیست اما دلیل نمیشه که فقط خوبیا رو بگین

omid این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه 7 شهریور 1390 - 4:12 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و عرض ادب
با تشکر از حسن توجه حضرتعالی به این نکات ظریف
از جنابعالی تقاضا دارم شما که دسترسی به این کتاب دسترسی دارید و بنده موفق به دستیابی به این کتاب نگشتم شرح بلوک یا ناحیت فشارود مطالبی که در این ۵ کتاب ذکر شده را ایمیل نمائید. با کمال تشکر